‏نمایش پست‌ها با برچسب میحط زیست. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب میحط زیست. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲/۱۰/۰۷

تداوم آلودگی هوای شهر اورمیه برای چندمین روز متوالی

اومود اورمولو
بر اساس گزارشات رسمی منتشر شده از سوی مدیر کل محیط زیست آزربایجان غربی آلودگی هوای شهر اورمیه برای چندمین روز متوالی امروز شنبه نیز تداوم داشته و گزارشات کارشناسان سازمان محیط زیست ناسالم بودن هوای شهر اورمیه را با توجه به اینکه آلودگی هوای اورمیه 3 برابر بیش از حد طبیعی گزارش گردیده تائید نموده‌اند.
بر اساس گفته‌های حسن عباس نژاد میزان ذرات 2 و 5 میکرون در هوای اورمیه را در حدود 110 پی پی ام بوده و حد مجاز این ذرات در هوا 35 پی پی ام می باشد، وی در عین حال تداوم آلودگی هوای شهر اورمیه را بدین صورت بسیار خطرناک ارزیابی نموده است.
علت آلودگی هوای شهر اورمیه از سوی عباس نژاد وجود ریزگردها معرفی شده است. وی در بخش دیگری از مصاحبه‌اش که روز سه‌شنبه‌ با خبرگزاری دولتی ایرنا داشته از افزایش آلودگی هوای شهر اورمیه طی چند سال گذشته خبر داده بود. کارشناسان بی طرف یکی از مهمترین علل افزایش آلودگی هوای شهر اورمیه را خشکاندن دریاچه اورمیه و استفاده از بنزین غیراستاندارد معرفی می نمایند. اکنون بنا به آمار غیرموثق دولتی بیش از 80% از دریاچه اورمیه به سبب سدسازی در آزربایجان جنوبی خشک گردیده است.  
بر اساس توصیه‌های سازمان محیط زیست بیماران رویوی و قلبی می باید به جزء موارد ضروری در بیرون تردد غیرضروری نداشته باشند. آلودگی هوای شهر اورمیه چند روز پیش نیز به حدی بود که مدارس اورمیه را تعطیل نمودند. 
شهر اورمیه حدود 4 ماه از سال با پدیده وارونگی هوا مواجه می باشد که این امر نیز پدیده‌ای خطرناک محسوب می شود. 

۱۳۹۲/۰۹/۰۷

افزایش سرطان به سبب خشکیدن دریاچه اورمیه

اومود اورمولو
دریاچه اورمیه که بنا به آمار دولت ایران بیش از 80 آب خود را از دست داده اکنون نیز با تعلل و بی اعتنائی دولت ایران به این مسئله زیست محیطی مواجه شده است به طوریکه روزی نیست در مئدیاهای محلی خبر، مقاله و ... در مورد آثار زیانبار خشکاندن دریاچه اورمیه اعمم از شروع طوفانهای نمکی، آلودگی هوای شهر اورمیه، افزایش بیمارهای پوستی و ریوی و ... را نخوانیم.
در جدیدترین سلسله گزارشها مدیر کل محیط زیست آزربایجان غربی نسبت به افزایش انواع سرطان به سبب خشک شدن دریاچه اورمیه در آزربایجان خبر داده است. حسن عباس نژاد در مراسم افتتاحیه‌ای از مخاطرات انسانی و زیست محیطی خشک شدن دریاچه اورمیه خبر داده است.
بنا به گفته های عباس نژاد علاوه بر مخاطرات و صدماتی که بر حیات وحش و گونه های زیستی موجوددر آزربایجان تاثیر مخربی خواهد گذاشت خشک شدن دریاچه اورمیه سبب افزایش انواع بیماریهای سرطانی از جمله سرطانهای ریوی، تنفسی، پوستی و .. به سبب وجود طوفانهای نمکی و افزایش گرد و غبار در منطقه اشاره نموده است.
در دیگر سو ایشان نسبت به تخریب کشاورزی منطقه نیز اشاره نموده و در عین حال از آثار توسعه کشاورزی و تولید محصولاتی که به هیچ وجه صرفه اقتصادی ندارند نیز به عنوان معضلی یاد کرده‌اند. افزایش مشکلات اجتماعی و اقتصادی در کنار مسائل یاد شده از جمله مهمترین آثار خشکاندین دریاچه اورمیه خواهد بود که توسط عباس نژاد نیز بدانها اشاره شده است.
بنا به نظر کارشناسان بی طرف منطقه ای و جهانی دریاچه اورمیه به سبب سدسازی های بی حساب و کتاب دولت ایران در آزربایجان جنوبی و مدیریت غلط منابع آبی خشک شده است. تاکنون کوچکترین قدمی به جز تولید پروپاگاندای دولتی و برگزاری به اصطلاح سمینارها و ... شاهد کوچکترین اقدام عملی برای جلوگیری از خشک شدن دریاچه اورمیه را از سوی دولت ایران شاهد نبوده‌ایم.

۱۳۹۲/۰۶/۱۱

بحران شدید آب در 23 روستای بخش مرکزی كوره‌نگ همدان آزربایجان

بحران آب در آزربایجان جنوبی بدون تردید یکی از مهمترین مباحث ملی جامعه ترک می باشد که طی سالهای پیش رو بیشتر در این حوضه خبرهائی را خواهیم شنید و آخرین خبر از این حوضه از همدان آزربایجان بخش کوره‌نگ می باشد.  
بنا به خبر بخشدار مرکزی كوره‌نگ (نام جعلی کبودراهنگ) همدان آزربایجان 23 روستای این بخش با بحران شدید آب مواجه می باشد.
آقای یدالله ابراهیم خانی طی گزارشی که با خبرگزاری دولتی فارس داشته علت بروز بحران شدید آب در کوره‌نگ همدان آزربایجان را کاهش سطح سفره های زیرزمینی،عدم بارندگی های کافی و خشکسالی بیان نموده که این عوامل دست در دست هم سبب بروز بحران شدید آب در 23 روستا گردیده است.
در ادامه مصاحبه ابراهیم خانی از تامین آب 12 روستا به صورت ضربتی خبر داده و تامین آب برای 11 روستای باقی مانده نیز برای بلند مدت طرح هائی اندیشیده شده است. وی در سخنانش به تامین بحران آب برای 11 روستای باقی مانده تا زمان تحقق طرح های بلند مدت هیچ اشاره ای نکرده است(1). 
در مورد ریشه شناسی و وجه تسمیه کوره‌نگ می توان به مطلب زیر اشاره نمود(2):
نام شهر و شهرستانی در شمال غربی استان همدان آزربایجان. در لغتنامه دهخدا گفته می شود: "کبودرآهنگ نام یکی از قرای همدان است و طائفه جلیله حاجیلر قراقوزلو [قاراگؤزلو] در آن متمکن و متوطن اند". شهرستان كبودر آهنگ از طرف شمال به شهرستان خدابنده (از استان آزربایجانی زنجان) از مغرب با شهرستانهای آزربایجانی بیجار و قروه (از استان كردستان)، از سمت مشرق با شهرستان آزربایجانی رزن و از جنوب با شهرستان آزربایجانی همدان همسایه می باشد. این شهرستان به صورت دشت وسیعی است كه بعد از همدان از نظر وسعت دومین شهرستان استان همدان بوده و از بخشهای شیرین سو، مركزی و گل تپه تشكیل شده است. كوههای بقاطی، قاراداغ (قره داغ)، قولو اوبا (قلی آباد)، ساری قایا (ساری قیه) و سوباشی از ارتفاعات عمده این شهرستان به حساب می آیند. آب و هوای این شهرستان عموما" سرد و خشك است و نسبت به آب و هوای سایر شهرستانهای استان در تابستان گرمترین نقطه و در زمستان سردترین منطقه استان را به خود اختصاص داده است.
ریشه شناسی 
كوره‌ن و یا كوره‌نگ در زبان تركی به معنی قهوه ای، قهوه ای تند، خرمائی؛ و یا راسو و دله قهوه ای رنگ است. از فرمهای گوناگون آن كوره نگ Küreñ (تركی قدیم، مغولی كلاسیك)، كورؤنگ Küröñ (قرقیزی)، كوره‌ن Küren (مغولی قدیم)، هوره‌ن Hüren (مغولی مدرن) را می توان بر شمرد. عده ای كلمه كوره‌نگ را كلمه ای اصلا مغولی (كورینگ در اوردوس، كورنگ در قالموقی) دانسته اند كه بعدها به زبان تركی نیز وارد شده است. 
1- آلتائیستیك و توركی شناس مشهور دوئرفر، كلمه كوره‌نگ به معنی قهوه ای و خرمائی در زبان مغولی را برگرفته شده از كلمه بسیار قدیمی كوزه‌ن در زبان تركی (كوزئن Küzen در تووینی، كوزه‌ن Küzän در قیرقیزی، كؤذئن Köðen در باشقوردی) كه به معانی سمور (كلمه ای تركی)، راسو (داغ گلینجییی)، دله (كلمه ای تركی) و موش خرمائی وحشی می باشد دانسته است. بنا به وی این كلمه كه فرم اولیه آن Kürän بوده، از طریق تركی چوواشی به شكل كوره‌نه Kürene به زبان مغولی كلاسیك، كوره‌نه Kurene به زبان مانچو و گؤرئنی Görény و Görny به زبان مجاری داخل شده است. وی كلمه كوره‌نگ به معنی قهوه ای در زبان مغولی را برگرفته شده از رنگ این حیوان كه دارای نام تركی است می داند. 
2- گروهی دیگر از آلتائیستها این كلمه را از كلمات پایه ای زبانهای آلتائی شمرده اند كه ریشه اولیه "كورKür " آن در كلمات گوزGüz ، كوزKüz ، كوس Küs در زبانهای گوناگون تركی و كئرKer (چوواشی) همه به معنی پائیز (كوهون Kühün در یاقوتی و دولقان) نیز دیده می شود. بنابه این عده كلمه "كوره‌نگ" از تركیب "كورKür " به علاوه پسوند باستانی اسم ساز از اسم "-نگñ " حاصل شده است. مانند "اودونگ Oduñ –اودون Odun " از "اود"، "اؤله نگ Ölәñ " از "اؤل" به معنی خیس، "كؤودونگ Kövdüñ " از "كؤودو" به معنی بدن، "قان Qañ " از "قا" به معنی پدر، "ترینگ Tәriñ –درین Dәrin " از "ترمه‌ك" به معنی عمیق، "یئلینگ Yeliñ –یئلین Yelin " از "یئل" به معنای باددار، "قالینگ Qalıñ –قالین Qalın "از "قالماق" به معنی بها و بدل، "یالینگ Yalıñ –یالین Yalın " (لخت)، "توزه‌نگ Tüzәñ –دوزه‌ن Düzәn " (نظم)، ... . پسوند "-نگñ " بعدها به "-نn " تبدیل شده است. 
وجه تسمیه:
نام این شهر آزربایجانی در زبان تركی و از سوی مردم ناحیه به صورت "كوره‌نگ" تلفظ می شود. "كوره‌ن" و یا "كوره‌نگ" در زبان تركی به معنی راسو و دله قهوه ای رنگ، قهوه ای تند، خرمائی، رنگ قهوه ای برگهای پائیزی است. بر طبق این ریشه شناسی، نامگذاری كوره‌نگ به سبب وجود سمور و یا راسوی قهوه ای رنگ در این منطقه و یا به دلیل قهوه ای رنگ شدن طبیعت و برگ درختان در فصل پائیز به این شهر داده شده است. 
ریشه شناسیهای عامیانه و نادرست:
شهر و شهرستان آزربایجانی "كوره‌نگ" در منابع رسمی و دولتی و زبان فارسی با نام "كبودرآهنگ" خوانده می شوند كه اسمی تماما بی پایه و ساختگی است. كبودرآهنگ ظاهرا به منظور دادن رنگی فارسی به این نام تركی و منطقه كوره‌نگ آزربایجان ایجاد شده است. برای معنی دار كردن نام فارسی كبودرآهنگ، ادعا شده كه:
1- "در گذشته در این منطقه از آزربایجان رودهای متعدد و بركه‌هایی وجود داشته است كه كبوتران از هر سو به آن می شتافتند و از این رو آن منطقه ‌را كبوتر آهنگ نامیده اند". این ریشه شناسی همانند خود نام كبودرآهنگ بی پایه و ساختگی است. اساسا به این دلیل كه هرگز هیچ مردمی (در این مورد تركان آزربایجان)، نام شهرها و روستاهای خود را به زبانی بیگانه (در این مورد فارسی) نمی خوانند. دوما به این دلیل كه اساسا اگر مردم ترك منطقه، به هر دلیل نام فارسی كبوترآهنگ را برای نامیدن شهر خود انتخاب كرده اند، چرا پس از آن، نامی را كه خود انتخاب كرده اند بكار نبرده و به جای آن نام تركی كوره‌نگ را بكار برده اند؟ آشكار است كه این تفسیر در صدد القا این نظر به خواننده ناآشنا است كه لابد مردمان این منطقه آزربایجان در گذشته فارس بوده اند و طبیعتا محل زندگیشان را هم به فارسی نامگذاری كرده اند. اما بعدها افراد مختلفی از تركان جای آنها را گرفته و "كبوترآهنگ" اولیه فارسی را تصحیف و به مرور زمان تبدیل به "كوره‌نگ" تركی كرده اند. ولی این با واقعیتها و تاریخ و گذشته این منطقه سازگاری ندارد. در بهترین حالت، با خواندن این وجه تسمیه، خواننده ناچار به این نتیجه می رسد كه ملت ترک كه سابقه سكونتش در این مناطق به قبل از میلاد می رسد و به گواهی تاریخ صاحب فرهنگ و تمدنی غنی و با سابقه است، از نامگذاری شهرها و روستاهای خود عاجز بوده و یا زبان تركی قابلیت كاربرد بدین منظور را نداشته و این مهم را اقوام دیگر از جمله فارسها، آنهم به زبان فارسی برایشان انجام می داده اند. تازه پس از آن، این مردم عاجز و الكن ترك، قدرت نگهداری این نامها را هم نداشته و آنها را تحریف و تصحیف می كردند. 
2- عده ای ادعا نموده اند كه در زبان تركی كورنگ به معنی رودهای آب است. این ریشه شناسی هرچند به تركی بودن این نام معترف است، با اینهمه مقبول نیست. زیرا در هیچ منبع تركی كلمه ای به شكل كورنگ و به معنای رودهای آب نیامده است.
نتیجه
كوره‌نگ Kürәñ نام شهر و شهرستانی به همین نام در استان آزربایجانی همدان، كلمه ای تركی-آلتائی به معنی رنگ قهوه ای پائیزی و خرمائی و سمور و دله قهوه ای رنگ و خرمائی است. این كلمه با كلمه "كورKür " در تركی قدیم، ریشه اولیه كلمه "گوزGüz " تركی مدرن به معنی پائیز و یا كلمه كوزه‌ن Küzәn به معنی راسو هم ریشه است. 
منابع:
1- http://tinyurl.com/kqprnvx
2- http://tinyurl.com/mzgcgr9

