۱۳۹۲/۰۷/۰۸

30 سال پیش در مورد خشک شدن دریاچه اورمیه هشدار داده بودند

اومود اورمولو
مدیر کل محیط زیست آزربایجان غربی در مصاحبه ای که با سایت دولتی ایسنا داشته مسئله مهمی را ابراز نموده که به وضوح بیانگر نگرش و به قولی بی‌تفاوتی دولت ایران به مسئله دریاچه اورمیه و محیط زیست آزربایجان جنوبی می باشد. وی در سخنانش از هشدار 30 سال پیش در مورد تسریع روند خشک شدن دریاچه اورمیه پرده برداشته است.
بنا به سخنان حسن عباس‌نژاد محیط زیست کشور و اداره کل حفاظت محیط زیست آزربایجان غربی از 30 سال پیش در خصوص خشک شدن تدریجی دریاچه اورمیه هشدار داده بودند؛ وی علاوه بر عوامل طبیعی فعالیتهای انسانی را نیز مزید تغییر اقلیم در منطقه برشمرده و شرایط حاضر را برای دریاچه اورمیه به وجود آورده است. 
آقای عباس نژاد از عوامل به اصطلاح طبیعی و فعالیت های انسانی که سبب خشک شدن دریاچه اورمیه بوده به هیچ موردی اشاره نکرده اند که آیا سدسازی های دولت ایران در آزربایجان جنوبی و الخصوص ساخت 72 سد بر روی شریان های آبی دریاچه اورمیه که جزء عوامل انسانی اند در خشکاندن دریاچه اورمیه تاثیرگذار بوده اند یا تغییرات اقلیمی که دولت ایران به اصرار مسئله خشک شدن دریاچه اورمیه را طی 17 سال به  تغییرات اقلیمی نسبت می دهد. فقط هیچ موردی از تغییرات اقلیمی در دنیا که طی 17 سال سبب خشک شدن 75% دریاچه و تالابی شود را نیز مثال نمی آورند، چون تغییرات اقلیمی حداقل طی پروسه های 100 ساله سبب ببار آوردن چنین فجایع زیست محیطی می شوند. در عین حال ارگانی به مانند وزارت نیرو که مسئول اصلی سدسازی ها می باشد چرا بدون بررسی نتایج سدسازی در منطقه و تنها به صرف مافیای عظیم سدسازی اقدام به تائید مجوز لازم برای سدسازی در منظقه نموده اند؟ 
وی در قسمت دیگری از سخنانش با شمردن عواملی احداث جاده شهید کلانتری، توسعه کشاورزی به بیش از 2.5 برابر سالیان قبل و تبدیل زمین‌های دیم به آبی، استفاده از صنایع آب بر تغییر نوع کشت سازگار با محیط از جمله عوامل خشک شدن تدریجی دریاچه اورمیه یاد کرده است در حالیکه هیچ گونه اشاره به سدسازی های دولت ایران در آزربایجان جنوبی که سبب تخریب عمده محیط زیست که خشک شدن 75% دریاچه اورمیه تنها یکی از آثار قابل مشاهده آن می باشد اشاره ای نداشته است.

