‏نمایش پست‌ها با برچسب آثار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آثار. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲/۰۲/۱۸

آثار زیانبار سدسازی بر روی میحط زیست

اومود اورمولو
سدسازی آثار زیان بار متعددی بر روی محیط زیست دارد، در حالیکه ایران جایگاه سوم سدسازی دنیا را به خود اختصاص داده و گوی سبقت را از کشورهای توسعه یافته و حتی جهان غرب ربوده است خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها در ایران یکی از مهمترین آثار و نشانه های سدسازی بدون حساب و کتاب در ایران بوده که امروزه به وضوح قابل مشاهده می باشد. امروز خشک شدن 70% دریاچه اورمیه ناشی از ساخت بیش از 70 سد بر روی حوضه آبی دریاچه اورمیه می باشد.
در دنیا سدسازی با توجه به مضراتی که برای محیط زیست دارد به عنوان آخرین انتخاب برای انبار و مدیریت منابع آبی بکار می رود ولی درایران اولین انتخاب دستگاه های دولتی به علت مصرف میلیاردها تومان بودجه ملی سدسازی می باشد. 
در زیر به صورت خلاصه وار آثار زیانبار سدسازی بر روی محیط زیست بیان می شود:
- برهم زدن تعادل طبعی
- سطوح کشاورزی که در حین سدسازی به زیر آب می روند و دیگر خاصیتی نخواهند داشت
- مهاجرت اجباری ساکنین محلی در حوضه مناطقی که به زیر آب خواهند رفت، برای مثال مهاجرت اجباری چندین روستای نزدیک به دریاچه اورمیه چند ماه پیش توسط روزنامه های دولتی منتشر و تائید شد. این مسئله با مهاجرت اجباری میلیونها انسان پس از خشک شدن کامل دریاچه اورمیه بدون تردید مثالی قابل تحقق و قابل پیش بینی می باشد.  
- پل ها، راه ها و .. در مناطقی که به زیر آب خواهند رفت و دیگر قابل استفاده نخواهند داشت، صرف هزینه ملی برای ساخت پل ها، راه ها و ..
- به علت سدسازی آب های زیرزمینی حوضه سد بالا آمده و سبب تاثیرات منفی در محیط زیست منطقه می گردد.
- به علت انباشت میلیونها مترمکعب آب در پشت سدها و خطرات ناشی از شکست و ریزش سدها 
- به علت افزایش بخار شدن آب های پشت سدها کاهش بهره وری از آب 
- آب های روانی که در هنگام فصول خاص سرازیر شده و با خود مواد مغنی برای زمین و دلتاها می وارند توسط سدها محصور می شوند.
- به علت تغییراتی که در مواد موجود در آب در پشت سدها صورت می گیرد آب ها مواد معدنی خود را از دست می دهند.
- افزایش فرسایش ساحلی
- نابوید آثار تاریخی و معماری که در حوزه سدسازی بوده و به زیر آب خواهند رفت یا به علت نزدیکی با میلیونها مترمکعب آب دچارفرسایش خواهند شد.

- تولید گاز متان که حدود 100 برابر مخربتر از دی اکسید کربن می باشد.
- نابودی گونه های گیاهی و جانوری به علت فرو رفتن منطقه ای وسیعی زیر آب.
- افزایش بخار آب پشت سدها که حدود چندین برابر مقدار طبیعی بخار آب می باشد.