۱۳۹۲/۰۵/۲۷

سال‌هاست که هیچ آرتمیایی از دریاچه اورمیه برداشت نمی‌شود

عدم برداشت و منقرض شدن آرتمیا (نام علمی: Artemia urmiana) در دریاچه اورمیه مهمترین نشانه برای اتمام زمان برای احیاء دریاچه اورمیه و شروع مهاجرت اجباری قرن می باشد. متاسفانه دولت جدید ایران نیز که در سفرهای تبلیغاتیش به شهر اورمیه اولین پرونده کاری دولت را احیاء دریاچه اورمیه مطرح ساخته بوده تاکنون کوچکترین عمل که نه سخنی در این مورد بیان ننموده و به احتمال بسیار زیاد به مانند دول قبلی در قبال احیاء دریاچه اورمیه رفتار خواهد نمود.   
 رییس مرکز تحقیقات آرتمیای ایران با بیان این که آرتمیا می‌توانست منبع درآمدزا و اشتغال‌زای خوبی برای کشور باشد،(آرتمیا سخت پوستی است که در صنایع پرورش میگو و ماهی مورد استفاده قرار می‌گیرد) اظهار داشت: سال‌هاست که هیچ آرتمیایی از دریاچه اورمیه برداشت نمی‌شود.
علی محسن‌پور افزود: در زمان شکوفایی دریاچه اورمیه، به مدت دو سال توسط شرکت‌های خارجی برداشت شد که پس از آن به دلیل آغاز کم آبی، این روند متوقف شد.
وی تصریح کرد: در حال حاضر که شوری آب دریاچه اورمیه به حد فوق اشباع رسیده است، زاد و ولد این گونه جانوری متوقف شده و اکنون هیچ آرتمیای زنده‌ای در آب وجود ندارد.
رییس مرکز تحقیقات آرتمیای کشور در عین حال با بیان اینکه آرتمیا به سختی منقرض می‌شود، اظهار کرد: آرتمیا اورمیانا، گونه‌ای منحصر به فرد است. تخم این گونه با چسبیدن به کریستال‌های نمک در کف دریاچه ارومیه یافت می‌شود و در شرایطی که میزان غلظت آب به حد عادی رسید به حیات خود ادامه می‌دهد.
وی ادامه داد: تراکم آرتمیا در زمان اوج پرآبی دریاچه اورمیه یعنی سال‌های 74 و 75، به میزان 11 و 96 صدم گرم بر متر مکعب و تولید سالانه توده زنده آرتمیا حدود 300 تا 400 هزار تن بوده است.
محسن پور خاطرنشان کرد: به‌منظور حفظ ذخایر این موجود زنده بانک ژن ایجاد شده است. در این بانک ژن تقریبا تمام نمونه‌های داخلی به همراه چند نمونه جمع‌آوری شده از کشورهای اطراف نگهداری می‌شود.

۱۳۹۲/۰۵/۲۴

اسماعیل کهرم: دنیای امروز مخالف سدسازی است

بدون تردید سهم سدسازی های دولت ایران در پروسه خشک شدن دریاچه اورمیه غیرقابل انکار هست، حوضه آبی دریاچه اورمیه امروز دارای بیش از 70 سد می باشد که سدسازی ها ورود آب به دریاچه اورمیه را تماماً مختل نموده اند. سدسازی دولت ایران در آزربایجان جنوبی طی سالهای گذشته رد حالی صورت پذیرفته که در دنیا سالهاست که سدسازی به سبب عوارضی که در محیط زیست ایجاد می کند به عنوان آخرین انتخاب دولتها برای انباشت آب بکار برده شده و حتی بسیاری از دولتها سدهائی که نیز در گذشته ساخته بودند را طی روندی انهدام نمودند. در ایران به مانند روال همیشگی عکس این سیر ثابت شده طی شده و یکی از اصلی ترین گزینه های متصدی وزارت نیرو و دیگر ارگانهای مرتبط با سدسازی ساخت دهها سد بوده و می باشد.
آقای اسماعیل کهرم امروز در نشست تخصصی "چالش ها و مباحث نوین مدیریت شهری" سدسازی را از افتخارات دولت ایران برشمرده و اذعان نموده که بر اساس گفته وزارت نیرو آبی در پشت سدها وجود ندارد ولی مسئولین این وزارت خانه برنامه هایشان را افزایش سدسازی تا 92 مشخص نموده است.     
بر اساس گفته های ایشان دولت آمریکا زمانی اقدام به تخریب سدهای ساخته شده در آمریکا نمود که با خشک شدن تالاب ها مواجه گردید. 
نسل آینده به طور قطع سدهای ساخته شده را تخریب خواهد نمود
به نظر آقای کهرم نسل آینده به این نتیجه خواهد رسید که برای حفظ سلامت مردم و محیط زیست باید بسیاری از سدهای موجود کشور را تخریب کنند. برخی از نمایندگان مجلس و مسئولان معتقدند دریاچه اورمیه و سایر رودخانه و دریاچه‌های خشک شده را که دیگر حیاتی ندارند را باید رها کرد و از گذاشتن وقت و هزینه برای آن خودداری می‌کنند، آنچه امروزه به حیات دریاچه اورمیه ضربه سنگین وارد می‌کند وجود نمک است که به دلیل نبود آب با کریستال‌های بزرگی از نمک مواجه هستیم. کهرم با اشاره به اینکه زمانی می‌توان از عمر و حیات یک دریاچه یا رودخانه آگاه شد که چه تعداد پرنده مهاجر در آن زندگی می‌کنند، اظهار داشت: زمانی تعداد پرندگانی که بر آسمان دریاچه اورمیه پرواز می‌کردند به 720 هزار عدد می‌رسد و امروزه به 30 عدد رسیده که نیمی از این تعداد نیز بر اثر برخورد گلوله  شکارچیان غیر مجاز از بین می روند.

۱۳۹۲/۰۴/۳۰

سونامی 8 میلیارد تنی نمک دریاچه اورمیه در راه است

مسئله دریاچه اورمیه بدون تردید یکی از اصلی ترین مسائل زیست محیطی ملت ترک و به سبب نتایج ناگوارش در ابعاد بعدی مسئله دیگر ملل منطقه میباشد. متاسفانه شعارهای زیبای توخالی که 15 سالی هست داده میشود تاثیری در خشک شدن 75% آب دریاچه اورمیه نداشته و تاکنون کوچکترین و ابتدائی ترین قدیمی در راه احیاء دریاچه اورمیه از سوی دولت ایران صورت نگرفته مگر سدسازی متعدد و بهربرداری از سدهای موجود که مهمترین عامل خشکاندن دریاچه اورمیه می باشند. حتی دولت ایران به خود زحمت نداده علت خشکانیدن دریاچه اورمیه را مشخص سازد تا جلوی بحران انسانی در آزربایجان جنوبی و منطقه گرفته شود و هنوز هم روزی نیست که عامل اصلی خشک شدن دریاچه اورمیه بر گردن "تغییرات اقلیمی" بی زبان انداخته نشود، گردن بیچاره تغییرات اقلیمی تنها آدرس دریاچه اورمیه را داشته و در 100 کیلومتری اش از دریاچه وان ترکیه بی خبر بوده که دریاچه اون در بهترین شرایط 100 سال گذشته اش میباشد.
روزنامه مردم سالای در گزارش کوتاهی به مسئله دریاچه اورمیه، گرچه که گزارش به جزء تکرار سخنان 15 سال پیش دارای نکته جدیدی نیست.       
دغدغه متوالی برای دریاچه نمکی ایران همچنان ادامه دارد و به یکی از معضلات زیست میحطی برای مردم کشور الالخصوص مردم این منطقه (کدام منطقه معلوم نیست، گوئی نویسنده دستش نرفته بنویسد اینجا آزربایجان مستمعره داخلی دولت ایران هست. اگر مسئله خلیج عربی بود نام خلیج همواره با پیشوند همراه همیشگی الا ابد ذکر میشد ولی اینجا مسئله خلق ترک هست و سانسور مشروع هست) تبدیل شده است به طوری که این دریاچه حالا به دریچه‌ای برای کشت و برداشت نمک تبدیل شده است و به عقیده کارشناسان خشک شدن دریاچه اورمیه بر روی زندگی روزمره ساکنان مناطق غربی کشور تاثیر مستقیم دارد و در صورت ادامه یافتن شرایط فعلی بدون شک شاهد سونامی نمک، خشک شدن مناطق کشاورزی، شیوع بیماری‌های مختلف در این منطقه خواهیم بود.
به گزارش فارس از تبریز الهوردی دهقانی اظهار کرد: با الگوی کشتی که در اطراف دریاچه اورمیه به خصوص در حوزه استان آزربایجان‌غربی وجود دارد بیش از 2 میلیارد متر مکعب برای آبیاری محصولات کشاورزی که هنوز از روش‌ها سنتی تبعیت می‌کنند استفاده می‌شود. نماینده مردم ورزقان در مجلس کشت محصولاتی نظیر چغندر را در شرایط و موقعیت کنونی زمین‌های کشاورزی این حوزه بدون توجیه دانست و افزود: محصولاتی که نیاز به آب برای کشت آنها بیشتر است باید از الگوی کشت زمین‌های کشاورزی حوزه دریاچه اورمیه حذف و محصولاتی منطبق بر شرایط پیش آمده در منطقه جایگزین شوند. دهقانی همچنین بر تلاش استان‌های همجوار این دریاچه برای بهبود شرایط تاکید کرد و گفت: استان‌های همجوار به عنوان خطوط مقدم متاثرین از اثرات ناشی از خشک شدن دریاچه اورمیه باید تلاش کنند تا در حوزه‌های خود اقدامات تامینی را انجام داده و کاهش موانعی که آبرسانی به این مجموعه را محدود می‌کنند در برنامه کاری خود قرار دهند. نماینده مردم شبستر در مجلس شورای اسلامی نیز گفت‌وگو با فارس در این رابطه گفت: هم‌اکنون اثرات ناشی از خشک شدن دریاچه اورمیه نه تنها استان‌های اطراف این دریاچه بلکه حداقل 8 استان در کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
بیوک رئیسی مدیرکل محیط زیست آزربایجان‌شرقی نیز در گفت‌وگو با فارس بیان داشت: در حال حاضر به دلیل کاهش بیش از حد آب دریاچه اورمیه میزان شوری آب این تالاب به 400 گرم در لیتر رسیده است.
وی میانگین نمک در آب دریاچه اورمیه را در شرایط عادی بین 180 تا 220 گرم در لیتر عنوان کرد و افزود: در حال حاضر وضعیت شوری آب دریاچه ارومیه به فوق اشباع که بیش از 350 تا 400 گرم در هر لیتر است. سازمان‌های متعددی در سال‌های گذشته قول اقدامات سریع از جمله آب رسانی، اصلاح الگوی کشت، بارورسازی ابرها داده‌اند اما بررسی شرایط نشان می‌دهد که برخی از این اقدامات حتی آغاز نشده‌اند.
وضعیت این دریاچه در حالی به سوی بحرانی‌تر شدن می‌رود که در خصوص ابعاد این بحران زیست محیطی، توسط نخبگان، دانشگاهیان و علما هشدارهای زیادی داده شد. شوره‌زارهای حاشیه دریا روز به روز وسیع‌تر و آب‌های زیرسطحی نیز شورتر می‌شوند. بادهای نمکی در آینده به یکی از تهدیدهای جدی منطقه تبدیل می‌شود و به گفته مسئولان امر، مزارع درجه یک حاشیه دریاچه اورمیه با تهدید نابودی مواجه هستند.
مرگ و نابودی اطراف این دریاچه پرسه‌ می‌زند، غربت تلخی بر سکوتش جامانده و ترک‌های نقش‌بسته، جراحتش را عمیق‌تر کرده است. بسیاری از کارشناسان دولتی و غیردولتی این نکته را متذکر شده‌اند که با کاهش مساحت دریاچه اورمیه و خشکی تدریجی، دریاچه اورمیه به شوره‌زاری 8 میلیارد تنی تبدیل می‌شود که زیست‌بوم انسانی منطقه را از بین خواهد برد و در نهایت منجر به مهاجرت‌های ناخواسته و از بین رفتن بخش مهمی از کشتزارهای اطراف می‌شود.
منبع خبر:
http://tinyurl.com/lessz3w