۱۳۹۲/۰۷/۰۲

Urmiye Gölünün 80% qurumuşdur

Umud Urmulu
Güney Azərbaycan, Urmiye: bugünlər iran devlətinin Urmiye Gölü qonusunda yürütdüyü propagandaya qarşı gündəmi dəyişdirən ən önəmli xəbər iranın çevre örgütü danışmanı və uzmanı tərəfindən dilləndirildi, o da Urmiye Gölünün 80% quruduğudur. Mənsur Baqırzadənin dediyinə Görə Urmiye Gölünün 80% təmamən qurumuşdur.
Urmiye Gölündən yanlız 20% qalması yanı sıra indiyədək iran devləti Urmiye Gölünü qoruyacaq və yenidən canlandırmaya dönük heç bir addım atmamaqda israrlidir, eləcə 15 il bundan öncədə Urmiye Gölü quruma sürəci gözlə görünür halə gəlmişdi ancaq iran devləti Güney Azərbaycan’da Baraj tikmə siyasətlərini bütün sürətlə yürütməktəydi və bugün bilə neçə gün bundan öncə Həsən Ruhani tərəfindən yayınlanan bildiriyə görə Urmiye Gölü üzərinə Baraj tikmək sözdə durdurulmuşdur, ancaq bu olay eynən 2 il bundan öncə Mahmid Əhmədinejad tərəfindən də gündəmə gəlmiş ancaq gərçəkləşməmişdir. Tuğralı bilgilərə görə Urmiye Gölü su hövzəsində 73 Baraj bulunmaqdadır. Iran devlətinin bölgədə Baraj tikmə siyasətləri yanı sıra Urmiye Gölünə axan sularda büyük ölçüdə azalmış durumda, Gölə tökülən suların büyük bölümü bölgədə əkinçilik və tarım alanlarında qullanılmaqdadır ancaq iran devlətinin bir çox Tuğralı (rəsmi)verisinə görə  bölgədə əkinçilik və tarım ekonomik olaraq yararlı dəyildir. Son 34 il içində Urmiye Gölü su hövzəsində Əkinçilk alanları 2 qat artmışdır və doğal olaraq bunları bəsləyən su ölçüsüdə qat qat artmış durumda.  
Baqırzadənin söyləşisinin başqa bir bölümündə Urmiye Gölü qurumasından dolayı bölgədə hava istiliyi artmasıda gündəmə gəlmişdir, onun dediklərinə dayanaraq bölgədə son illərdə 1 dərəcə hava istilşmiş durumdadır, bunun nədənı Günəş enerjisinin Urmiye Gölündə bulunan duzlara çarpmasından qaynaqlandığı önə sürülməktədir.