۱۳۹۲/۰۱/۱۰

سدسازی نیم میلیارد انسان را به فقر و فلاکت کشانده است

نوشتهء آنه مینارد – نشنال جیوگرافیک آمریکا – ترجمهء عبداللطیف عبادی
با سدهایی که در دنیا ساخته میشوند ، شهرهایی هم هستند که بواسطهء آنها  در سرزمینهای خشک پدیدار میشوند و رونق می گیرند . اما به چه قیمتی؟ گزارشهایی علمی که جدیدا” منشر شده اند نشان می دهند که این سدها هزینه ای گزاف را بر مردمی فقیر تحمیل می کنند . برایان نیچر مدیر برنامهء جهانی آب اشامیدنی تخمین می زند که در یک قرن گذشته ،  چهل تا هشتاد میلیون نفر بطور مستقیم به دلیل ساخته شدن این سدها ( و بر اثر به زیر آب رفتن خانه و کاشانه و زمینها و محل زندگی و معیشتشان ) آواره شده اند . اما جدای از آنها ، چه تعداد از مردمی که در پایین دست سدها زندگی می کنند نیز متحمل رنج و مرارت شده اند؟ مطالعات و سنجشهای آماری برنامهء جهانی آب شیرین این جمعیت را بالغ بر ۴۷۲ میلیون نفر تخمین می زند . برایان ریچر می گوید علاوه بر کشاورزان زمین از دست داده و ماهیگیران بی کار شده ای که سدها زندگی آنها را ساقط کرده اند ،  سایر کسانی که در جوار رودخانه های مسدود شده و در پایین دست و بالا دست آن رودخانه ها زندگی می کنند نیز بعد از ساخته شدن این سدها و برهم خوردن روال طبیعی زندگی شان دیگر قادر به ماندن در سرزمین تاریخی خود نیستند چراکه نمی توانند خود را با شرایط جدید وفق بدهند و دچار فلاکت میشوند . برای مثال وقتی در سال ۱۹۷۹ سد ماگا در کشور آفریقایی کامرون ساخته شد ، خودبخود زمینهایی کشاورزی که هر ساله و بطور طبیعی با طغیان آبهای آن رود به زیر کشت می رفتند خشکیدند و با متوقف شدن جریان آن رودخانه در پشت سد ، ماهیگیران نیز بیکار شدند و ویژگی های طبیعی و جغرافیایی منطقه برهم خورد . بطوری که سالیانه دو میلیون و چهارصد هزار دلار به اقتصاد محلی آن منطقه زیان وارد شد و بتدریج فقری ناخواسته دامنگیر مردم آن کشور گردید . اتحادیهء جهانی محیط زیست وضعیت زندگی در اطراف هفت هزار سد دنیا را تا شعاعی ده کیلومتری بررسی کرده است . مردمی که در روستاها و مناطق عشایری و دهکده های بالا دست و پایین دست این سدها زندگی می کنند سرنوشت غم انگیزی داشته اند . هشتاد و پنج درصد از مردمی که ساخته شدن سد زندگی شان را به فلاکت کشانده است در قارهء آسیا زندگی می کنند .
ساختن سدهای جدید در جهان به حالت انفجار رسیده است .   بطوریکه تعداد سدهای بزرگ ( با ارتفاع بالای ۱۵ متر ) از ۵۰۰۰ سد در سال ۱۹۵۰ به  ۵۰۰۰۰  (پنجاه هزار)  سد در سال جاری رسیده  است .  خوبی ها و مزایایی که ساخته شدن سدها در بر دارند بر کسی پوشیده نیست . شهرها پیشرفت خود را مدیون همین سدها هستند و از سیاتل آمریکا  گرفته تا شهر شانگهای چین ، سدها تامین کنندهء آب و بخشی از انرژی برق مورد نیاز برای زندگی روزمره مردم و نیز استفاده در صنایع کشاورزی هستند . اما ساندرا پاستل مدیر برنامهء سیاست جهانی آب می گوید بهایی که برای ساخت و داشتن این سدها پرداخته میشود به مراتب بیشتر از از حاصلی است که از ساختن و داشتن آنها به دست می آید . به عبارتی دیگر،  زیان سدها بیشتر از سود و فایدهء آنهاست . سدها نه تنها زندگی مردم محلی ،  بلکه کل اقلیم زیست محیطی و جغرافیایی یک منطقه