۱۳۹۲/۰۴/۲۸

اعتبار احیای دریاچه اورمیه جای دیگری هزینه می‌شود، باید تمامی سدها را برچید

بی کفایتی دولت ایران در احیاء دریاچه اورمیه بالاخره صدای نمایندگانش را نیز درآورد، علارغم شروع پروسه خشک شدن دریاچه اورمیه از 15 سال پیش و خطراتی که کارشناسان بی طرف منطقه ای و جهانی در مورد نتایج خشک شدن دریاچه اورمیه ابراز کرده اند دولت ایران هنوز کوچکترین قدمی در راه احیاء دریاچه اورمیه برنداشته است. هنوز علارغم گذشت 15 سال سال هیچ کارگره علمی بی طرفی علت خشک شدن دریاچه اورمیه را مشخص نکرده و روزی نیست که علت خشک شدن این دریاچه بی صدا بر گردن این و آن علت انداخته نشود دریغ از اینکه بنا به منابع علمی بی طرف سدسازی بی حساب و کتاب دولت ایران مهمترین عامل خشک کردن دریاچه اورمیه بوده است. طبیعتاً سیستم بسته ایران اجازه برگزاری اعتراضات محیط زیستی را نمی دهد وگرنه یکی از مهمترین دغدغه های اصلی جامعه ترک مسئله دریاچه اورمیه می باشد، چون با خشک شدن دریاچه اورمیه آزربایجان جنوبی معنا و مفهومی نخواهد داشت. مسئله دیگر تبعیض مابین مرکز و حومه هست، در حالیکه بنابه آمار غیرقابل اعتماد دولتی اکنون 75% دریاچه اورمیه خشک شده دولت ایران با تحمیل میلیون تومان بودجه ملی دریاچه ی مصنوعی چیتگر را در تهران بهره برداری نموده است. 
روزنامه سراسری بهار طی گزارش به وضعیت دریاچه اورمیه این نگین آزربایجان پرداخته که در زیر می توانید مطالعه کنید، نویسنده در مقاله بجای اینکه به علت اصلی خشک شدن و عدم احیای دریاچه اورمیه از سوی دولت ایران بپردازد سعی در تفرقه افکنی مابین شهرهای ترک نشین تبریز و اورمیه دارد، گوئی نمایندگان آزربایجان شرقی مسئول خشک کردن و یا احیاء دریاچه اورمیه اند و تاکنون آنها اجازه احیاء دریاچه اورمیه را نداده اند.البته این شیوه از سوی دولت ایران نسبت به آزربایجان شمالی نیز بکار برده شده و دولت ایران سعی در بوجود آوردن اختلاف میان ترکان آزربایجان شمالی و آزربایجان جنوبی به سبب بهره برداری از رودخانه آراز را داشت، در حالیکه حجم کل آب آراز نیز در صورت ورود به دریاچه اورمیه حتی نمی تواند جلوی مرگ دریاچه اورمیه را بگیرید چه برسد به حجم مشخص دولت ایران از آراز. مسئله دریاچه اورمیه مسئله ملی ملت ترک هست و ربطی به تبریز، اورمیه، قوشاچای و.. ندارد. مسولیت خشک کردن و احیاء دریاچه اورمیه نیز به طور مستقیم بر عهده دولت ایران هست. هدف دولت ایران و در اینجا نویسنده تلف نمودن زمان و ایجاد اختلاف مابین نمایندگان مناطق ترک نشین هست، در صورتیکه نمایندگان مناطق ترک نشین نیز به واقع نمایندگان جامعه ترک می باید از طرح چنین مسائل اختلاف انگیزی خودداری نموده و به واقعیت و اصل قضیه بپردازند در غیر اینصورت تردیدی در بازیچه بودن آنان از سوی دولت ایران جامعه ترک به خود نخواهد دید. مسئله سوم سخنان ارزشمند اسماعیل کهرم هست که دقیقاً همانطور که ما به عنوان وبلاگ اخبار اورمیه نیز بارها بر زبان آورده ایم مسئله سدسازی دولت ایران هست. وی از برچیده شدن تمامی سدها و ارزش صدبرابری دریاچه اورمیه نسبت به سدهای ساخته شده سخنان جالبی را بر زبان آورده است.    
چند وقتی می‌شود دریاچه اورمیه آخرین نفس‌هایش را می‌کشد اما این نفس‌های آخر سرانجام صدای همه نمایندگان مجلس را هم درآورده است؛ اگرچه صدای مردم در این سال‌ها گم شده بود و به گوش کسی نرسید. این نفس‌های آخر تنها شامل بزرگ‌ترین دریاچه داخلی کشور نمی‌شود؛ زیرا نفس‌های جانوران، گیاهان، مزارع، روستاها و به‌طور کلی شرایط اقلیمی و جانوری منطقه را هم به شماره انداخته است.
حالا هم که فصل گرماست، آب بیشتری از دریاچه تبخیر و نمک بیشتری هم تولید می‌شود؛ به همین دلیل مهم‌ترین مسئله و تهدید، ریزگردهای نمکی است که در پی خشک شدن دومین دریاچه آب‌شور دنیا به دشت‌ها و شهرهای اطراف آن هجوم می‌آورد. خشک شدنی که به گفته حسن عباس‌نژاد، مدیرکل محیط‌زیست آزربایجان‌غربی تا به حال به 70‌ درصد رسیده است. به عبارتی 300‌هزار هکتار از مساحت کل دریاچه اورمیه به شوره‌زار تبدیل شده است. در این شرایط نمک‌های دریاچه که ظاهرا شکل سنگ هستند، فرسایش و تبدیل به پودر می‌شود و با جریان هوا هم پخش خواهد شد. از طرف دیگر هم هر ساله ریزگردهایی از سوی کشورهای سوریه، ترکیه، عراق و عربستان وارد کشور می‌شود که تا هندوستان هم می‌تواند پیش‌روی کند. ولی مسئله مهم این است که این ریزگردها بدون نمک هستند ولی زمانی که با نمک‌های دریاچه خشک شده اورمیه ترکیب شود، می‌تواند باغ‌ها، درخت‌ها و محصولات زراعی اهالی منطقه را از بین ببرد. حتی این فرآیند می‌تواند باعث شور شدن آب‌های زیرزمینی هم شود.
با این‌که خشک شدن بزرگ‌ترین دریاچه داخلی کشور اثرات منفی بسیاری دارد از جمله این‌که به گفته کارشناسان می‌تواند زندگی هفت تا 12‌میلیون نفر را درگیر کند ولی همچنان به احیای آن توجهی نمی‌شود. برای اولین‌بار از سال 88 مدیرعامل سازمان آب منطقه‌ای آزربایجان غربی گفت سطح آب دریاچه، 62 سانتی‌متر کاهش داشته است و باید کاری برای دریاچه انجام شود. ولی با این حال، تنها به سدهایی که روی رودخانه‌های این دریاچه بود اضافه شد. الان هم 35 سد روی این رودخانه‌ها احداث شده است.
مهدی عیسی‌زاده، نماینده مردم قوشاچای (میاندوآب)، در این‌باره می‌گوید: «وزارت نیرو و سازمان محیط‌زیست حساسیتی درباره خشک شدن دریاچه اورمیه از خود نشان نمی‌دهند. مردم منطقه آزربایجان از مسئولان دلگیر و گلایه‌مند هستند و این بی‌توجهی‌ها را عمدی می‌دانند. به گفته او، با وجود این مشکل، جمعیت منطقه که برای امرار معاش جایی را ندارند، مجبور هستند منطقه را ترک کنند و درواقع کوچ مردم از محل زندگی‌شان آغاز می‌شود و درنهایت متاسفانه منطقه‌ای کویری در دل آزربایجان غربی به وجود می‌آید.»به گفته او این مسئله با این وضعیت حل نمی‌شود. قرار بود که وزارت نیرو آب رودخانه آراز (ارس) را برای نجات دریاچه انتقال دهد که عملی نشد. از طرفی قرار بود که یک‌میلیون مترمکعب آب در سه فاز به دریاچه اورمیه منتقل کنند که بازهم این کار عملی نشد. البته اعتباراتی به این منظور در نظر گرفته شد که کفاف مسائل مربوط به انتقال آب رود آراز (ارس) به دریاچه اورمیه را هم می‌کرد. عیسی‌زاده ادامه می‌دهد: «شاید اگر دولت بعدی بیاید و با جدیت این موضوع را پیگیری کند، مسئله حل شود. البته ما خسته نمی‌شویم و غفلت نمی‌کنیم.» او همچنین ادامه می‌دهد: «ما از وزیر نیرو سوال کردیم، در کمیسیون کشاورزی هم مطرح شد ولی باز هم کار به جایی نرسید. مردم که دستشان به جایی بند نیست. به نوعی اگر مسئولان، مردم را قبول داشتند که کار به اینجا نمی‌کشید. از طرف دیگر هم ما با نمایندگان تبریز مشکل داریم. نمی‌دانیم چرا آن‌ها همراهی نمی‌کنند. شاید هم می‌خواهند دریاچه اورمیه ویران شود.»در چند سال گذشته تقریبا همه نمایندگان اورمیه در مورد مشکل بزرگ‌ترین دریاچه داخلی کشور، شکایت کرده‌اند و پیگیر بوده‌اند. نادر قاضی‌پور، نماینده مردم اورمیه، می‌گوید: «از زمان مشکل دریاچه، تذکر دادیم، طرح داده‌ایم، بحث کرده‌ایم، به عبارتی هرکاری که از دستمان برمی‌آمد انجام داده‌ایم، از این جا به بعد کار دست دولت است که البته او هم کاری نمی‌کند.» او همچنین درباره همراهی نمایندگان تبریز و آزربایجان شرقی ادامه می‌دهد: «اولین شهرهایی که مورد هجوم ریزگردهای نمکی قرار می‌گیرند، شهرستان‌ها آزربایجان‌شرقی، عجب‌شیر، ملکان و تبریز هستند. باید به تبریزی‌ها بگویم که به‌هوش باشند، زیرا بعضی از نمایندگان این شهر، اعتبار احیای دریاچه اورمیه را برای آبیاری دشت گلفرج جلفا هزینه می‌کنند. باید دید که چه کسی مالک این زمین‌هاست؟ کدام نماینده پیگیر است؟» او همچنین می‌گوید: «از خدا بترسید، 70‌درصدش تبعات خشک شدن دریاچه اورمیه، مربوط به آزربایجان شرقی است و 30 ‌درصدش به اورمیه و آزربایجان غربی مربوط می‌شود، زیرا وزش باد از غرب به شرق است.»
درباره آبیاری دشت گلفرج جلفا، عیسی‌زاده هم می‌گوید: «این خبر صحت دارد. البته گویا اراضی این منطقه برای سازمان منابع طبیعی و کشاورزان است. ولی چون نمایندگان تبریز درخواست کرده‌اند، آب رودخانه آراز (ارس) از این منطقه عبور می‌کند که البته تنها در این صورت، کویری ایجاد و کویری دیگر ‌آباد می‌شود. زیرا در این صورت هیچی از آب رودخانه آراز (ارس) به دریاچه اورمیه نمی‌رسد و تمامش در این دشت مصرف می‌شود.»
بحث رودخانه آراز(ارس) و اقدامات نمایندگان تبریز که می‌شود، محمد اسماعیل سعیدی، رییس مجمع نمایندگان آزربایجان شرقی، می‌گوید: «این مسئله بیشتر موضع‌گیری سیاسی است. زیرا اصلا این طور نیست که نمایندگان تبریز کمک نکنند. زیرا بیشتر مشکل خشک‌شدن دریاچه اورمیه، خطرات زیست‌محیطی، خشک‌شدن باغ‌ها و عمده تاثیرش متوجه مردم آزربایجان شرقی است.» به گفته اسماعیلی، این‌که گفته می‌شود نمایندگان تبریز اعتبار احیای دریاچه اورمیه و آب رودخانه آراز(ارس) را جای دیگری خرج می‌کنند مغلطه است. او دراین‌باره ادامه می‌دهد: «این طرح از ابتدا اشتباه به مردم گفته شد. در مجلس هشتم هم بررسی شد و نمایندگان دوره قبل هم پیگیر ماجرا بودند و برایش هم بودجه و اعتبار تعیین کردند. ولی مسئله اصلی این است که پروژه آبرسانی تنها برای تامین آب کشاورزی بخشی از دشت‌های تبریز، مرند، جلفا و شبستر بوده است. به عبارتی در آن زمان مطرح نبود که آب رود آراز برای احیای دریاچه اورمیه باشد، البته بحث تقویت دریاچه مطرح بود ولی نه این‌که به‌طور مستقیم این آب به دریاچه ریخته شود.
با این حال، بعضی از آقایان این موضوع را دستاویز قرار داده‌اند.» به گفته او برای حل این مشکل راه‌حل‌هایی زیادی پیشنهاد شده، از جمله انتقال آب از دریاچه خزر، استفاده از فناوری‌های جدید برای ایجاد باران، تغییر الگوی کشت. با تمام این راه‌حل‌ها ولی کارشناسان عقیده دیگری دارند. اسماعیل کهرم، کارشناس محیط‌زیست، در این‌باره می‌گوید: «اگر نماینده‌های مجلس از روز اول که بحث خشک شدن دریاچه اورمیه به‌وجودآمده با هم هماهنگ بودند، این مشکل تا به حال حل شده بود. البته ما تمام این مسائل را 10 سال پیش پیش‌بینی کرده بودیم.» به گفته کهرم، تنها راه‌حل اساسی برای احیای اورمیه این است که سدهایی که روی رودهای اصلی این دریاچه ساخته شده است جمع شود؛ زیرا ارزش دریاچه اورمیه، صدها برابر بیشتر از این سدهاست. همین‌طور در حال حاضر 23‌هزار چاه در اطراف این دریاچه زده شده است که آب دریاچه را کاملا می‌کشد. او ادامه می‌دهد: «اگر به این 13‌هزار چاه و 35 سدی که ایجاد شده جمع شود، دریاچه در عرض سه یا چهار سال احیا می‌شود.»
منبع مقاله:
http://tinyurl.com/mjxvett

