۱۳۹۳/۰۱/۲۵

پرسه خشک شدن دریاچه اورمیه

نویسنده: فاطمه ظفرنژاد
منبع:
ماهنامه تخصصی بازار کشاورزی – سال چهارم – شماره 52
دومین همایش ملى بحران زیست محیطى پارك ملى دریاچه اورمیه در آخرین روزهاى تیرماه 1389 از سوى دانشگاه پیام نور، استاندارى آزربایجان غربى، دفتر طرح حفاظت از تالاب هاى ایران، سازمان حفاظت از محیط زیست استان آزربایجان غربى، پارك علم و فن آورى استان آزربایجان غربى، مركز تحقیقات آرتمیاى كشور، و دانشگاه اورمیه در سولدوز (نقده) برگزار گردید. كمابیش مانند گذشته مسئولان متمایل به توسعه با ساخت و سازهاى ناپایدار، گناه همه چیز را به گردن بیگناه ترین ها انداختند. یعنى همانا طبیعت بى زبان و كشاورزان مولد. طبیعت متهم به خشكاندن دریاچه با كمى بارندگى و گرما و.... شد. وكیل مدافعى هم نداشت كه بگوید پس چرا طبیعت در هزاران سال گذشته از آن زمان كه تمدن پیرامونش شكل گرفت، از آن زمان كه  كه نامش اورمیه بود و.... هرگز نخشكید و چنین اتهامى نخورد؟ مگر با این نسل دشمنى دارد؟ دیگر متهم یعنى كشاورزان و جوامع بومى متهم شدند كه با حفر چاه در پیرامون دریاچه گویى سبب خشك شدن آن شده اند! این متهم نیز وكیل مدافعى نداشت كه بگوید مگر مى شود دریاچه اى به این وسعت را با آب كشیدن از سفره هاى زیرزمینى مجاورش خشكاند؟ آب كشیدن بیش از اندازه در سفره هاى مجاور تنها ممكن است آب سفره ها را شور كند اما نمى تواند سبب نابودى دریاچه اورمیه شود.
سهم 5 درصدى سدسازى در بحران پارك ملى دریاچه اورمیه و خشكیدن آن، از سوى معاونت عمرانى استاندارى آزربایجان غربى اعلام شد كه البته در سخنرانى هاى جامع نگر همین همایش دوروزه نیز نادرستى آن به اثبات رسید. حتى یكى از استادان دانشگاه تهران همه بحران را از چیزى دانست كه وى نامدیریت منابع آب نامیدش. 
رویكرد سخت افزارى یا راهكار سازه اى كه معاونت عمرانى استاندارى آزربایجان غربى آن را اعلام كرد تصویب 4000 میلیارد براى ساخت یك سامانه انتقال آب (از زاب دیاله..) به حجم سالانه 500 میلیون مترمكعب براى درمان وضعیت بحرانى دریاچه اورمیه بود. همانا راهكار اشتباه دیگرى كه ارائه شد تا روى اشتباهات مدیریت سازه اى دولتى و سدسازى هاى نیازسنجى نشده، و ژرف اندیشى نشده شركت هاى دولتى شاید سرپوش بگذارد كه خواهیم دید نمى تواند. این راهكار، همانا از آب كره گرفتن باز هم بیشترِ شركت هاى ناپاسخگوى ساخت و ساز در آبخیزهاست. این راهكار همانا دفع فاسد به افسد است كه در برون به بهانه چاره جویى براى دریاچه اورمیه، و در نهان به هدف سودجویى بیشتر شركتهاى ساخت و ساز در آبخیزها عرضه شده است. 
سازمان محیط زیست استان آزربایجان شرقى با سهم 5 درصدى سدسازى مخالفت كرد. نماینده این سازمان پس از بررسى شرایط بحرانى این پارك ملى و خشكیدن فاجعه بار دریاچه اورمیه، اعلام كرد كه با سهم 5 درصدى سدسازى موافق نیست.
تمركز بر فنون اندازه گیری، محتواى بسیاری از مقالات همایش بود كه بیشتر بر الگوهای ریاضی و کامپیوتری استوار بود تا تحلیل و آسیب شناسى این مساله مهم ملى. بیشتر مقاله هاى ارائه شده با موضوع همایش یعنى بحران در پارك ملى اورمیه ارتباط مستقیم نداشتند یا آنكه بیشتر خشكسالى و اقلیم و طبیعت را عامل خشكى و كاهش آب و ناپدیدى دریاچه اورمیه قلمداد مى كردند. مقالاتى كه به مساله بسیار مهمى چون ساخت 40 سد در 14 آبخیز مشرف به دریاچه اورمیه نپرداختند. این گونه گریز از تحلیل جامع نگر و گرایش به فن گرایى صرف، از آنجا كه فرانگر و ژرف نگر نیست توسعه را به ضد توسعه بدل می كند. كاربرد برنامه ریزی یاضی، آماری، شبیه سازی و الگوسازی کامپیوتری در مدیریت منابع طبیعی دهه هاست منسوخ شده و مفاد دستور 21 جانشین آن شده است.