را ویران می کنند . یکی از کارشناسان سازمان ملل متحد می گوید :  وقتی سدی ساخته میشود و به درستی از آن استفاده نمی شود و مدیریت لایقی هم ندارد ، نتیجه اش بستن جریان زندگی یک رودخانه است . درست مانند بستن راه تنفس بر یک بیمار . او به برای مثال به سد گلن اشاره می کند که چگونه مسیر طبیعی و تاریخی رودخانهء کلرادو را در منطقهء گراند کانیون آمریکا بر رودخانه بست و اقلیم مسیر طبیعی رودخانه را خشک و شوره زار کرد و چرخهء حیات را نیز در آنجا از بین برد . اخیرا” دولت آمریکا متوجه  زیانهای فاجعه بار سدها شده است . این کشور برای چارهء کار ، راه بخشی از آب رودخانه را که پشت سد نگه می داشت و برای چرخاندن ژنراتورها و تولید برق از آن استفاده می کرد را باز نمود و با کاهش برق ، عملیات احیای محیط زیست مسیر این رودخانه را آغاز کرد ،  و البته در عوض بهای برق را افزایش داد . اما نجات رودخانه های آمریکا در همین یک موضوع خلاصه نمی شود و عملیات مهمتری در جریان است که طی آن سدهایی بزرگ ویران شده و از سر راه رودخانه های آمریکا برداشته خواهند شد . برای مثال در مدت اخیر  ، تنها دو سد بزرگ از روی رودخانهء پنوداسکات در ایالت ماین به این خاطر برداشته شدند تا محیط زیست و بخصوص زندگی ماهی ها در آن منطقه دوباره احیا شود و صنعت ماهی گیری نیز رونق بگیرد .
اما در همه جا یک چنین روندی وجود ندارد و  سدهای بی شماری به سرعت در دنیا ساخته میشوند . تنها در کشور برزیل برنامهء ساخت ۱۷۰۰ سد در حال بررسی و یا اجرا هست و گویی در آنجا کسی از نتایج منفی و فاجعه بار سدهای بی دلیلی که در گذشته ساخته شده اند درس عبرت نگرفته است . یکی از کارشناسانی که از سوی سازمان ملل متحد به بررسی ساخت سدهای جدید در جهان پرداخته است می گوید : بجای ساخت سدهای جدید می بایست بازدهی سدهای فعلی را بالا برد . مشکلی که بسیاری از سدهای ساخته شدهء فعلی با آن روبرو هستند حجم عظیم رسوب گذاری رودخانه ها در پشت آنهاست . به این ترتیب ، هم سدها کارایی خود را از دست می دهند و هم اینکه حیات جانداران آبزی در آن رودخانه های بسته شده از بین می رود .  وی می افزاید  متاسفانه ما شاهد این هستیم که سد سازان اهمیتی به عواقب فاجعه بار زیست محیطی و اقلیمی و نیز اجتماعی ناشی از ساختن این سدها نمی دهند و بی توجه به هشدارهای ما کار سدسازی خود را پیش می برند . یکی دیگر از کارشناسان برنامهء جهانی آب می گوید : عواقب منفی و خسارتهای اجتماعی و زیست محیطی وارد شده از سوی ساخته شدن سدها می بایست به عنوان بخشی از هزینه ساخت و داشتن آنها محسوب شود تا کسانی که سد می سازند بدانند  برای ساختن و داشتن این سدها چه هزینه های زیست محیطی و اجتماعی پرداخت شده و تا آن سدها پابرجا هستند ، چه هزینه هایی همچنان پرداخت باید شوند . سازمان ملل متحد در گزارشی نوشته است که : اگر با ساختن سدهای جدید بخشی از محیط زیست نابود گردد و یا وضعیت معیشتی و زندگانی مردمی که در آن مناطق زندگی می کنند بدتر شود ، دیگر نمی توان ساختن و داشتن آن سدها را نمونه ای از پیشرفت و توسعهء پایدار در یک کشور نامید
منبع نوشته:
http://tinyurl.com/cxyc3yq
تصویر: سد گلن کانیون بر رودخانهء کلورادوی آمریکا - عکس از نشنال جیوگرافیک