۱۳۹۲/۰۴/۰۷

تبخیر سالانه یک میلیارد مترمکعب آب دریاچه اورمیه

تبخیر سالیانه 1 میلیارد مترمکعب آب دریاچه اورمیه مسئله ای نیست که دست اندرکاران محط زیست آن را ندانند بلکه سوال اصلی و مهم علت بی رغبتی و عدم تمایل دولت ایران به موضوع احیاء دریاچه اورمیه که با زیست میلیونها انسان مرتبط می باشد هست. برای مثال دوستداران محیط زیست مناطق ترک نشین و آزربایجان از دولت ایران می خواهند تا به سوالات زیر پاسخ دهد:
چرا تاکنون علت خشکانیده شدن دریاچه اورمیه از سوی کارگروه علمی با توجه به متدهای جهانی و زیر نظر ارگانهای بین المللی مشخص نگردیده است؟
چرا تاکنون کوچکترین قدمی در راه احیاء دریاچه اورمیه برداشته شده نیست؟
علارغم پروپاگاندای وسیع دولتی که در مورد توقف سدسازی در حوزه آبریز دریاچه اورمیه طی گند سال گذشته منتشر گردیده چرا هنوز ما هر از چندگاهی شاهد بهره برداری و یا آغاز عملیات سدسازی در حوزه آبی دریاچه اورمیه می باشیم؟
چرا در مورد عواقب ناشی از خشک شدن دریاچه اورمیه هیچ اقدام آموزشی در منطقه صورت نگرفته است؟
و صدها سوال بی پاسخ دیگر که تاکنون جامعه ترک جوابی برای آنان نیافته است.  
درعین حال مدیرکل محیط زیست آزربایجان شرقی از برنامه های به اصطلاح انجام شده برای عدم تبخیر دریاچه اورمیه نام برده و از موفقیت این برنامه ها خبر داده اند ولی نکته اینجاست که نامی از به اصطلاح برنامه های صورت گرفته در مورد احیاء دریاچه اورمیه نبرده و در دیگر سو بر اساس متد های علمی و آمارها نیز دقیقاً برعکس سخنان آقای بیوک رئیسی را نشان می دهد، بر اساس آمارها وضعیت دریاچه اورمیه هر ماه نسبت به ماه گذشته بدتر گشته است.  
بیوک رئیسی مدیرکل محیط زیست آزربایجان شرقی اظهار داشت: نیاز اکولوژیکی دریاچه اورمیه سالانه ۳٫۱ میلیارد مترمکعب آب است ولی سالانه یک میلیارد مترمکعب آب این دریاچه تبخیر می‌شود.
وی تصریح کرد: ۲۷۰ میلیون مترمکعب از حوزه آبریز آزربایجان‌شرقی، ۱٫۸ میلیارد مترمکعب از حوزه‌ آبریز آزربایجان‌غربی و ۹۴۰ میلیون مترمکعب آب از حوزه آبریز استان کردستان باید با مدیریت مصرف به دریاچه اورمیه ریخته شود.
رئیسی، حجم آب دریاچه اورمیه را در حال حاضر ۱۳ میلیارد مترمعکب و تراز آبی آن را ۱۲۷۱ متر اعلام کرد و گفت: سالانه نزدیک یک میلیارد مترمکعب آب دریاچه اورمیه تبخیر می‌شود، با برنامه‌های انجام شده تنها توانستیم جلوی تبخیر آب را گرفته و نگذاریم دریاچه اورمیه بیش از این بحرانی شود.
وی تصریح کرد: حجم موجود آب در دریاچه اورمیه ۱۳ میلیارد و ۲۹۰ میلیون مترمکعب است‎ که برای رسیدن به حجم اکولوژیکی، به ۱۱ میلیارد مترمکعب آب نیاز دارد‎.
رئیسی با اشاره به افزایش هفت سانتی‌متری تراز آبی دریاچه اورمیه در سال‌جاری نسبت به سال گذشته، خاطرنشان کرد: تراز نرمال دریاچه اورمیه ۳۰٫ ۱۲۷۵ متر و تراز اکولوژیک ۱٫ ۱۲۷۴ متر و تراز فعلی آن بیش از 1271 متر است‎.‎
وی تصریح کرد: در حال حاضر به دلیل کاهش بیش از حد آب دریاچه اورمیه میزان شوری آب این تالاب به 400 گرم در لیتر رسیده است.
رئیسی، میانگین نمک در آب دریاچه اورمیه را در شرایط عادی بین ۱۸۰ تا ۲۲۰ گرم در لیتر عنوان کرد و افزود: در حال حاضر وضعیت شوری آب دریاچه اورمیه به فوق اشباع که بیش از ۳۵۰ تا ۴۰۰ گرم در هر لیتر است، رسیده که این امر حیات تنها موجود زنده‌ آرتمیا این زیست بوم را با تهدید جدی مواجه کرده است. 
دریاچه اورمیه به دلیل داشتن ارزش‌های اکولوژیک و منحصر به فرد، در سال ۱۳۴۶ براساس مصوبه شماره یک شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور، به عنوان منطقه حفاظت شده و طبق مصوبه شماره ۶۳ شورای عالی در سال ۱۳۵۴ به عنوان پارک ملی ارتقا یافت.
همچنین در سال 1356 براساس مصوبات MAB (انسان و کره مسکون) به عنوان یکی از مناطق بین‌المللی ذخیره‌گاه‌های زیست کره در سطح جهان به ثبت رسیده است. این دریاچه با تمام جزایر آن در سال 1354 به عنوان یکی از تالاب‌های بین‌المللی در کنوانسیون رامسر ثبت و از طرف موسسه بین‌المللی تالاب‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین مناطق مهم پرندگان انتخاب شد.
در دریاچه اورمیه اکنون 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده، هفت گونه دوزیست و 26 گونه ماهی زیست می‌کند.
دریاچه اورمیه دارای 102 جزیره است که همه آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان ذخیره‌گاه طبیعی جهان به ثبت رسیده است، البته یاد آور شویم که تمامی اسامی ترکی جزایر دریاچه اورمیه طی چند سال گذشته با اسامی جعلی فارسی تغییر داده شدند. دریاچه اورمیه از نظر سطح آب‌های آزاد، بیستمین دریاچه جهان از لحاظ وسعت و شورترین بعد از بحرالمیت محسوب می‌شود. طول دریاچه از ۱۳۰ تا ۱۴۶ کیلومتر و عرض آن از ۵۸ کیلومتر تا ۱۵کیلومتر (بین کوه زنبیل و جزیره اسلامی) متغیر است.
حجم آب دریاچه اومیه در مساحت ۵ هزار و ۸۲۲ کیلومتر مربع و با عمیق متوسط ۵٫۴ متر بالغ بر ۳۱ میلیارد مترمکعب برآورد شده است.
منبع:
http://tinyurl.com/pue95sy

۱۳۹۲/۰۲/۲۶

کرمان، یزد و اورمیه: دو نگاه متفاوت و تبعیض آمیز

بر اساس اخبار سایت دولتی ایسنا امروز پنجشنبه مصادف با 26 اردیبهشت 1392 عملیات اجرائی طرح به اصطلاح ملی شیرین سازی و انتقال آب خلیج عربی که با عنوان طرح ساقی کوثر نام گرفته است با حضور جمعی از مسئولین دولت ایران آغاز شد.
بر اساس منابع خبری منتشر شده هدف از طرح انتقال آب خلیج عرب به کرمان تامین بخشی از آب مورد نیاز برای بخش های صنعت، کشاورزی و شرب کرمان و یزد و ... بیان شده است. طرح فوق در فاز اول روزانه حدود 150 هزار هکتار مترمکعب آب شیرین با استفاده از تکنولوژی اسمز تولید خواهد نمود، طرح فوق به عنوان بزرگترین طرح آب شیرین کن خاورمیانه نام گرفته است. 
متاسفانه از بودجه ملی که صرف این طرح شده کوچکترین خبری در مدیای دولتی منتشر نشده است، ولی بدون تردید برای به یدک کشیدن لقب بزگترین طرح آب شیرین کن خاورمیانه بی شک حجم زیادی از بودجه صرف گردیده است.
حال سوال اینجاست، تفاوت میان اورمیه و یزد - کرمان در چیست؟ چرا دولت ایران دو نوع نگرش متضاد و تبعیض آمیز به این شهرها دارد؟ آیا طرح میلیاردی برای انتقال آب از خلیج عرب به کرمان – یزد ارجحیت دارد یا نجات دریاچه اورمیه که 70% به سبب سدسازی های بی حساب و کتاب خشک شده است؟ آیا این نوع نگاه تبعیض آمیز آشکار تفاوت قائل شدن به شهروندان یک کشور تنها به علت تفاوت زبانی / ائتنیکی گروه مغلوب با گروه سلطه گر غالب نیست؟ آیا جرم دریاچه اورمیه تنها قرار گرفتن در آزربایجان جنوبی و منطقه ای ترک نشین هست که می باید خشک شود، یا اینطور بپرسم که دریاچه اورمیه در کرمان و کویر یزد بود دولت نیز رفتار بی تفاوت کنونی را داشت، دولتی که برای بخش صنعت و کشاورزی کویر یزد و کرمان از خلیج عرب طرح انتقاق آب را با نام و بودجه ملی تحقق می بخشد ولی تاکنون حتی نه تنها در راه احیاء دریاچه اورمیه بلکه در مورد علت خشکانیده شدنش از بعد علمی کوچکترین تحرکی ندارد مگر خواست دعا برای بارش باران. چرا احیاء دریاچه اورمیه جزء تعریف ملی قرار نمی گیرد ولی طرح انتقال آب خلیج عرب به کرمان و یزد جزء قالب ملی بودن می شوند؟ آیا جرم جامعه ترک تنها به سبب به یدک کشیدن اجباری هویت و زبان ترکی می باشد که می باید دریاچه اش جزء محدوده تعریف ملی بودن قرار نگیرد ولی کویرهای کرمان و یزد به سبب قرار گیری در جایگاه ملی بودن آباد شوند.

