۱۳۸۹/۱۰/۰۴

فکری برایش بکنیم! عروس آزربایجان (دریاچه اورمیه) در حال احتضار است.

یاشار اؤلمز 
دریاچه اورمیه دیگر آن دریاچه سرحال و پرآب قدیمی نیست که با دیدن گردشگران موج می زد، عروس آزربایجان به یک شوره زار و نمک زار تبدیل شده و گردشگران نه برای گردش بلکه برای عیادت و دیدن نابودی او سرازیر آذربایجان می شوند. وقتی به دیدنش می آیید برایش یک بطری آب بیاورید چراکه پزشکان علاج او را، مانند هر انسان و موجود تشنه ای در آب می بینند، این تنها خواسته آزربایجان است از شما، برای حفظ پاره تنش.
اما مساله این است که غصه خوردن مردم و مسؤلان چاره کار نیست و دریاچه اورمیه را از مرگ حتمی نجات نمی دهد. این یک واقعیت است که دریاچه اورمیه، اگر فکری برایش نشود به یک شوره زار نمک تبدیل می شود و با مرگ دریاچه اورمیه باید شاهد مرگ فلامینگوهای مهاجری هم باشیم که از این دریاچه زیبا بعنوان زیستگاهی برای خود استفاده می کنند که البته باید بگوییم که استفاده می کرده اند چرا که با مشکلاتی که برای این دریاچه بوجود آمده دیگر پرنده مهاجری برای این دریاچه باقی نمانده است.
در ماههای ميانی سال 1358 مدير کل وقت راههای آزربايجان تصميم مي گيرد که راه ميان گذری در درياچه اورمیه به منظور سهولت ارتباط بين اورمیه و تبريز احداث شود. با سرعتی باور نکردنی عمليات اجرايی از ساحل غربی آغاز می شود.  همچنان که سنگريزی از ساحل غربی ادامه می يابد، از ساحل شرقی نيز عمليات اجرايی با تغييری در طرح اوليه پی گيری می شود. جاده اوليه به بزرگراهی با چهار باند و به عرض 25 مترتبديل و در زمان کوتاهی قسمت های اوليه آن اجرا می شود. با نزديک شدن به قسمت های ميانی درياچه، سرعت عمليات به نحو چشمگيری کاهش می يابد. علاوه بر افزايش عمق درياچه، طرح با مشکل ديگری نيز مواجه می شود، عمق بستر لجنی به شدت افزايش يافته و به 200 متر می رسد و حتی در قسمتی حدود 1000 متر تخمين زده می شود. 14 کيلومتر ساخته شده و امکان احداث يک و نيم کيلومتر باقيمانده ميسر نيست. پس از سال ها در سال 1368 پل شناوری مشابه پل های شناور جزيره مجنون که در زمان جنگ استفاده می شد، بين دو قسمت نصب شد. در همان سال بدليل خوردگی شديد و شدت جريان آب بين دو قسمت شمالی و جنوبی درياچه، پل دچار آسيب هايی شد و در نهايت بر اثر وقوع يک طوفان تخريب گرديد. از آن تاريخ به بعد در شرايط جوی مساعد، شناوری جهت انتقال خودروها که اکثرا بدلايل تفريحی از اين محور عبور می کنند در درياچه مستقر شد. و امروز بعد از 30 سال این میانگذر افتتاح گردید اما نیمه تمام!!! خوب شد که افتتاح گردید، چون با افتتاح آن مسؤلان از بیماری دریاچه، که در مرحله حاد بود و نمی دانستند و یا اینکه می دانستند و به روی خودشان نمی آوردند.- چرا که خوب می دانستند که ثوابشان کباب از آب درآمده است- با خبر شدند.
درياچه اورمیه بعنوان بزرگترين پهنه آبی داخلی ايران و بيستمين درياچه آبی جهان با وسعتی در حدود 51786 کيلومتر مربع از حدود 20 رودخانه دايمی و فصلی و چندين مسيل طبيعی تغذيه می شود. از عمده ترين اين رودخانه ها می توان از جیغاتی،تاتائو، آجی چای،  نازلی چای، زولا و شهر چای نام برد. حدود ۴۰ سال پیش منطقه حفاظت‌شده اعلا‌م گردیده و از سال ۱۳۵۴ نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین تالا‌ب‌های بین‌المللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده است. این دریاچه همچنین یکی از 9 ذخیره‌گاه بیوسفری ایران است که در یونسکو ثبت گردیده است.
زمانی که هنوز هیچ سدی روی این دریاچه ساخته نشده بود، 5/5 میلیارد متر مکعب آب به درون این دریاچه وارد می‌شد. اما اکنون این رقم به کمتر از 1 میلیارد متر مکعب رسیده و این به معنی وقوع یک فاجعه زیست‌محیطی است. اگر 30 درصد از آب هر سدی که روی دریاچه اورمیه زده‌اند را به داخل این دریاچه بریزند، شاید بتوان از نابودی کامل آن جلوگیری کرد
تقریباً تمامی کارشناسان محیط زیست بر این باورند که اگر اقدامی سریع و جدی انجام نگیرد، دریاچه اورمیه به زودی خشک شده و سرنوشتی مانند دریاچه آرال پیدا خواهد کرد.
دریاچه آرال نیز که یکی از دریاچه‌های مهم جهان به شمار می‌رفت، علیرغم هشدار کارشناسان، در نتیجه طرح‌ها و پروژه‌های نه چندان صحیح مسئولین وقت شوروی، پس از شصت سال برای همیشه نابود شد و یک فاجعه بزرگ انسانی و زیست‌محیطی در حاشیه دریاچه آرال به وقوع پیوست. در سال 1950 خروشچف دبیرکل حزب کمونیست و رهبر وقت شوروی دستور داد مسیر آب رودخانه‌های "آمودریا" و "سیردریا" که همواره به دریاچه آرال می‌ریخت، تغییر داده شود. علت چنین تصمیمی این بود که خروشچف قصد داشت اراضی زیر کشت پنبه را از ۵/۳ میلیون به ۵/۷ میلیون هکتار افزایش دهد. چرا که به نظر او، پنبه یک کالای مهم استراتژیک برای شوروی محسوب می‌شد و در واقع طلای سفید بود.  سر انجام با خشک شدن این دریاچه صنعت شیلا‌ت در منطقه به همراه ۶۰ هزار شغل از بین رفت و همه آرزوهای دولتمردان سابق شوروی با نابودی مزارع پنبه همانجا دفن شد.
با خشک شدن دریاچه آرال بستری از نمک به وسعت ۳۶ هزار کیلومتر مربع بر جای ماند. توفان‌های شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفت‌کش‌ها و سموم کشاورزی بودند، انواع بیماری‌های تنفسی و سرطان‌های پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد. بر اساس گزارش یونسکو در این منطقه، سلا‌مت زنان باردار به علت کیفیت بد آب آشامیدنی همچنان رو به وخامت است و نوزادان مرده و ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آیند. به طوری که این منطقه هم‌اکنون یکی از بالا‌ترین میزان مرگ و میرهای نوزادان در جهان را داراست.
سرنوشت تلخ دریاچه آرال و نتایج حاصل از آن به خوبی نشان می‌دهد که خشک شدن دریاچه اورمیه می‌تواند فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر و تلخ‌تر به بار آورد. چرا که دریاچه اورمیه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که دریاچه آرال علیرغم اهمیت‌ فوق العاده‌اش فاقد آن بود
منبع
http://tinyurl.com/277nkk8