۱۳۹۲/۰۱/۰۶

آثار زیانبار سدسازی بر محیط زیست /با نگرشی بر دریاچه اورمیه

آثار زیانبار سدسازی بر محیط زیست /با نگرشی بر دریاچه اورمیه
سدسازی در کنار فوایدی که دارد مضرات متعددی نیز برای میحط زیست به ارمغان می آورد که از این مضرات می توان به :
1- تخریب اراضی جنگلی در بالادست و ارتفاعات
2- تغییر اکوسیستم های آبی و مناطق و موجودات وابسته به آن
3- تبخیر بیش از معمول آب از پشت سدها
4- تخریب آثار باستانی
5- نابودی محیط زیست در مناطق زیردست
6- خالی ماندن سفره های آب زیر زمینی که در مسیر جلوی سد قرار دارند
7- زهدار شدن و بالا آمدن آب سفره های زیر زمینی و در نتیجه کاهش توان تولید آنها.
...
در همین راستا و بر اساس نظر کارشناسان بی طرف جهانی و منطقه ای ساخت سدهای بی حساب و کتاب در حوضه دریاچه اورمیه سبب خشک شدن دریاچه گشته است و نابودی دریاچه اورمیه یکی از مهمترین تاثیرات سدسازی بدون برآورد نتیجه ای که بر اکوسیستم می گذارد می باشد. هم اکنون بر رو دریاچه اورمیه نزدیک به 70 سد ساخته شده است.
در مورد آثار سوء سدسازی آقایان محمد درویش و پرویز کردوانی مصاحبه ای داشته اند که در همین مصاحبه اندک می توان به آثار سوء سدسازی پی برد. برای گوش دادن به این مکالمه می توانید از اینجا اقدام کنید.

نگرشی بر سدسازی بی حساب و کتاب در ایران

اومود اورمولو: آمار سدهای شکل ارائه شده مربوط به سال 1389 می باشد و آخرین آمار دولتی حاکی از وجود60 سد بهره برداری رسیده تنها در آزربایجان شرقی، 12 سد در مرحله اجرا و 46 سد در مرحله مطالعاتی می باشد که مجموعاً 117 سد می شود، در آزربایجان غربی نیز 20 سد به بهره برداری رسیده، 12 سد در مرحله اجرا و 46 سد در مرحله مطالعاتی می باشد که مجموعاً 63 سد می گردد.  
نویسنده: فاطمه ظفرنژاد 
روند شگفت انگيز سدسازى در كشور كه در جدول زير نشان داده مى شود بيانگر افراط لجام گسيخته در ساخت وساز در آبخيزهاى كشور است. مقالات گردآورى شده دراين مجموعه تنها گوشه اي از تخريب هاي ناشي از ساخت وساز در حوزه هاي آبخيز را نشان مي دهد.
با توجه به پرونده 1271 سد، 588 سدساخته شده، 137 سد دردست ساخت، و 546 سد دردست مطالعه كه به خاموشى همه رودهاى كشور حتى رودهاى هميشگى مانند زاينده رود و پرآب ترين آنها يعنى رود قابل كشتيرانى كارون انجاميده است، مهم ترين جستارهايى كه در نقد سدسازى كشور مى توان به آن اشاره كرد شيوه تصميم گيرى براى ساخت و اجراى سدهاست كه 
1- با نقض آشكار اصول 44، 48 و 50 قانون اساسی،
2. با نقض آشكار تعهدات ملى در همايش ريو ( دستور 21 ) و در امضاى پيمان مبارزه با بيابانزايى،
3. با تقليد نسنجيده از الگوهاى توسعه نابومى،
4. با هزينه هاى هنگفت از منابع بخش عمومى،
5. با تصميم گيرى ناپاسخگوى كارگزاران دولتى و شركت هاى منتقع در سدسازى،
6. بدون هيچگونه نظرپرسى از جوامع بومىِ مالك و صاحب حقابه ها و منابع طبيعى،
7. با پيامدهاى ناسازگار بر معيشت و زندگى مردم بومى حوضه هاى آبخيز و آبريز يعنى گروه هاى مولد كشاورز و باغدار و دامدار و عشاير و ماهيگير و صنعتگر صنايع بومى در پائين دست از يك سو و كشاورزان و باغداران و عشاير و ساير جوامع مولد مخزن سدها از سوى ديگر،
8. و سرانجام با اثرات بسيار منفى بر سيماى سرزمين و پيكره هاى آبى از رودها تا تالاب ها و درياچه ها، و نيز با پيامدهاى جدى بيابانزايى در جنگل ها و مراتع به اجرا مى روند.
در مطالعات و بررسى هاى يكسونگرانه و جانبدارانه اى كه براى سدهاى كشور انجام شده جستارها و مقوله هاى زير يا اصلاً انجام نشده اند يا بگونه اى نادقيق، غيرتحليلى و بدون ژرف انديشى و جامع نگرى انجام شده اند:
1) مطالعات نيازسنجى- آيا نياز حقيقى به تامين آب يا برق وجوددارد؟ اگر اين مطالعه انجام شده بود شايد بسيارى از سدهاى حوضه درياى خزر، دریاچه اورميه... اصلا مطرح نمى شدند چه رسد به ساخته شدن.
2) مطالعات گزينه يابى- براى تامين نياز كدام گزينه ها وجود دارند؟ آيا تغيير كارايى مصرف، براى نمونه افزايش كارايى 40 – 30 درصدى كنونى آبيارى، تامين آب با هزينه كمتر نيست؟ آيا نيروگاه گازى، سيكل تركيبى، بادى، خورشيدى، يا اعمال مديريت تقاضا و كاهش هدررفت، برق ارزانتر تامين نميكند؟ آيا با قنات آبرسانى شرب بهتر و سنجيده تر انجام نميشد؟
3) مطالعات تحليل اجتماعى- بررسى اينكه گروههاى اجتماعى بومى و مولد حوضه آبخيز يعنى كشاورزان، باغداران، عشاير، ماهيگيران.. در درازمدت چه سرنوشتى خواهند يافت؟ آيا حقابه، زمين كشاورزى، باغ، مرتعشان را از دست نميدهند؟ ناگزير از مهاجرت اجبارى نخواهند شد؟ نگاهى به تخليه اجبارى 13 روستاى دهستان لفور براى آبگيرى سد نيازسنجى نشده البرز و سرنوشت مردم آن تجربه تلخى است كه دراين مجموعه آمده است. در صدها جلد گزارش نوشته شده براى 40 سد حوضه آبريز اورميه به تحليل اجتماعى واقعى درباره زندگى و معيشت 6 ميليون انسان وابسته به اين درياچه برخوردنميكنيم. در سكوت سازمانهاى مسئول، مراتع و جنگلهاى زيادى در مخزن سدها زير آب ميروند ( 160 كيلومترمربع در كرخه، 70 كيلومترمربع در سيمره...). جنگل و مرتع در سدسازى ثروت ملى بشمار نميرود. اراضى كشاورزان، مسير كوچ و چراگاه عشاير حوضه آبخيز و.. نيز مهم نيست چون اين جوامع مولد در نگاه سدسازان افراد مهمى بشمار نميروند كه كار سدسازى بخاطر آنها با درنگ روبرو شود. سدها يا گزارش اجتماعى ندارند يا مشاوران آن را تاحد يك گزارش جمعيت شناسىِ بدون جامع نگرى و ژرف انديشى تقليل داده اند. 