۱۳۹۲/۰۲/۱۱

دولت ایران درباره نجات درياچه اورميه شعار می دهد

هر چند بارندگی های چند ماه گذشته در حوزه دریاچه اورمیه سبب بهبود گذرای دریاچه اورمیه گشته است ولی بدون کوچکترین تردیدی بارش این حجم از باران کوچکترین تاثیری در احیاء دریاچه اورمیه نداشته است. یکی از نماینده گان دولت ایران در آزربایجان غربی نیز طی سخنانی که در مجلس ایران بیان نمود از بی توجهی دولت ایران به مسئله مهمی همچون دریاچه اورمیه و تنها به دادن شعارهای تبلیغاتی متهم نمود.
فارغ از ساخت و پاخت های سیاسی که از سوی نماینده گان برای گرو کشی از گروه خاصی بکار برده می شود ذات سخن که دولت ایران به مسئله دریاچه اورمیه بی توجه بوده و تنها به شعار دادن اکتفا می نماید از سوی برگزیده گان دولت ایران نشان از عمق مسئله دارد.
بارندگی های چند ماه گذشته در حوزه دریاچه اورمیه که در خوشبینانه ترین حالت ممکن سبب افزایش چند سانتی متری ارتفاع آب دریاچه اورمیه شاید گشته است نه تنها مرحمی برای احیاء دریاچه اورمیه نمی باشد بلکه با مقایسه تصاویر مربوط به سال پیش در همین ماهها به وضوح می توان به پست رفت آب دریاچه اورمیه پی برد، بنا به آمارهای رسمی دولت ایران طی چند سال گذشته حوزه دریاچه اورمیه سال پرآبی را سپری کرده ولی در عین حال ارتفاع سطح آب دریاچه اورمیه نیز دائماً و به طور پیوسته نیز کاهش داشته است.
بنا به گفته ی جواد جهانگیر زاده نماینده دولت ایران در اورمیه تاکنون طرح های متعددی برای نجات دریاچه اورمیه مطرح شده است که همگی این طرح به سرانجام مشابهی دچار گشته اند و عدم حمایت دولت ایران از این طرح ها مهمترین مسئله در سد نمودن روند احیاء دریاچه اورمیه بیان شده است. بنا به گفته وی دولت ایران تاکنون تنها در مورد نجات دریاچه اورمیه به شعار دادن اکتفا نموده و همین امر سبب بوجود آمدن شرایط نامناسب تری گشته است.
بنا به نظر کارشناسان بی طرف محیط زیست مهمترین علت خشکانیدن دریاچه اورمیه سدسازی هیا بی حساب و کتاب در حوزه دریاچه اورمیه به همراه مدیریت غلط منابع آبی و افزایش سطح زیر کشت بیان می شود. سدسازی های بی حساب و کتاب در آزربایجان جنوبی بدون تردید سبب ایجاد تخریبات محیط زیستی متعددی در آزربایجان جنوبی گشته است که به مرور زمان سبب فرسایش خاک آزربایجان جنوبی از آسیب دیدن شدید خاک حاصلخیزمان خواهد شد.

۱۳۹۲/۰۱/۱۰

سدسازی نیم میلیارد انسان را به فقر و فلاکت کشانده است

نوشتهء آنه مینارد – نشنال جیوگرافیک آمریکا – ترجمهء عبداللطیف عبادی
با سدهایی که در دنیا ساخته میشوند ، شهرهایی هم هستند که بواسطهء آنها  در سرزمینهای خشک پدیدار میشوند و رونق می گیرند . اما به چه قیمتی؟ گزارشهایی علمی که جدیدا” منشر شده اند نشان می دهند که این سدها هزینه ای گزاف را بر مردمی فقیر تحمیل می کنند . برایان نیچر مدیر برنامهء جهانی آب اشامیدنی تخمین می زند که در یک قرن گذشته ،  چهل تا هشتاد میلیون نفر بطور مستقیم به دلیل ساخته شدن این سدها ( و بر اثر به زیر آب رفتن خانه و کاشانه و زمینها و محل زندگی و معیشتشان ) آواره شده اند . اما جدای از آنها ، چه تعداد از مردمی که در پایین دست سدها زندگی می کنند نیز متحمل رنج و مرارت شده اند؟ مطالعات و سنجشهای آماری برنامهء جهانی آب شیرین این جمعیت را بالغ بر ۴۷۲ میلیون نفر تخمین می زند . برایان ریچر می گوید علاوه بر کشاورزان زمین از دست داده و ماهیگیران بی کار شده ای که سدها زندگی آنها را ساقط کرده اند ،  سایر کسانی که در جوار رودخانه های مسدود شده و در پایین دست و بالا دست آن رودخانه ها زندگی می کنند نیز بعد از ساخته شدن این سدها و برهم خوردن روال طبیعی زندگی شان دیگر قادر به ماندن در سرزمین تاریخی خود نیستند چراکه نمی توانند خود را با شرایط جدید وفق بدهند و دچار فلاکت میشوند . برای مثال وقتی در سال ۱۹۷۹ سد ماگا در کشور آفریقایی کامرون ساخته شد ، خودبخود زمینهایی کشاورزی که هر ساله و بطور طبیعی با طغیان آبهای آن رود به زیر کشت می رفتند خشکیدند و با متوقف شدن جریان آن رودخانه در پشت سد ، ماهیگیران نیز بیکار شدند و ویژگی های طبیعی و جغرافیایی منطقه برهم خورد . بطوری که سالیانه دو میلیون و چهارصد هزار دلار به اقتصاد محلی آن منطقه زیان وارد شد و بتدریج فقری ناخواسته دامنگیر مردم آن کشور گردید . اتحادیهء جهانی محیط زیست وضعیت زندگی در اطراف هفت هزار سد دنیا را تا شعاعی ده کیلومتری بررسی کرده است . مردمی که در روستاها و مناطق عشایری و دهکده های بالا دست و پایین دست این سدها زندگی می کنند سرنوشت غم انگیزی داشته اند . هشتاد و پنج درصد از مردمی که ساخته شدن سد زندگی شان را به فلاکت کشانده است در قارهء آسیا زندگی می کنند .
ساختن سدهای جدید در جهان به حالت انفجار رسیده است .   بطوریکه تعداد سدهای بزرگ ( با ارتفاع بالای ۱۵ متر ) از ۵۰۰۰ سد در سال ۱۹۵۰ به  ۵۰۰۰۰  (پنجاه هزار)  سد در سال جاری رسیده  است .  خوبی ها و مزایایی که ساخته شدن سدها در بر دارند بر کسی پوشیده نیست . شهرها پیشرفت خود را مدیون همین سدها هستند و از سیاتل آمریکا  گرفته تا شهر شانگهای چین ، سدها تامین کنندهء آب و بخشی از انرژی برق مورد نیاز برای زندگی روزمره مردم و نیز استفاده در صنایع کشاورزی هستند . اما ساندرا پاستل مدیر برنامهء سیاست جهانی آب می گوید بهایی که برای ساخت و داشتن این سدها پرداخته میشود به مراتب بیشتر از از حاصلی است که از ساختن و داشتن آنها به دست می آید . به عبارتی دیگر،  زیان سدها بیشتر از سود و فایدهء آنهاست . سدها نه تنها زندگی مردم محلی ،  بلکه کل اقلیم زیست محیطی و جغرافیایی یک منطقه را ویران می کنند . یکی از کارشناسان سازمان ملل متحد می گوید :  وقتی سدی ساخته میشود و به درستی از آن استفاده نمی شود و مدیریت لایقی هم ندارد ، نتیجه اش بستن جریان زندگی یک رودخانه است . درست مانند بستن راه تنفس بر یک بیمار . او به برای مثال به سد گلن اشاره می کند که چگونه مسیر طبیعی و تاریخی رودخانهء کلرادو را در منطقهء گراند کانیون آمریکا بر رودخانه بست و اقلیم مسیر طبیعی رودخانه را خشک و شوره زار کرد و چرخهء حیات را نیز در آنجا از بین برد . اخیرا” دولت آمریکا متوجه  زیانهای فاجعه بار سدها شده است . این کشور برای چارهء کار ، راه بخشی از آب رودخانه را که پشت سد نگه می داشت و برای چرخاندن ژنراتورها و تولید برق از آن استفاده می کرد را باز نمود و با کاهش برق ، عملیات احیای محیط زیست مسیر این رودخانه را آغاز کرد ،  و البته در عوض بهای برق را افزایش داد . اما نجات رودخانه های آمریکا در همین یک موضوع خلاصه نمی شود و عملیات مهمتری در جریان است که طی آن سدهایی بزرگ ویران شده و از سر راه رودخانه های آمریکا برداشته خواهند شد . برای مثال در مدت اخیر  ، تنها دو سد بزرگ از روی رودخانهء پنوداسکات در ایالت ماین به این خاطر برداشته شدند تا محیط زیست و بخصوص زندگی ماهی ها در آن منطقه دوباره احیا شود و صنعت ماهی گیری نیز رونق بگیرد .
اما در همه جا یک چنین روندی وجود ندارد و  سدهای بی شماری به سرعت در دنیا ساخته میشوند . تنها در کشور برزیل برنامهء ساخت ۱۷۰۰ سد در حال بررسی و یا اجرا هست و گویی در آنجا کسی از نتایج منفی و فاجعه بار سدهای بی دلیلی که در گذشته ساخته شده اند درس عبرت نگرفته است . یکی از کارشناسانی که از سوی سازمان ملل متحد به بررسی ساخت سدهای جدید در جهان پرداخته است می گوید : بجای ساخت سدهای جدید می بایست بازدهی سدهای فعلی را بالا برد . مشکلی که بسیاری از سدهای ساخته شدهء فعلی با آن روبرو هستند حجم عظیم رسوب گذاری رودخانه ها در پشت آنهاست . به این ترتیب ، هم سدها کارایی خود را از دست می دهند و هم اینکه حیات جانداران آبزی در آن رودخانه های بسته شده از بین می رود .  وی می افزاید  متاسفانه ما شاهد این هستیم که سد سازان اهمیتی به عواقب فاجعه بار زیست محیطی و اقلیمی و نیز اجتماعی ناشی از ساختن این سدها نمی دهند و بی توجه به هشدارهای ما کار سدسازی خود را پیش می برند . یکی دیگر از کارشناسان برنامهء جهانی آب می گوید : عواقب منفی و خسارتهای اجتماعی و زیست محیطی وارد شده از سوی ساخته شدن سدها می بایست به عنوان بخشی از هزینه ساخت و داشتن آنها محسوب شود تا کسانی که سد می سازند بدانند  برای ساختن و داشتن این سدها چه هزینه های زیست محیطی و اجتماعی پرداخت شده و تا آن سدها پابرجا هستند ، چه هزینه هایی همچنان پرداخت باید شوند . سازمان ملل متحد در گزارشی نوشته است که : اگر با ساختن سدهای جدید بخشی از محیط زیست نابود گردد و یا وضعیت معیشتی و زندگانی مردمی که در آن مناطق زندگی می کنند بدتر شود ، دیگر نمی توان ساختن و داشتن آن سدها را نمونه ای از پیشرفت و توسعهء پایدار در یک کشور نامید
منبع نوشته:
http://tinyurl.com/cxyc3yq
تصویر: سد گلن کانیون بر رودخانهء کلورادوی آمریکا - عکس از نشنال جیوگرافیک

۱۳۹۲/۰۱/۰۶

آثار زیانبار سدسازی بر محیط زیست /با نگرشی بر دریاچه اورمیه

آثار زیانبار سدسازی بر محیط زیست /با نگرشی بر دریاچه اورمیه
سدسازی در کنار فوایدی که دارد مضرات متعددی نیز برای میحط زیست به ارمغان می آورد که از این مضرات می توان به :
1- تخریب اراضی جنگلی در بالادست و ارتفاعات
2- تغییر اکوسیستم های آبی و مناطق و موجودات وابسته به آن
3- تبخیر بیش از معمول آب از پشت سدها
4- تخریب آثار باستانی
5- نابودی محیط زیست در مناطق زیردست
6- خالی ماندن سفره های آب زیر زمینی که در مسیر جلوی سد قرار دارند
7- زهدار شدن و بالا آمدن آب سفره های زیر زمینی و در نتیجه کاهش توان تولید آنها.
...
در همین راستا و بر اساس نظر کارشناسان بی طرف جهانی و منطقه ای ساخت سدهای بی حساب و کتاب در حوضه دریاچه اورمیه سبب خشک شدن دریاچه گشته است و نابودی دریاچه اورمیه یکی از مهمترین تاثیرات سدسازی بدون برآورد نتیجه ای که بر اکوسیستم می گذارد می باشد. هم اکنون بر رو دریاچه اورمیه نزدیک به 70 سد ساخته شده است.
در مورد آثار سوء سدسازی آقایان محمد درویش و پرویز کردوانی مصاحبه ای داشته اند که در همین مصاحبه اندک می توان به آثار سوء سدسازی پی برد. برای گوش دادن به این مکالمه می توانید از اینجا اقدام کنید.