۱۳۹۲/۰۶/۳۱

خشكیدگی یك مناظره بی‌حاصل

اومود اورمولو: مناظره ای که روز جمعه از شبکه یک سیما در مورد خشکاندین دریاچه اورمیه پخش خود به بهترین شکل ممکن وضعیت دریاچه اورمیه و به اصطلاح قدم های پیش رو را مشخص می ساخت، جاییکه مسببین اصلی خشک شدن دریاچه اورمیه حول یک میز نشسته بودند. در مناظره که هیچ یک از متدهای علمی یک بحث زیست محیطی بی طرف را نداشت سخنان و ادعاهای متعددی در مورد علل خشک شدن دریاچه اورمیه و قدم های احتمای احیاء دریاچه بیان گردید بدون اینکه به مهمترین عامل خشک شدن دریاچه اورمیه یعنی سدسازی دولت ایران در آزربایجان جنوبی که توسط وزارت نیرو طی ده های گذشته صورت گرفته و می گیرد پرداخته شود. علارغم گذشت 15 سال از شروع پروسه خشک شدن دریاچه اورمیه هنوز هم که عامل اصلی خشک شدن دریاچه اورمیه با استفاده از شیوه های علمی و نظرات کارشناسان منطقه و جهان مشخص نگردیده خود نشان از نوع نگرش امنیتی دولت ایران به مسئله دریاچه اورمیه و عدم تغییرش می باشد. مسئله ای که می باید با استفاده از نظرات کارشناسان و سازمانهای جهانی و شیوه های علمی بررسی شده و راه حل های منطقی و قابل اجرائی برای آن ارائه گردد از سوی سازمانهائی که خود عامل اصلی خشکیدن دریاچه اورمیه می باشند و اشخاصی که خود نه نماینده مردم منطقه بلکه برآمد باندبازی های متعددی هستند بی شک نمی توانند دردی از دردهای دریاچه اورمیه را دوا کنند، چون مسئله دریاچه اورمیه سالهاست که از محدوده یک مسئله ملی خارج شده و به موضوعی بین المللی و جهانی مبدل گردیده است.
آقای ناصر کرمی در صفحه فیسبوک شخصی اش به موضوع مناظره پرداخته و مسائلی درخور را در همین مورد ابراز داشته که جای تامل می باشد.         
نویسنده:ناصر کرمی
مناظره روز جمعه شبكه یك سیما درباره خشكیدگی دریاچه اورمیه توجه گسترده دلمشغولان این موضوع را جلب كرد. با این وجود محتوای مباحث مطرح شده چندان امیدی را برنینگیخت.
نه فقط امید احیای دریاچه اورمیه بلكه حتی این امید را كه با این مایه از سطح تخصص و انگیزه و اراده كه در میان نهادهای مرتبط وجود دارد، بتوان كاری جدی در این زمینه انجام داد. حرف‌های مطلقاً غیركارشناسی، تصورات غلط و غیرعلمی و ادعاهای نه‌چندان صادقانه متأسفانه این نگرانی را برمی‌تابد كه با وجود وعده‌های رئیس‌جمهوری، برای نگین شمال غرب ایران چندان روزنه امیدی گشوده نیست. در این باره می‌توان به نكات زیر اشاره كرد:
1- نظرسنجی پیامكی برنامه، خود بیانگر نگاه غلط و غیركارشناسی طراحان مناظره نسبت به موضوع بود. از مردم خواسته بودند بگویند برای نجات دریاچه اورمیه موافق كاهش میزان آب تخصیصی به بخش كشاورزی هستند یا نه؟ انتظار دارید یك معلم در اراك یا یك كارمند ثبت احوال در اصفهان به این سوال چه جوابی بدهند؟ طبیعی است كه بگویند آری! همچنان كه نتیجه نظرسنجی هم همین بود. نكته این است كه آیا مردم محلی آمادگی مشاركت مسئولانه برای نجات دریاچه و پرداخت هزینه در این باره را دارند یا نه؟ آنها هستند كه جوابشان به این سوال مهم و اثرگذار است، نه كسانی كه در این باره چندان ذینفع نیستند.