آسیب شناسى جامع نگرانه بحران نیز محتواى برخى مقاله ها بود. این رویكرد با توصیه به ارتقا آموزش محیط زیست و توسعه پایدار، مدیریت منابع آب در كشور و نیز اثرات بیابانزایى سدها را مهم ترین عوامل بحران پارك ملى اورمیه اعلام كرد و اصلاح این شیوه نادرست را ضرورى دانست. تحلیل هاى فرانگرانه، سدسازى را مهم ترین و یا تنها عامل خشكیدن دریاچه اورمیه دانستند.
اورمو گولو یا دریاچه اورمیه دومین دریاچه شور جهان، فهرست شده در پیمان رامسر، و یكى از مهم ترین پیكره هاى آبى ایران است. حوضه آبریز اورمیه 51876 كیلومترمربع وسعت دارد ( 3٪ مساحت  كل كشور) و 14 رودخانه مهم مانند جیغاتی(زرینه رود)، تاتائو(سیمینه رود)، گدار، باراندوز، شهرچاى، نازلو، و زولا با آورد 5,5 میلیارد مترمكعب درسال به دریاچه اورمیه مى ریزند. دشت هاى مهمى مانند دشت تبریز، اورمیه، مراغه، سویوق بولاق (مهاباد)، قوشاچای (میاندوآب)، سولدوز (نقده)، سلماس، خانا (پیرانشهر)، آذرشهر و اشنویه دراین حوضه قرار دارند كه شرایط بوم شناختى و زیستى آنها با شرایط دریاچه اورمیه پیوند تنگاتنگى دارد. دریاچه اورمیه 102 جزیره دارد و در دهه گذشته صدها هزار هكتار از سطح دریاچه آن كاهش یافته و به شوره زار خطرناكى بدل شده است. سازمان محیط زیست پیش بینى كرده كه دریاچه اورمیه تا 6 – 5 سال دیگر بكلى ناپدید خواهد شد و زندگى نزدیك به 6 میلیون انسان در خطر جدى قرار خواهد گرفت. گرچه كه هم اینك نیز این خطر بسیار ملموس است. 
دومین زیستگاه مهم آرتمیا در جهان و تنها زیستگاه آرتمیا ارومیانا، به سبب عدم ورود آب و شور شدن بیش از حد آب دریاچه اورمیه به جایگاه مرگ آرتمیا بدل شده است. آرتمیا خوراك فلامینگوها و پرندگان مهاجر دریاچه اورمیه است. از میان رفتن این نخستین پله زنجیره غذایى از پرنده تا پستاندار این پارك ملى را با خطر روبرو مى سازد. و اینك خطر به انسان رسیده است. دریاچه اورمیه در چند سال آینده بكلى خواهد خشكید و شوره زار نزدیك به 5 هزار كیلومترمربعى، تغییر آب و هوا و گرم شدن منطقه، پیشروى نمك به سوى اراضى كشاورزى و تخریب آن و خالى شدن صدها روستاى دیگر، اضافه بر بسیار روستاهایى كه در مخزن سدها بزور تخلیه شدند، را به ارمغان خواهد آورد.
آب دریاچه اورمیه از گروه آب هاى كلروره سدیك و گِل آن هم از گروه گِل هاى كلروره است و خاصیت درمانى دارد. در گذشته هر تابستان میلیونها گردشگر از سراسر جهان به این شهر مى آمدند و مهمانخانه ها و مهمانسراهاى ساحلى دریاچه اورمیه رونقى دلپذیر داشت. خشك شدن دریاچه اورمیه و ریزگردهاى برخاسته از نمكزارهاى آن، خاصیت درمانی ساحل، گردشگر، مهمانپذیر را ناپدید كرده است. زیان هاى ناشى از دستكارى بى فایده در طبیعت به مردم و جوامع بومى پیرامون دریاچه اورمیه رسیده است كه نه تنها گروهى از آنان معیشت خود را از دست داده اند كه گروه دیگرشان یعنى كشاورزان به گناه ناكردة خشكاندن دریاچه اورمیه متهم اند.