نگرشی بر سدسازی بی حساب و کتاب در ایران

اومود اورمولو: آمار سدهای شکل ارائه شده مربوط به سال 1389 می باشد و آخرین آمار دولتی حاکی از وجود60 سد بهره برداری رسیده تنها در آزربایجان شرقی، 12 سد در مرحله اجرا و 46 سد در مرحله مطالعاتی می باشد که مجموعاً 117 سد می شود، در آزربایجان غربی نیز 20 سد به بهره برداری رسیده، 12 سد در مرحله اجرا و 46 سد در مرحله مطالعاتی می باشد که مجموعاً 63 سد می گردد.  
نویسنده: فاطمه ظفرنژاد 
روند شگفت انگيز سدسازى در كشور كه در جدول زير نشان داده مى شود بيانگر افراط لجام گسيخته در ساخت وساز در آبخيزهاى كشور است. مقالات گردآورى شده دراين مجموعه تنها گوشه اي از تخريب هاي ناشي از ساخت وساز در حوزه هاي آبخيز را نشان مي دهد.
با توجه به پرونده 1271 سد، 588 سدساخته شده، 137 سد دردست ساخت، و 546 سد دردست مطالعه كه به خاموشى همه رودهاى كشور حتى رودهاى هميشگى مانند زاينده رود و پرآب ترين آنها يعنى رود قابل كشتيرانى كارون انجاميده است، مهم ترين جستارهايى كه در نقد سدسازى كشور مى توان به آن اشاره كرد شيوه تصميم گيرى براى ساخت و اجراى سدهاست كه 
1- با نقض آشكار اصول 44، 48 و 50 قانون اساسی،
2. با نقض آشكار تعهدات ملى در همايش ريو ( دستور 21 ) و در امضاى پيمان مبارزه با بيابانزايى،
3. با تقليد نسنجيده از الگوهاى توسعه نابومى،
4. با هزينه هاى هنگفت از منابع بخش عمومى،
5. با تصميم گيرى ناپاسخگوى كارگزاران دولتى و شركت هاى منتقع در سدسازى،
6. بدون هيچگونه نظرپرسى از جوامع بومىِ مالك و صاحب حقابه ها و منابع طبيعى،
7. با پيامدهاى ناسازگار بر معيشت و زندگى مردم بومى حوضه هاى آبخيز و آبريز يعنى گروه هاى مولد كشاورز و باغدار و دامدار و عشاير و ماهيگير و صنعتگر صنايع بومى در پائين دست از يك سو و كشاورزان و باغداران و عشاير و ساير جوامع مولد مخزن سدها از سوى ديگر،
8. و سرانجام با اثرات بسيار منفى بر سيماى سرزمين و پيكره هاى آبى از رودها تا تالاب ها و درياچه ها، و نيز با پيامدهاى جدى بيابانزايى در جنگل ها و مراتع به اجرا مى روند.
در مطالعات و بررسى هاى يكسونگرانه و جانبدارانه اى كه براى سدهاى كشور انجام شده جستارها و مقوله هاى زير يا اصلاً انجام نشده اند يا بگونه اى نادقيق، غيرتحليلى و بدون ژرف انديشى و جامع نگرى انجام شده اند:
1) مطالعات نيازسنجى- آيا نياز حقيقى به تامين آب يا برق وجوددارد؟ اگر اين مطالعه انجام شده بود شايد بسيارى از سدهاى حوضه درياى خزر، دریاچه اورميه... اصلا مطرح نمى شدند چه رسد به ساخته شدن.
2) مطالعات گزينه يابى- براى تامين نياز كدام گزينه ها وجود دارند؟ آيا تغيير كارايى مصرف، براى نمونه افزايش كارايى 40 – 30 درصدى كنونى آبيارى، تامين آب با هزينه كمتر نيست؟ آيا نيروگاه گازى، سيكل تركيبى، بادى، خورشيدى، يا اعمال مديريت تقاضا و كاهش هدررفت، برق ارزانتر تامين نميكند؟ آيا با قنات آبرسانى شرب بهتر و سنجيده تر انجام نميشد؟
3) مطالعات تحليل اجتماعى- بررسى اينكه گروههاى اجتماعى بومى و مولد حوضه آبخيز يعنى كشاورزان، باغداران، عشاير، ماهيگيران.. در درازمدت چه سرنوشتى خواهند يافت؟ آيا حقابه، زمين كشاورزى، باغ، مرتعشان را از دست نميدهند؟ ناگزير از مهاجرت اجبارى نخواهند شد؟ نگاهى به تخليه اجبارى 13 روستاى دهستان لفور براى آبگيرى سد نيازسنجى نشده البرز و سرنوشت مردم آن تجربه تلخى است كه دراين مجموعه آمده است. در صدها جلد گزارش نوشته شده براى 40 سد حوضه آبريز اورميه به تحليل اجتماعى واقعى درباره زندگى و معيشت 6 ميليون انسان وابسته به اين درياچه برخوردنميكنيم. در سكوت سازمانهاى مسئول، مراتع و جنگلهاى زيادى در مخزن سدها زير آب ميروند ( 160 كيلومترمربع در كرخه، 70 كيلومترمربع در سيمره...). جنگل و مرتع در سدسازى ثروت ملى بشمار نميرود. اراضى كشاورزان، مسير كوچ و چراگاه عشاير حوضه آبخيز و.. نيز مهم نيست چون اين جوامع مولد در نگاه سدسازان افراد مهمى بشمار نميروند كه كار سدسازى بخاطر آنها با درنگ روبرو شود. سدها يا گزارش اجتماعى ندارند يا مشاوران آن را تاحد يك گزارش جمعيت شناسىِ بدون جامع نگرى و ژرف انديشى تقليل داده اند. 

4) مطالعات تحليل زيست محيطى- سدسازى بر حوضه آبخيز چگونه اثرى خواهد داشت؟ آيا پيكره آبى پائين دست را نابود نخواهد كرد؟ بر زيستگاه و زندگى جوامع جانورى و گياهى چه اثرى خواهد داشت؟ بنابر قانونِ ،« اثرپروانه اى » چه بروز انسان حوضه آبخيز خواهدآمد؟ سدها يا گزارش زيست محيطى ندارند يا مشاوران آن را تا حد گزارشى بدون تحليل و منتهى به جدولى از ماتريس اثرات مثبت/ منفى احتمالاً با برخى راهكارها و بدون هيچ جامع نگرى تقليل داده اند.
5) مطالعات تحليل اقتصادى- آيا فايده حقيقى سد بيش از هزينه حقيقى آن است؟ آيا سد راهكارى اقتصادى است؟ آيا تامين مالى براى سد « تخصيص موثر » است  و منابع محدود را بگونه كارآمد و موثر تخصيص داده ايم؟ آيا هزينه گذارى براى ساخت سد« هزينه موثر » است يا راهكار  كم هزينه ترى هم هست؟ سرانجام آيا نسبت فايده به هزينه اجتماعى/ زيست محيطى حقيقى سد است كه بايد ساخت آن را توصيه كند يا..؟ آيا منافع ملى بايد بر تصميم گيرى حاكم باشد يا منافع شركتى؟ سدها يا گزارش اقتصادى ندارند يا مشاوران آن را غالباً تاحد رسيدن به يك جدول گردش نقدى خشك و پر از اشتباهات برآوردى بزرگ در تعيين فايده ها و هزينه ها تقليل داده اند. به گواه سدهايى كه در يك مرحله از سوى مشاورى توجيه ناپذير اعلام شدند و دستگاه مجرى كار را به مشاور ديگرى سپرد تا ساخت سد را توجيه و تاييد كند، اگر تحليل درستى هم انجام شود نمى تواند - و هيچ عامل ديگرى هم تاكنون نتوانسته - جلوى اجراى سدى را بگيرد. چون هدف از مطالعات، اجراى سد به هر شيوه است و نه رسيدن به حقيقت و نه بهره رسانى به مردم ... سدسازى همواره هدف بوده است و نه يكى از ابزارهاى رسيدن به هدف.
پرسش هايى كه از 50 سال سدسازىِ همواره بدون راستى آزمايى و بدون ارزيابى تطبيقى رسمى طرح هاى اجراشده، مطرح شده اند از اين قرارند:
1) پيشنهادساخت بيش از 1270 سد در آبخيزهاى كشور بدون راستى آزمايى و ارزيابى تطبيقى، فصل مشتركى با توسعه حقيقى و پايدار دارد؟
2) آيا سدها به زمينهاى كشاورزى افزودند يا از آن كاستند؟
3) آيا سدها سفره هاى پائين دست را نخشكاندند؟
4) آيا سدها قناتها و روشهاى گردآورى باران و ديگر روش هاى بومى تامين پايدار آب را تخريب نكردند؟
5) آيا سدها مصرف آب و برق را تا چندين برابر ضابطه جهانى در كشور افزايش ندادند؟
6) آيا سدها ميلياردها مترمكعب از آب تجديدپذير محدود كشور را در مخزنهايشان تبخير نكردند؟
7) آيا سدها گذشته از اراضى مرغوب، ميليونها هكتار جنگل هيركانى، زاگرسى، حرّا، را نابود نكردند؟
8) آيا سدها ميليونها خانوار در بالادست و در مخزن و يا در پائين دست در حاشيه رود، درياچه، تالاب را با سرنوشتى نگران كننده روبرو نكردند؟
9) آيا سدها غاصب حقابه، زمين و مرتع مولدترين اقشار جامعه يعنى كشاورزان، باغداران، دامداران، عشاير، ماهيگيران، نخلكاران... نبودند؟
دراين مجموعه مقالات تلاش شده است كه به پرسش هاى بالا پاسخ داده شود. و نيز در همين آغاز راهكارهاى بسيار پايدار و تجربه شده در سراسر جهان را نيز ارائه مىكنيم كه ناقد بدون ارائه راهكار نباشيم.
1) تغيير رويكرد سخت افزارى در مديريت آب و هماهنگى مديريت نرم افزارى براى همه منابع طبيعى كشور
2) گزينش رويكرد نرم افزارى براى تشويق به كاهش مصرف آب و نيرو، افزايش كارايىِ كاربرد بويژه در كشاورزى در جايگاه بزرگترين مصرف كننده آب، بازيافت، بازچرخانى، بازكاربرد آب كه در سياست هاى كلى اصلاح الگوى مصرف بدرستى تكليف شده اند(چارچوب 1)
3) متوقف ساختن سدسازى و برنامه ريزى براى برچيدن سدهاى كشور و احياى كامل آبخيزها با رودخانه ها و همه پيكره هاى آبى وابسته به آنها و نيز احياى پوشش جنگلى و گياهى آن ها
4) برداشتن نقش تصميم گيرى توسعه از دستگاه عمومى و سپردن آن به انجمن ها و تشكل هاى جوامع بومى بويژه گروه هاى مولد
5) تغيير در رويكرد شهرسازى معمارى كشور براى احياى آب پاك، هواى پاك، و خاك پاك در آبخيزها و برداشتن فشار از رودخانه ها و احياى آنها با:
- مديريت نامتمركز آب شهرى، با تشويق  ساخت ساختمان هاى با پيش بينى تامين آب نامتمركز با بكارگيرى آب قنات ها يا شيوه هاى گردآورى باران... بازيافت و بازچرخانى و بازكاربرد آب
- مديريت نامتمركز پساب شهرى، با  تشويق ساخت ساختمان هاى با پساب صفر بكمك بازيافت و بازچرخانى و كاربرد پساب در واپسين وهله در فضاى سبز ساختمان
- مديريت نامتمركز برق شهرى، با تشويق ساخت ساختمان هاى با پيش بينى تامين برق نامتمركز با بكارگيرى ياخته هاى خورشيدى، نيروگاه هاى بادى كوچك،....
- مديريت نامتمركز پسماند براى  جلوگيرى از دفن پسماند در آبخيزها با تشويق ساخت سازه هاى با پسماند صفر با پيش بينى جايگاهى براى تبديل زباله تر به كود و بكار گيرى آن در فضاى سبز ساختمان، پيش بينى جايگاهى براى نگهدارى پسماندهاى خشك و جداسازى براى مديريت نامتمركز و فروش آنها به بنگاه هاى بازيافت
- گسترش خط آهن درشبكه هاى شهرى  و ميان شهرى در سراسر كشور براى كاهش آلودگى هواى شهرها و آبخيزها و تشويق مردم به كاربرد وسائل ترابرى عمومى.

۱۳۹۱/۱۲/۰۲

علارغم خشکانیدن دریاچه اورمیه دولت ایران 9 سد جدید بر روی دریاچه اورمیه احداث نمود