2- هر 6 فرد حاضر در مناظره تأكید داشتند كه تغییر اقلیم یكی از دلایل خشكیدگی دریاچه اورمیه است. مهم‌ترین غلط علمی مصطلح در مناظره نیز همین بود. كدام تغییر اقلیم؟ بر مبنای كدام تغییر معنادار روندهای اقلیمی؟ جالب است كه فقط معاون وزیر نیرو در این باره به یك آمار مشخص اشاره كرد؛ اینكه این منطقه در 5 سال اخیر با كاهش بارش روبه‌رو بوده است. جالب‌تر این است كه خود او 30 ثانیه قبل (بله، واقعا 30‌ثانیه قبل!) اشاره كرده بود كه روند واپس‌نشینی دریاچه از 15 سال پیش آغاز شده است. مضاف برآنكه در این 5 ‌سال، اساساً تمام ایران با كاهش بارندگی روبه‌رو بوده است و نه فقط حوزه شمال غرب. از سوی دیگر، اگر بنابر آمار 5 ساله باشد، بلااستثنا تمام نقاط جهان در این 5 سال دچار تغییر اقلیم شده‌اند. چون قطعاً میانگین بارش و دمای این 5 سال هر جا در جهان با 5 سال قبل از آن , و همچنین به طور كلی با میانگین 100 ساله تفاوت دارد، قدری بیشتر یا كمتر. اما اینها نوسان معمول اقلیمی است و نه تغییر اقلیم. در 40 هزار سال گذشته دریاچه اورمیه خشكسالی‌های خیلی وخیم‌تر و ترسالی‌های خیلی پربارش‌تر را از سر گذرانده است، اما وضعیت كنونی آن در همه 40 هزار سال گذشته بی‌سابقه است. پس، تأكید بر تغییر اقلیم (كه بسیار از نظر اقلیمی بحث بی‌پایه و غلطی است) فقط برای فرار از مسئولیت‌ها انجام می‌شود.
نكته نگران‌كننده در این‌باره، سطح دانش وزارت نیرو درباره موضوعی مثل اقلیم است. آیا این وزارتخانه واقعا گمان می‌كند با آمار 5‌ ساله می‌توان مدعی تغییر اقلیم بود؟ با همین سطح دانش كارشناسی این همه سد را ساخته و این همه راه بر رودخانه‌ها بسته‌اند؟
3- یك نكته جالب تصور استاندار آذربایجان غربی درباره دلیل تغییر شرایط اقلیمی است. او می‌گوید دام‌ها اضافه بر ظرفیت مراتع هستند و نابودی پوشش گیاهی باعث كاهش رطوبت و در نتیجه كاهش بارندگی منطقه شده است. نكته این است كه تقریبا منشأ حتی یك قطره از بارانی كه در ایران می‌بارد، خود سرزمین ما نیست. آبی كه در ایران بخار می‌شود، احتمالاً هزاران كیلومتر دورتر بر فراز هیمالیا تراكم یافته و می‌بارد. آنچه استاندار می‌گوید، آیا بیانگر سطح گزارش‌های كارشناسی است كه در اختیار او قرار گرفته‌اند تا ماجرا را مدیریت كند؟
4- معاون وزیر نیرو مشتاقانه از آمادگی این وزارتخانه برای انتقال آب بین حوضه‌ای گفت. جایی دیگر را بدبخت كنند تا شاید زخم اورمیه كمی التیام پیدا كند. به نظر می‌رسد این وزارتخانه فقط توسط گروهی از مهندسان سیویل كاسبكار اداره می‌شود. شاید لازم باشد چندنفری كارشناس محیط‌زیست چشم و دل‌سیر هم استخدام وزارت نیرو شوند.
5- نماینده اورمیه علناً می‌گوید كه از جای دیگر آب بیاورید و كاری به كار سدها و كشتزارهای آذربایجان غربی نداشته باشید. خیلی هم بر این تصور پامی‌فشارد. اگر او را نماینده افكار عمومی منطقه و اذهان مردم محلی بدانیم، باید بگوییم نجات اورمیه تقریباً ناممكن است! 6- نماینده سازمان حفاظت محیط‌زیست در دفاع از سازمان متبوعش می‌گوید كه 10 سال پیش ما نامه داده‌ایم و خطر در پیش‌رو را گوشزد كرده‌ایم. بله، زحمت كشیده و 10 سال پیش یك نامه داده بودند (همان زمان هم روزنامه‌ها پر بود از اخبار و گزارش‌هایی مبنی بر آغاز روند عقب‌نشینی دریاچه اورمیه) اما بعد چه كار كرده بودید؟ با وجدان راحت رفته بودید پی‌ كارتان؟