تجربه تلخ خشكیدن دریاچه آرال در دریاچه اورمیه تكرار مى شود. دریاچه آرال پس از ساخت سد روى رودخانه هاى مشرف به این حوضه آبریز مانند رود سیحون (سیردریا) و رود جیحون (آمودریا) كم كم خشكید. اینك بیش از نیمی از مردم بومی این بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان (در گذشته)، وضعیت سرطانى یا پیش سرطانى دارند و 17 جور سم حشره كش در شیر مادران پیدا شده است. خشك شدن دریاچه هواى معتدل منطقه را به هواى گرمسیرى با بادهاى نمكى بدل خواهد كرد و به محیط زیست این پارك ملى آسیب زیادى خواهد زد. در حقیقت باید منتظر اثرات ناسازگار و تلخ خشكى دریاچه اورمیه بر سلامت مردم، بر معیشت مردم، بر كشاورزى و بر دیگر فعالیت هاى آنان باشیم. كامبیز بهرام سلطانى مى نویسد «ده سال پیش وضعیتى كه امروز بوجودآمده براى مسئولین طرح جامع مدیریت یكپارچه دریاچه اورمیه پیش بینى شد ولى گوش شنوایى یافت نشد... با كاهش سطح دریاچه اورمیه، انرژى حرارتى دفع شونده...و توان دریاچه اورمیه در تعدیل اقلیم، كاهش مییابد... ازدیدگاه تحلیل سیستمى، دریاچه و محیط وارد یك دور بازخورد(فیدبك) مثبت میشوند كه نمیتواند به نتیجه مطلوب بیانجامد...نقاط با ارتفاع كمتر از 2000 متر، مانند اورمیه، تبریز، سویوق بولاق (مهاباد)، قوشاچای (میاندوآب)، سلماس، مراغه، سولدوز (نقده)، اشنویه، سراب، در محدوده این تغییرات قرار میگیرند».
سدسازى مهم ترین عامل وضعیت بحرانى دریاچه اورمیه است. نگاهى به سدهاى ایران و سدهاى این حوضه نسبتا كوچك اما مهم نشان دهنده افراط در ساخت و ساز در آبخیزهاى مشرف به این حوضه آبریز است. جدول پیوست كه از تارنمای شركت توسعه منابع آب كشور اخذ شده روند شگفتی برانگیز سدسازی در حوضه آبریز وجود 92 سد در فهرست سدهاى این حوضه كوچك را نشان می دهد. 40 سد ساخته شده، 12 سد در دست ساخت و 40 سدهم در دست مطالعه است(البته آمار مربوط به سال 1389 می باشد و آمار جدید ارائه چندین برابر آمار مذکور هست). ساخت اینهمه سد در استانی كه بارندگى مناسبى دارد و دیمزارهاى آن با اندك سرمایه گذارى در اصلاح شیوه هاى كشت و داشت و برداشت مى توانند غله و حبوبات دیم و حتى باغات دیم (انگور) پردرآمدى داشته باشند شگفتی برانگیز است. نابسامانى و ناپاسخگویی در مدیریت منابع آب كشور كه تنها بر مدیریت سازه اى- سخت افزارى استوار است، نه تنها به تصمیم گیرى هاى دولتى بسیار پرهزینه و ناقض اصول 44 و 48 و 50 قانون اساسى انجامیده كه كشاورزان، عشایر، و سایر اقشار مولد جوامع بومى حوضه هاى آبخیز را با آسیب هاى گاه جبران ناپذیر روبرو ساخته است. ناپدید شدن دریاچه اورمیه یكى ازپیامدهاى این مدیریت ناپاسخگوست.