آزربایجان جنوبی، اورمیه: متاسفانه علارغم هشدارهای کارشناسان جهانی و منطقه ای بی طرف در مورد عوارض ناشی از خشکانیدن دریاچه اورمیه دولت ایران همچنان بر خشکاندن دریاچه اورمیه اصرار دارد و در جدیدترین نمونه از این عمل ها اقدام به احداث 9 سد جدید بر روی دریاچه اورمیه نموده است.
اکثر به اتفاق کارشناسان محیط زیست مهمترین عامل در روند خشک شدن دریاچه اورمیه را به ساخت سدهای بی حساب و کتاب بدون در نظر گرفتن حق آبه دریاچه اورمیه نسبت می دهند و در عین حال اینکه دولت ایران با پروپاگاندا و تبلیغات وسیع خبر توقف سدسازی بر روی دریاچه اورمیه را چند ماه پیش منتشر کرده و ولی تماماً در راستای اهداف بلند مدت خود در حال خشکاندن دریاچه اورمی هبا ساخت سدهای بی حساب و کتاب در عین گسترش روند خشکانیده شدن دریاچه اورمیه می باشد.
درحالیکه تجربه خشکانیدن دریاچه آرال در پی اختصاص آب های شیرین به کشاورزی خاطره تلخی را در ذهن دوستداران میحط زیست قابل تصور می سازد تکرار این عمل بر روی دریاچه اورمیه دقیقاً حکایت از سرنوشت دریاچه آرال بر روی دریاچه اورمیه می باشد. بر اساس آمار و ارقام غیررسمی و دولتی اکنون حدود 63 سد بر روی حوضه آبریز دریاچه اورمیه ساخته شده است.
مدیرعامل شرکت آب منطقه ای آزربایجان غربی از احداث 9 سد جدید در سطح استان خبر داد.
نقی کریمی در گفتگو با خبرنگار مهر قابلیت تنظیم این سدها را دو میلیارد مترمکعب اعلام کرد و اظهارداشت: در حال حاضر 11 سد با قابلیت تنظیم دو میلیارد مترمکعب در سطح استان آزربایجان غربی در حال بهره برداری است.
وی پتانسیل منابع آب تجدید پذیر استان را 10 میلیارد مترمکعب در سال عنوان کرد و گفت: از این میزان 7.5 میلیارد مترمکعب شامل آب های سطحی و 2.5 میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی است.
مدیرعامل شرکت آب منطقه ای آزربایجان غربی به اجرای طرح های پایاب سدهای استان اشاره کرد و افزود: هم اکنون 11 شبکه پایاب ها سدها با 170 هزار هکتار در دست اجراست.
کریمی با بیان اینکه همچنین پنج مورد شبکه پایاب سد با 87 هزار هکتار آماده اجراست اظهار داشت: هفت شبکه پایاب با 90 هزار هکتار در سطح استان نیز در دست اجراست.
مدیرعامل شرکت آب منطقه ای آزربایجان غربی در ادامه به اجرای طرح های مهر ماندگار در حوزه آب اشاره کرد و افزود:  از مجموع طرح هاي مهر ماندگار در حال اجرا در آذربايجان غربي 14 طرح سهم حوزه آب منطقه ای استان است.
کریمی با اشاره به اينکه اين طرح ها در شهرستانهای خانا (پيرانشهر)، اوشنو (اشنويه)، سولدوز (نقده)، قوشاچای (مياندوآب)، به‌ی کندی (بوکان)، اورميه، سالماس (سلماس)، پلدشت و ماکی (ماکو) اجرا مي شوند اضافه کرد: سد سيلوه پيرانشهر و چپرآباد اشنويه از مهمترين آنها هستند.
مدير عامل شرکت آب منطقه ای آزربايجان غربی ايجاد 12 شبکه آبرساني را از ديگر طرحهاي مهر ماندگار استان عنوان و اضافه کرد: تمام طرحهاي مهر ماندگار حوزه آب منطقه اي بايد تا پايان کار دولت دهم به بهره برداري برسند.
وی یاد آور شد: سد سيلوه بالای 70 درصد پيشرفت اجرايي دارد و با تکميل آن علاوه بر تامين آب شرب شهر خانا به ميزان 18 ميليون متر مکعب در سال و کمک به انتقال آب به درياچه اورميه به ميزان سالانه 95 ميليون متر مکعب، 9 هزار و 650 هکتار از اراضي کشاورزي خانا زير پوشش آب اين سد قرار خواهند گرفت.
کریمی گفت:سد چپرآباد در اشنويه نيز با هدف تامين سالانه 255 ميليون و 600 هزار متر مکعب آب کشاورزي اراضي دشتهاي سولدوز و اشنويه شبکه آبياري و زهکشي در 36 هزار هکتار از اراضي کشاورزي و کنترل سيلابها اجرا مي شود.

۱۳۹۱/۰۷/۳۰

آزربایجان - مرگ تدریجی دریاچه اورمیه

اسدالله افلاکی: ضرباهنگ مرگ برای دریاچه اورمیه که از 16 سال پیش آغاز شده بود اینک بیش از پیش شتاب گرفته است.
خشک‌شدن دوسوم دریاچه اورمیه نشان از آن دارد که دومین دریاچه شور جهان (به روایتی شورترین دریاچه جهان) لحظه‌به‌لحظه به مرگ نزدیک‌تر می‌شود؛ با وجود این، هنوز این هشدارها نتوانسته است خواب مسئولان ذی‌ربط را آشفته کند تا آنجا که از حداقل اقدامات اجرایی هم طفره می‌روند که اگر جز این بود مسئولان وزارت نیرو برای بازکردن دریچه سدها و پلمب 30هزار چاه غیرمجازی که در محدوده حوضه آبخیز دریاچه واقع شده، اقدامی کرده بودند. این دو راهکاری بود که چندی پیش در نشست مسئولان عالی رتبه محلی و کشوری در دستور کار قرار گرفت و وزارت نیرو ملزم به اجرای آن شد اما با گذشت چند‌ماه هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است. آنطور که مهندس محمد درویش می‌گوید، اکنون سطح آب دریاچه اورمیه هشت متر کاهش یافته است کاهشی که طی 12هزار سال اخیر بی‌سابقه بوده است.
6/3 متر تا خشک شدن کامل دریاچه اورمیه
این کارشناس محیط‌زیست که اخیرا برای بررسی اثر سدهای احداث شده در بالادست حوضه آبخیز دریاچه اورمیه در ایجاد وضعیت موجود، به این منطقه سفر کرده است، به همشهری گفت: در اردیبهشت سال 1375 بالاترین /تراز دریاچه اورمیه از سطح دریا (ارتفاع آب) ، 5/1278 متر ثبت شده اما 20 مهرماه امسال این تراز به 1270/06 متر رسیده است. این تفاوت به‌معنای آن است که تراز آب (ارتفاع آب) نزدیک به هشت متر کاهش یافته است // درحالی‌که بنا بر مطالعات سازمان زمین‌شناسی طی 12 هزار سال گذشته این افت تراز (کاهش ارتفاع آب) سابقه نداشته است. عمق فاجعه آنگاه آشکار می‌شود که بدانیم ارتفاع کف بستر دریاچه اورمیه از سطح دریا 1267 متر است براین اساس، اگر 3/6 متر دیگر از ارتفاع آب کاسته شود دریاچه اورمیه کاملا خشک می‌شود. درویش می‌افزاید: همین الان هم دوسوم دریاچه خشک شده و در حال حاضر، در عمیق‌ترین بخش دریاچه اورمیه یعنی نیمه شمالی آن، عمق آب در بهترین حالت به 3/6 متر رسیده است درحالی‌که عمق دریاچه اورمیه در این محدوده 12 متر بوده است. این آمارها آخرین هشدارهایی است که اگر نسبت به آنها بی‌تفاوت باشیم به‌زودی دریاچه اورمیه همچون دریاچه اورال خشک خواهد شد و تبعات ناگوار آن گریبان میلیون‌ها نفر در منطقه را خواهد گرفت.
دزدیدن آب‌های دریاچه سدها
این فعال محیط‌زیست درادامه به نکته جدیدی اشاره می‌کند که تا پیش از این، کمتر کسی به آن پرداخته است. او می‌گوید: در بالادست سدهایی نظیر سد حسنلو، شهر چای، ساووج بولاق (مهادباد) و سدشهید کاظمی (زرینه‌رود) که در حوضه آبخیز دریاچه اورمیه احداث /شده دزدیدن آب از دریاچه به سدها به‌شدت رایج است. آبی که قرار است صرف کشاورزی و شرب در پایین دست شود و بخشی از آن هم حقابه دریاچه اورمیه است با موتور پمپ‌های بی‌شمار به غارت می‌رود. مسئول سد جیغاتی هم از غارت آب باخبر است اما ظاهرا توان مقابله با دزدان آب را ندارد. ‌روندی که اکنون در بالادست سدهای منطقه وجود دارد سبب ایجاد این تصور می‌شود که پدیده خشکسالی در حال وقوع است درحالی‌که مسئله چپاول آب در بالادست است که اثرات ناگوار آن در پایین‌دست به‌صورت خشکسالی آشکار می‌شود. بخش جالب ماجرا این است وزارت نیرو با سدسازی عملا باعث تسهیل آب دزدی می‌شود درحالی‌که اگر سدی وجود نداشته باشد امکان دزدی آب با این سهولت از رودخانه وجود ندارد.
درویش ضمن انتقاد از بی‌توجهی مسئولان وزارت نیرو به پدیده آب‌دزدی از دریاچه به سدها تصریح می‌کند: در شرایطی که دریاچه اورمیه با بحران مواجه است چگونه است که مسئولان سه استان ذی‌ربط (آزربایجان‌شرقی، آزربایجان غربی و کردستان) چشم به این دزدی آشکار می‌بندند. این درحالی است که روستاییان پایین‌دست از چپاول آب دریاچه سدها به‌شدت ناراضی‌اند. برای نمونه، روستائیان محمدیار (منطقه‌ای بین اورمیه و ساووج بولاق) از برداشت غیرمجازآب از سد حسنلو ناراحت بودند آنها می‌گفتند این رویه باعث خشک شدن اراضی کشاورزی ما شده درحالی‌که در بالادست سد حسنلو، اراضی مرتعی و دیم تبدیل به کشت آبی شده است.
ندانم‌کاری مسئولان
او می‌گوید: در سفر به اورمیه در بسیاری از مناطق، دپوهای بزرگ سیب‌های پادرختی به چشم می‌خورد. کشاورزان می‌گفتند، این سیب‌ها را کیلویی 160 الی 170تومان می‌فروشند درحالی‌که به گفته آنها پول دریافتی، حتی هزینه کارگر و حمل‌ونقل سیب‌ها را تأمین نمی‌کند. با وجود این، مسئولان جهادکشاورزی اعلام کرده‌اند که تولید سیب استان در سال‌جاری نسبت به سال گذشته 41 درصد افزایش داشته است حال آنکه وضعیت حوضه آبخیز دریاچه اورمیه دچار خشکسالی ضعیف تا متوسط بوده است آیا افزایش تولید سیب با این کیفیت با توجه به این شرایط موجب افتخار است؟ این کارشناس محیط‌زیست با اشاره به معاهده «باری» یادآور می‌شود: طبق این معاهده که آبان‌ماه 87 میان مسئولان استان‌های آزربایجان‌غربی، آزربایجان شرقی و کردستان، مسئولان وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط‌زیست و جهادکشاورزی به امضا رسید مقرر شد اولویت اول برگشت دریاچه اورمیه به وضعیت نخست باشد که برای رسیدن به این هدف، متناسب با خشکسالی، تولیدات کشاورزی محدود شود و تمهیدات دیگری هم ازجمله تغییر شیوه آبیاری سنتی به مدرن در دستور کار قرار گیرد. اما اکنون بی‌توجه به این معاهده، کشاورزان با کف‌شکنی، عمق چاه‌ها را که قبلا پنج الی شش متر بود به 60 متر رسانده‌اند تا سیبی تولید کنند که فروش آن حتی هزینه حمل‌ونقل آن را کفایت نمی‌کند! این مورد نشان می‌دهد که مسئولان به این معاهده پایبند نیستند که اگر بودند نباید سطح آب دریاچه ارومیه از سال87 تا امروز چهار متر کاهش پیدا کند.
درویش می‌افزاید: در این میان کشاورزان محلی نگران سم چینی هستند که دیگر کارساز نیست، نگران افزایش دستمزد کارگر هستند و نگران همه‌‌چیز هستند جز خشک شدن دریاچه اورمیه. در واقع تنها چیزی که به آن فکر نمی‌کنند خشک شدن اورمیه است. بدیهی است وقتی مسئولان جهادکشاورزی و مسئولان استانی متوجه این خطر نیستند چطور می‌توان انتظار داشت که یک کشاورز محلی نگران خشک شدن دریاچه اورمیه باشد.
منبع گزارش:
http://tinyurl.com/946l4zn