7- جالب است كه همه از ساخت بدون ضابطه 70 سد و حفر غیرمجاز 30 هزار چاه سخن می‌گویند و هیچكس نمی‌گوید كه این سدها قارچ خودرو نیستند كه یك شبه و خود‌به‌خود سبز شده باشند و چاه عمیق هم توالت انفرادی نیست كه بشود یواشكی گوشه حیاط آن را ساخت.
وزارت نیرو چرا بدون ارزیابی فنی و دقیق این سدها را می‌ساخته، محیط‌زیست چرا به ساخت این سدها مجوز می‌داده و اگر بدون مجوز او می‌ساخته‌اند چرا مانع‌شان نمی‌شده و چه كسی باید جلوی حفر چاه‌های غیرمجاز را می‌گرفته؟ چرا نگرفته؟ و چرا حالا رسماً قصورش را نمی‌پذیرد؟
8- متأسفانه هیچكدام از طرف‌های مناظره حتی یك بار به دلیل اصلی خشك‌شدن دریاچه، ‌یعنی رویكرد به كشاورزی ناپایدار به طور اعم و تغییر الگوی كشت از انگور به سیب، به طور اخص، اشاره نمی‌كند.
9- درباره نقش میانگذر خیلی گذرا صحبت شد، در حالی كه قطعاً میانگذر (با توجه به تأثیر آن در تالابی‌شدن دریاچه و افزایش تبخیر) حدود 20 درصد در كاهش سطح آب مؤثر بوده است.
10- متأسفانه مناظره با جمع‌بندی‌های پادرهوای غلطی به اتمام رسید، اینكه همه مشكل زیر سر راندمان پایین مصرف آب در حوزه پیرامونی دریاچه است و با چه بهبود این مؤلفه مشكل دریاچه تقریباً حل خواهد شد. تقلیل ماجرا به چنین موضوع تكنیكی كاملاً در دسترس و امیدبخشی، شاید ناشی از مهارت مدیران دولتی در تقلیل ماجراهای بحرانی و حاد به نكات بدیهی و پیش‌پا افتاده است. دامی كه متأسفانه نماینده افكار عمومی هم در آن گرفتار شد و اجازه داد مناظره با این خوش‌بینی به اتمام برسد كه با افزایش راندمان مصرف آب (كه ادعا شد كار كم‌هزینه و راحتی است و وزارت نیرو هم طرحش را آماده كرده) دوباره دریاچه اورمیه به پهنابی خروشان و پرآب تبدیل می‌شود.
سرانجام بحث: برخلاف تصور مدیران دولتی حاضر در مناظره، احیای دریاچه اورمیه كار بسیار دشوار و پرهزینه‌‌ای است. دست‌كم  نیمی از سدهای موجود باید برچیده شوند، این یعنی خارج‌شدن هزاران هكتار از اراضی منطقه از سطح زیركشت و تعطیلی ده‌ها هزار فرصت شغلی. دست‌كم 20 ‌هزار حلقه چاه باید كور شوند. هر چاه منبع معیشت یك یا چند خانواده است. این هم یعنی دست‌كم 100هزار دهان باز كه گرسنه می‌مانند و دولت باید سیرشان كند. الگوی كشت باید از سیب و دیگر محصولات پرمصرف به محصولات خشكی‌پسند تغییر كند. این یعنی دگرگونی كامل اقتصاد محلی منطقه. میانگذر باید به طور كامل برچیده شود. این یعنی یا میلیاردها دلار هزینه برای احداث میانگذری منطبق با اقتضائات اكولوژیكی دریاچه و یا مجاب‌شدن مردم محلی برای تردد خیلی طولانی‌تر.
اجرای این طرح‌ها یعنی برقراری یك دوره ریاضت اقتصادی در منطقه؛ یعنی تخصیص حجم عظیمی از منابع ملی برای كاهش اثرات این ریاضت بر مردم محلی. یعنی آمادگی دولت برای تعامل با صدها هزار مردم معترض محلی. متأسفانه در مناظره شفاف و صریح به این موارد اشاره نشد و فرصت مناظره از دست رفت؛ امیدواریم خود دریاچه از دست نرود. 