تنها سه سد جیغاتی، تاتائو، باراندوز، به ترتیب 605 میلیون مترمكعب، 269 میلیون مترمكعب و 164 میلیون مترمكعب، رویهم 1,1 میلیارد مترمكعب یا یك پنجم ورودی دریاچه اورمیه، را در خود نگه مى دارند و ازورود آن به دریاچه اورمیه جلوگیرى مى كنند. جالب اینكه سد جیغاتی مانند بسیار دیگر سدهای كشور برای تامین آب دشتهایی ساخته شد (در قوشاچای) كه بكمك شبكه هاى سنتى آبیارى مى شدند ونیازی به سد نداشتند. پس از ساخت سد زمین های پائین دست زهدار و غیرقابل كشت شدند و هزینه زهكشی سنگین آنها نیز بر دوش بودجه عمومی كشور افتاد. انتقال حوضه به حوضه از جاهاى دیگر نه تنها دردى را درمان نمى كند كه بر مشكلات مى افزاید و خود پیامدهاى گرانبارترى نیز دارد. هرگونه هزینه گذارى براى ساخت سامانه انتقال هدردادن پول محدود كشور است. اینكه مثلا انتقال از زاب یا دیاله یا.. بتواند سالانه 500 میلیون مترمكعب انتقال دهد را باید با شك كامل نگاه كنیم. اعداد و ارقامى كه مشاوران ارائه مى دهند غالبا بیش برآوردهاى معنى دارى نشان مى دهند. این شركت ها ارقام سود سدها یا آورد رودها یا... را بسیار بزرگتر از آنچه هست نشان مى دهند. مگر نه اینكه نزدیك به 60 درصد حجم سدهاى كشور خالى است؟ از سوى دیگر مشاوران و شركتهاى سدساز هزینه ها را بسیار كمتر از واقعیت نشان می دهند. نگاهى به هزینه هاى كمرشكن تزریق بتن در عمق چند صد مترى پاى سدهای لار، كرخه، آبشینه، و... كه گفته شد چندین برابر هزینه ساخت خود سدها بوده، باید ما را با حقایق سدسازى كشور بیشتر آشنا سازد. مشاوران ساخت و ساز در آبخیزها از پیامدهاى اجتماعى، اقتصادى و زیست محیطى چیزى نمى گویند یا آنها را بسیار كمرنگ وانمود مى كنند. اما اگر با مشكل فرار آب در زاگرس كارستیك روبرو نشویم و گیریم كه رقم درست باشد نیز ورود این 500 میلیون مترمكعب آب بسیار پرهزینه، پاسخگوى نیاز و حقابه 5,5 میلیاردى دریاچه نیست. و با هزار اما و اگر شاید 10 درصد نیاز دریاچه اورمیه را نیز پاسخگو نباشد. دیگر زمان تكرار اشتباهاتی به این بزرگى گذشته است.
باروروى ابرها، فناورى تخیلى، ناكارآمد، پرهزینه و بى خاصیتى است كه از سوى وزارت نیرو و تائید كنندگان محیط زیستى اش، براى تامین 20 درصد نیاز دریاچه اورمیه نسخه پیچى شده است. یا نمى دانیم كه ٪20 حقابه اورمیه سالانه بیش از 1 میلیارد مترمكعب است و یا نمى دانیم كه تجربه بارورى ابرهاى كشور در همه این سالها تاكنون شاید چند ده میلیون مترمكعب هم آب تحویل نداده كه حالا بخواهد سالى 1 میلیارد مترمكعب آب نثار دریاچه اورمیه كند. یزد را كه مى خواستیم بدین روش سبزوخرم كنیم شد؟ كه حالا مى خواهیم بزرگترین دریاچه جنوب غرب آسیا را با آن پر كنیم؟
تغییر كارایى آبیارى كارى است درست كه مى بایست پیش از ساخت سدها به آن مى پرداختیم . و البته امروز درمان خشكیدن دریاچه اورمیه نیست چون اگر سدها بمانند آب صرفه جویى شده بازهم پشت دریاچه سدها جمع خواهد شد. و اگر قرار است دریچه سدها را بازكنیم كه تنها راهكار حقیقى و درست و بدون هزینه بیشتر است، چرا امروز باز نكنیم؟ با باز كردن دریچه سدها كشاورزان خود به افزایش كارایى آبیارى اقدام خواهند كرد. 5 سال دیگر بسیار دیر است و احیاى دریاچه اورمیه ممكن نخواهد شد. باز كردن دریچه سدها و انجام فورى بررسى هاى احیاى حوضه آبریز در كوتاه مدت و برچیدن سدها در بلند مدت تنها چاره كار و نخستین گام است كه به هیچ روى نمى توان و نباید آن را نادیده گرفت. چاره عضوى كه به سبب محكم بستن از بالا در حال سیاه شدن و مردن است تنها برداشتن بند و باز كردن راه رگهاى خون رسان به آن است نه وقت و هزینه تلف كردن براى قاروره شناسى. پس از باز كردن دریچه سدها، راهكارهای غیرسازه ای و نرم افزارى مانند اصلاح الگوی مصرف، بسیار زودبازده تر، كم هزینه تر، و كم پیامدتر از روشهاى سازه اى و انتقال حوضه به حوضه و یا شوخىِ بارورى ابرها خواهد بود. بكار گیرى موازین افزایش كارایى آب و بازچرخانى و.. كه در سیاستهاى كلى اصلاح الگوى مصرف بدرستى تكلیف شده اند همراه با برچیدن سدها كه بهتر است هرچه زودتر انجام شوند، احیاى دریاچه اورمیه در بلندمدت را تضمین مى كنند.