۱۳۹۱/۰۶/۱۹

بیش از 70% از درياچه اورميه به شوره‌زار تبديل شد

مديرکل محيط زيست آزربايجان‌ غربی با بيان اينکه ٣٠٠ هزار هکتار از مساحت کل درياچه اورميه به شوره‌زار تبديل شده است نسبت به شرايط وخيم اين درياچه هشدار داد.
حسن عباس‌نژاد، مديرکل محيط زيست آزربايجان‌ غربی امروز جمعه ۱۷ شهريورماه در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: "٧٠ درصد از مساحت کل درياچه اورميه خشک شده است؛ به عبارت ديگر ٣٠٠ هزار هکتار از مساحت کل آن به شوره‌زار تبديل شده است که اين موضوع بيانگر شرايط حاد اين درياچه است."
وی با تأکيد بر سرعت بخشيدن در روند اجرايی طرح‌های احيای درياچه اورميه گفت:" اين در حالی است که اجرای بارورسازی ابرها، اصلاح سيستم آبياری کشاورزی و انتقال حوضه به حوضه به دليل کمبود اعتبارات با کندی انجام می‌شوند."
عباس‌ن‍ژاد با بيان اينکه بارندگی‌های سيل‌آسای اخير هيچ تأثيری بر روی حوضه آبخيز درياچه اورميه نداشته است افزود: "چنين بارش‌هايی بر درياچه‌ای که حق آبه سالانه آن ١ ,٣ ميليارد متر مکعب است فقط رطوبت ايجاد کرده و جلوی تبخير را برای مدتی می‌گيرد."
حسن عباس‌نژاد، مديرکل محيط زيست آذربايجان‌ غربی: برای تأمين حق آبه درياچه اروميه به ٣٠ سد شهرچای نياز داريم
مديرکل محيط زيست آزربايجان‌ غربی ادامه داد: "اگر مجموع ١٠٠ ميليون مترمکعب آب موجود در پشت سد شهرچای اورميه را به درياچه منتقل کنيم  تأثير چندانی نخواهد داشت، برای تأمين حق آبه درياچه اورميه به ٣٠ سد شهرچای نياز داريم."
وی برنامه انتقال آب جیغاتی (زرينه) به آزربايجان‌ شرقی را مربوط به چند سال پيش دانست و افزود:" وقتی که حق‌ آبه درياچه تأمين نمی‌شود، انتقال آب جیغاتی به آزربايجان ‌شرقی معنی ندارد، البته اگر برای مصرف شرب باشد مانعی وجود ندارد."
اصغر محمدی فاضل، معاون محيط طبيعی و تنوع زيستی سازمان حفاظت محيط زيست ايران نيز مردادماه سال جاری از خشک شدن ۶۵ درصد عرصه درياچه اورميه خبر داده و گفته بود: "به عبارت ديگر کمتر از ٣۵ درصد از عرصه اين درياچه آب دارد."
وی با بيان اشاره به اينکه "بخش‌هايی از درياچه اورمیه به خاطر غلظت و تراکم املاح، قرمز رنگ شده است"، افزوده بود: "اين موضوع نشان‌دهنده بحرانی بودن وضعيت درياچه اورمیه در اين بخش‌ها است."
دولت محمود احمدی‌نژاد وعده داده است که در پايان سال جاری درياچه اورميه را نجات می‌دهد.
مجيد نامجو، وزير نيرو در اين‌باره گفته است: "اطمينان داريم که تا پايان سال جاری دست‌کم دو طرح بزرگ انتقال آب به درياچه اورميه را اجرا می‌کنيم."
تيرماه سال جاری نيز نادر قاضی‌پور، نماينده اورميه در مجلس دهم از دستور ويژه محمود احمدی‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران پيرامون احيای درياچه اورميه به‌وسيله رود آراز(ارس )از طريق سلماس و خوی خبر داده بود.
با اين وجود، پرويز کردوانی، پدر علم کويرشناسی ايران مردادماه سال گذشته در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر "تنها راهکار هميشگی و دائمی" نجات درياچه اورميه را انتقال آب از يکی از سرشاخه‌های رودخانه زاب کوچک دانسته و افزوده بود "انتقال آب رودخانه آرازبه درياچه اورميه باعث کمبود منابع آب در اين منطقه و خيانتی بزرگ است."
وی روز چهارشنبه گذشته در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران گفت: "درياچه اورميه به مدت ۱۴ سال است که رو به خشکی می‌رود متأسفانه تاکنون ميلياردها تومان هزينه و تنها شعار داده شده و هيچ‌گونه اقدام مفيدی صورت نگرفته است."
درياچه اورميه که دومين درياچه آب‌شور جهان از مدت‌ها پيش با بحران زيست‌محيطی ژرفی روبه‌رو شده است؛ طوری که به‌شکل مداوم از ميزان آب آن کاسته شده و بخش‌های وسيعی از آن از ميان رفته است.
بنا به گفته برخی از کار‌شناسان با ادامه روند کنونی، اين درياچه ظرف سه تا پنج سال آينده به‌طور کامل خشک خواهد شد.
برداشت آزادی از :
http://tinyurl.com/9v5q7hq
تمامی این موارد در حالی صورت گرفته است که دولت ایران تاکنون کوچکترین قدیمی در راه احیاء دریاچه اورمیه نگین آزربایجان برنداشته است. همانطور که ملاحظه می کنید بنا به آمارهای دولتی نیز تاکنون 70% دریاچه اورمیه خشکانیده شده است ول علارغم عمق و سطح فاجعه محیط زیستی دولت ایران با بروز ساختن طرح های بند مدتی به مانند تصحیح سیستم آبیاری، کانال کشی از روز آراز (حداقل 5 سال زمان نیاز دارد،  البته در صورت تعمین بودجه و بروکراسی مشخص دولت ایران) و ..آیا قصد نجات دریاچه اورمیه را دارد یا فرصت سوزی برای محو شدن دریاچه اورمیه؟ 
به نظر بسیاری از کارشناسان محیط زیست علت اصلی خشک شدن دریاچه اورمیه ساخت سدهای متعدد بدون در نظر گرفتن حق آبه دریاچه اورمیه، مدریت غلط منابع آبی، دو برابر سطح زمین کشت در حوزه آبخیز دریاچه اورمیه و ...بیان می گردد 
در صورت خشک شدن دریاچه اورمیه جغرافیائی به نام آزربایجان جنوبی وجود خارجی نخواهد داشت، حتی اگر ملت ترک صاحب دولتی ملی شود نیز جغرافیائی برای زندگی نخواهد داشت. 

۱۳۹۱/۰۶/۱۸

آرتمیای دریاچه اورمیه نابود شد

مرگ دریاچه اورمیه نزدیک است، اما این مرگ قریب الوقوع بیش از 10 سال پیش، قابل پیش بینی بود وقتی که آرتمیای دریاچه اورمیه رو به نابودی گذاشت. «Artemia Urmiana»، نخستین تلفات حیات وحش دریاچه اورمیه بابت کم آبی و شوری بیش از حد بود. فلامینگوها، پلیکان ها و پرندگان زمستان گذر دسته بعدی جانورانی بودند که خشکی دریاچه اورمیه بر آن ها تاثیر گذاشت. تصویر جوجه فلامینگوهای به نمک نشسته در دریاچه یکی از غم انگیزترین تصاویر سال های اخیر محیط زیستی بوده است. گوزن زرد هم که سال ها پیش به جزایر 9 گانه دریاچه اورمیه منتقل شده بودند، حال و روز خوشی در دریاچه اورمیه ندارند، هرچند گزارشی در مورد مرگ و میر احتمالی آن ها منتشر نشده است.
 مدت هاست که در مورد مرگ دریاچه اورمیه هشدار داده می شود. این هشدار اما از خیلی سال پیش توسط کارشناسان این حوزه داده شده بود.
 «اسماعیل کهرم»، جانورشناس و متخصص محیط زیست پیش از انقلاب بررسی حیات وحش دریاچه اورمیه را آغاز کرده بود. در همان سال ها فیلمی مستند نیز از بررسی های علمی او در دریاچه اورمیه ساخته شد. فیلمی که به اعتقاد او نشان می دهد که این دریاچه چه بود و در چند سال اخیر چه بر سر آن آمد.
آرتمیا ارومیانا نابود شد
«کهرم» در گفت و گو با CHN مهم ترین تاثیری که خشک شدن آب دریاچه اورمیه و شوری بیش از حد بر حیات وحش منطقه گذاشته است را بر آرتمیای اورمیه می داند با این توضیح که: «در تمام دنیا 6 نوع آرتمیا وجود دارد که یکی از آن ها آرتمیا اورمیانا، یا آرتمیای دریاچه اورمیه است. این گونه می توانست در شوری 80 تا 90 گرم در لیتر زندگی می کرد اما به تدریج که شوری آب بالا رفت، آرتمیاها به دلیل فشار اسمزی آب بدن خود را از دست دادند و به توده های سیاه رنگی بدل شده و در نهایت نابود شدند.»
 به گفته او، این اتفاق از حدود 10، 11 سال پیش آغاز شد. در سال 1352، در هر مشت آب دریاچه اورمیه حدود 15 آرتمیا وجود داشت اما امروز شاید تنها در حفره هایی که هنوز شوری آن ها به حد اشباع نرسیده باشد، آرتمیا به شکل محدود موجود باشد. آرتمیای دریاچه اورمیه قابلیت استحصال هزاران تنی داشت و به عنوان غذای میگوها و ماهیان خاویاری استفاده می شد.
 مرگ شکوفه های رنگ رنگ
کهرم، حدود 14 نوع جلبک را بخش دیگری از حیات وحش دریاچه اورمیه می داند که زندگی آن ها نیز تابع شوری آب بود و در نتیجه بالا رفتن آن از بین رفتند.

او گفت: «این جلبک ها در اعماق دریاچه غوطه ور بودند و هنگامی که شکوفه می کردند، دریاچه به رنگ های مختلف زرد، صورتی و ... در می آمد.
جوجه فلامینگوها به نمک نشستند
پرندگان آبزی و زمستان گذران در دریاچه اورمیه، بخش دیگری از جانورانی بودند که در نتیجه خشکی دریاچه به شدت آسیب دیدند.
 کهرم در این باره می گوید: «دو دسته پرندگان آبزی زاد و ولد کننده و زمستان گذران شامل فلامینگوها و پلیکان ها در دریاچه اورمیه و در جزایر 9 گانه زندگی می کردند.»
به گفته کهرم، روزگاری دریاچه اورمیه، زیستگاه 40 هزار فلامینگو و 20 هزار پلیکان بود اما با خشک شدن دریاچه جزیره ها به خشکی پیوستند و کارکرد خود را از دست دادند و در واقع زیستگاه این پرندگان از بین رفت. یکی از تصاویر بسیار غم انگیز که گویی پیش درآمد مرگ دریاچه اورمیه بود، به نمک نشستن جوجه فلامینگوهای تازه از تخم درآمده در دریاچه اورمیه و مرگ آن ها بود.
امروز دریاچه اورمیه مقصد مناسبی حتی برای زمستان گذرانی پرندگان هم نیست. پیش از این 130 گونه پرنده در این دریاچه زمستان را سپری می کردند. این گونه ها شامل انواع اردک ها، غازها و حتی قو بود.
گوزن زرد دربدر شد
گوزن زرد دیگر گونه ای بود که با خشک شدن دریاچه اورمیه و از بین رفتن زیستگاه، دربدر شد. حالا کار گوزن های زرد به جایی رسیده است که مردم محلی برای زنده نگه داشتن آن ها به آبیاری و علوفه دهی دستی روی آورده اند.
 به تازگی سایت سازمان محیط زیست اعلام کرده است که 350 راس گوزن زرد در دریاچه اورمیه در معرض خطر تلف شدن هستند و برای نجات خود در حال خروج از جزیره زیستگاه خود هستند. وضعیت فعلی دریاچه اورمیه موجب شده تا برخی گوزن ها در جستجوی آب از جزیره اشک خارج شوند و به سمت روستاهای مجاور دریاچه بروند. روستاییان مناطق جنوبی دریاچه اورمیه تا امروز با آبدهی و تعلیف دستی از نابودی آن ها جلوگیری کرده اند.
 در سال های 60 تا 68 تعداد 58 راس و از سال 85 تاکنون 32 راس گوزن زرد از جزیره اشک به مناطق طبیعی دیگر منتقل شدند . دراین انتقال ها تعدادی از گوزن ها به جزیره قویون داغی (کبودان) واقع در دریاچه اورمیه نیز منتقل شدند.
بر اساس آن چه «اصغر محمدی فاضل»، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست گفته است، نخستین گروه گوزن زرد بین سال های 1356 تا 1362 در قالب 23 راس از زیستگاه طبیعی خود یعنی استان خوزستان به جزیره اشک در دریاچه اورمیه منتقل شدند که این تعداد در مدت 35 سال گذشته به 350 راس افزایش یافت.
 تاکنون گزارشی از تلف شدن گوزن زرد در دریاچه اورمیه منتشر نشده است اما با توجه به شرایط دریاچه اورمیه و فاصله زیاد جزیره اشک با روستاهای جنوبی دریاچه اورمیه ، ممکن است تعدادی از این گوزن ها بر اثر تشنگی یا گرفتار شدن در مانداب و باتلاقی بودن برخی مناطق خشک شده گرفتار و تلف شوند.
جبیرها، آهوها و گرازها نیز تار و مار شدند
گستره تاثیر خشکی دریاچه اورمیه بر حیات وحش بسیار وسیع است. نمکی شدن زمین های کشاورزی اطراف دریاچه و از میان رفتن کارایی کشاورزی این زمین ها، موجب شد حیواناتی که به نوعی به زمین های کشاورزی وابسته بودند، تار و مار شوند، گونه هایی مانند جبیر، آهو، گراز...
 به دلیل شوری بیش از حد دریاچه اورمیه، این دریاچه هیچ گاه زیستگاه جانورانی مانند ماهی، مار و قورباغه نبوده است اما حیات منحصر بفرد آن در نتیجه شورتر شدن از میان رفته است.
 گفته می شود انسان ها بعد از حیات وحش دریاچه در خطر قرار می گیرند. به گفته کهرم، برآورد می شود 12 میلیون نفر از مردم منطقه بابت شرایط دریاچه آسیب ببینند.
تمامی این موارد در حالی صورت گرفته است که دولت ایران کوچکترین قدمی در راه احیای دریاچه اورمیه تاکنون برنداشته و هر از چندگاهی برای عوام فریبی هم که شده 1 الی 2 روز عمل فانتزی باورسازی ابرها در منطقه صورت می گیرد که خود بی شک در آینده نزدیک خسارات متعدد محیط زیستی را به منطقه وارد خواهد ساخت. به نظر بسیاری از کارشناسان بی طرف میحط زیست جهانی و منطقه ای عمده ترین علت خشک شدن دریاچه اورمیه ساخت سدهای متعدد بدون در نظر گرفتن حق آبه دریاچه اورمیه، افزایش سطح زمین زیر کشت در منطقه به حدود 2 برابر، میدریت غلط منابع آبی و ... بیان می گردد و همین کارشناسان به صورت متفق القول تنها راه نجات دریاچه اورمیه گشودنحق آبه از سدها بیان می کنند، چون دریاچه اورمیه به صورت فوری به ب نیاز دارد و پروژه های خیالی به مانند کانال کشی از روز آراز (ارس) حداقل با سیستم بورکراتیک و بودجه ای موجود در ایران 10 سالی طول خواهد کشید که بی شک در آنزمان دریاچه اورمیه ای وجود خارجی نخواهد داشت. 
برداشت آزادی از :
http://tinyurl.com/czwg8w3