۱۳۹۲/۰۶/۲۹

آیا تخریب سدها برای نجات دریاچه اورمیه امکانپذیر می باشد؟

اومود اورمولو
وزیر نیروی دولت حسن روحانی در نشست خبری سخن از تخریب برخی از سدهای حوضه آبخیز دریاچه اورمیه به میان آورده و پس از این سخن بود که معاون دفتر محیط زیستگاه ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست نیز در سخنانی از این سخن چپ‌چیان استقبال نموده و خراب کردن سدها برای نجات تالاب ها در تمام دنیا را امری رایج معرفی نموده و در عین حال خراب کردن سدها را تحت اصول و چهارچوب مخصوص به خود دانسته و به لحاظ فنی به هیچ وجه تخریب سدها برای نجات محیط زیست را کار غیرکارشناسی ندانسته است. 
بی تردید سدسازی های دولت ایران در آزربایجان جنوبی یکی از مهمترین و شاید اصلی ترین عامل در پروسه خشکانیدن دریاچه اورمیه می باشد، در کنار خشک شدن دریاچه اورمیه سدسازی ها سبب تخریب عمده محیط زیست آزربایجان جنوبی گردیده است. با روی کارآمدن دولت جدید در ایران که یکی از وعده هایش احیاء دوباره دریاچه اورمیه بوده پروپاگاندای وسیعی در مدیای دولتی  ومرکزگرا در مورد دریاچه اورمیه بکارگرفته شده که تخریب سدهای ساخته شده بر روی حوضه آبخیز دریاچه اورمیه نیز یکی از این موج های رسانه ای می باشد. اینکه دولت ایران چقدر در تخریب سدها مصمم باشد یا نه ماه های پیش رو مشخص خواهد شد، گرچه که راقم این سطور به سبب تجربه ای که از طرز نگرش دولت ایران بر محیط زیست و الخصوص مسئله دریاچه اورمیه داشته امیدی به تحقق این امر ندارد و بیشتر مسئله را پروپاگاندای رسانه ای ارزیابی می کند. 
همانطور که معاون دفتر محیط زیستگاه ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست نیز در مصاحبه ای بیان داشته تخریب سدهای ساخته شده برای نجات محیط زیست در کشورهای دمکراتیکی که به محیط زیست ارج می نهند امری بسیار عادی می باشد که در این نوشته برای روشن تر شدن موضوع به مثال آمریکا خواهیم پرداخت.
دولت ایالات متحده آمریکا طی 4 سال 250 سد را تخریب نمود 
در اواخر سال های 1800 اکثر قریب به اتفاق مسئولین دولت آمریکا تقریبا طرز نگرش مشابهی نسبت به ساخت سدهای بزرگ داشتند، به نظر آنان طبیعت وحشی را می بایست انسان با ساخت سد به کنترل خود در می آورد. جان وسلی پاول رئیس دفتر سازمان زمین شناسی ایالات متحده آمریکا در سالهای 1881 - 1889 شعاری با این مضمون داشت که رودخانه ها دریاهائی هستند که اصراف می گردند و این شعار بی تردید در تصمیم گیریهای روزولت در سال 1902 برای ساخت سدهای بسیار بزرگ بی تاثیر نبود. بر اساس اطلاعات کتاب "جنگ های آب" اثر نویسنده هندی واندانا شیوا در آن سالها از ارتش ایالات متحده آمریکا نیز هزاران نیرو چه به صورت نیروی مهندسی و چه به صورت نظامی در ساخت سدهای بزرگ ایفای نقش داشته اند وی تعداد پرسنل سدسازی آن زمان آمریکا را حدود 32 هزار غیرنظامی و 300 نظامی معرفی می کند. حتی این تعدا از پرسنل ها تحت ارگانی با شعار "انقلاب سبز" در اقصی نقاط دنیا به سدسازی مشغول بودند. 
دولت آمریکا که در آن سالها به سدسازی های وسیع روی آورده بود امروز با هزاران سد قدیمی که میلیاردها دلار هزینه داشته و دیگر کاربردی ندارند مواجه شده و سالهاست که نهضتی نیز برای تخریب سدهای ساخته شده سده های 1380 شکل گرفته است. بر اساس مقاله ای که به قلم ژولیت ایلپرین در روزنامه واشنگتن پست منتشر شده دولت آمریکا طی سالهای 2006 تا 2010 بیش از 241 سد بزرگ را تخرب نموده، بیشتر سدهای تخریب شده در شرق و غرب آمریکا بوده اند. هدف دولت آمریکا از تخریب سدها گسترش آزاد آب ها، کاهش شدید آبزیان، تخرب عمده محیط زیست از سوی سدها، تهدید حیات انسانی و حیوانی، فعالیت های اقتصادی و ... معرفی شده است. بر اساس آمار رسمی در آمریکا 80 هزار سد بالای 50 سال عمر نموده اند.   
در صورت وجود اراده لازم در دولت ایران در جهت تخریب سدها برای احیاء دریاچه اورمیه به نظر راقم این سطور در کنار این حرکت می باید رفرم های وسیعی در بخش کشاورزی منطقه نیز صورت گیرد و تا حد امکان بهره برداری از آب کاهش یابد، در عین با پرداخت وام های بند مدت به کشاورزان از افزایش سطح زیست کشت خودداری گردد.

۱۳۹۲/۰۶/۲۴

تنها 20% از دریاچه اورمیه باقی مانده است

اورمولو
در حالیکه این روزها پروپاگاندای دولتی در مورد مسائل دریاچه اورمیه بیداد می کند مشاور و کارشناس دفتر تالاب های محیط زیست ایران مهمترین خبر و واقعیت تلخ این روزهای دریاچه اورمیه را منتشر نموده است، بنا به گفته های منصور باقرزاد کریمی 80% حجم آب دریاچه اورمیه خشک گردیده است.
متاسفانه علارغم خشک شدن 80% دریاچه اورمیه تاکنون کوچکترین قدمی در راه احیاء این دریاچه برداشته نشده و از 15 سال پیش که اولین نشانه های آغاز پروسه خشک شدن دریاچه اورمیه هویدا گشت تاکنون در کنار اینکه سیاست های سدسازی دولت ایران در آزربایجان جنوبی را شاهد بودیم حجم آب ورودی به دریاچه نیز با کاهش عمده ای مواجه شد. بنا به نظر بسیاری از کارشناسان بی طرف عاقبت دریاچه اورمیه شباهت های زیاد به دریاچه آرال دارد که به سبب سیاست های غلط دولت شوروی در جهت افزایش تولید و کشت پنبه تمامی آب های ورودی به دریاچه آرال به مزارع پنبه منتقل گشت و سرانجام دریاچه آرال به کویری مبدل شد عینا همین سیاست ها در آزربایجان جنوبی در حال پیگیری می باشد، بسیاری از کارشناسان دولتی حتی کشت سنتی در آزربایجان جنوبی و حتی کشاورزی را با توجه به کم آبی و هزینه محصول مقرون به صرفه نمی دانند. طی 34 سال گذشته سطح زیر کشت در حوزه دریاچه اورمیه به 2 برابر افزایش یافته است.
باقرزاده درعین حال از تغییر اقلیم نیم تا یک درجه سانتی گرادی دمای منطقه دریاچه اورمیه خبر داده است، بنا به گفته های وی کاهش بارش برف و باران در منطقه می باشیم و اقلیم نیز تحت تاثیر این وضعی قرار گرفته، آب ظرفيت گرمايی ويژه‌ای دارد و وقتی خشک می‌شود با تشعشعات نمکی اقليم منطقه سريعتر گرم و سرد میشود و می‌تواند بر افزايش دمای منطقه تأثيرگذار باشد.
آقای باقرزاده نیز از عدم تحقق اعتبارات مرتبط با دریاچه اورمیه سخن گفته است، به نظر وی دریاچه اورمیه اکنون در بدترین وضعیت ممکن خود می باشد. مشاور و کارشناس دفتر تالاب‌های محيط زيست با بيان اينکه توليد محصولاتمان نيز تنها 20 درصد به مردم تعلق دارد، گفت: جالب است سيبی را که به زحمت توليد می‌شود در جاده‌ها می‌بينيم که انباشته شده است و نصيب اکناف و حيوانات مي‌شود و مردم سهم ناچيزی دارند. برای نمونه بايد بگويم که استفاده ما از ذخيره آب نادرست است و به درستی از آب موجود در هيچ عرصه‌ای استفاده نمی‌کنيم چرا غرب از يک مترمکعب سه کيلو محصول برداشت می‌کند اما ما از همين ميزان آب يک چهارم توليد را نداريم.