4) مطالعات تحليل زيست محيطى- سدسازى بر حوضه آبخيز چگونه اثرى خواهد داشت؟ آيا پيكره آبى پائين دست را نابود نخواهد كرد؟ بر زيستگاه و زندگى جوامع جانورى و گياهى چه اثرى خواهد داشت؟ بنابر قانونِ ،« اثرپروانه اى » چه بروز انسان حوضه آبخيز خواهدآمد؟ سدها يا گزارش زيست محيطى ندارند يا مشاوران آن را تا حد گزارشى بدون تحليل و منتهى به جدولى از ماتريس اثرات مثبت/ منفى احتمالاً با برخى راهكارها و بدون هيچ جامع نگرى تقليل داده اند.
5) مطالعات تحليل اقتصادى- آيا فايده حقيقى سد بيش از هزينه حقيقى آن است؟ آيا سد راهكارى اقتصادى است؟ آيا تامين مالى براى سد « تخصيص موثر » است  و منابع محدود را بگونه كارآمد و موثر تخصيص داده ايم؟ آيا هزينه گذارى براى ساخت سد« هزينه موثر » است يا راهكار  كم هزينه ترى هم هست؟ سرانجام آيا نسبت فايده به هزينه اجتماعى/ زيست محيطى حقيقى سد است كه بايد ساخت آن را توصيه كند يا..؟ آيا منافع ملى بايد بر تصميم گيرى حاكم باشد يا منافع شركتى؟ سدها يا گزارش اقتصادى ندارند يا مشاوران آن را غالباً تاحد رسيدن به يك جدول گردش نقدى خشك و پر از اشتباهات برآوردى بزرگ در تعيين فايده ها و هزينه ها تقليل داده اند. به گواه سدهايى كه در يك مرحله از سوى مشاورى توجيه ناپذير اعلام شدند و دستگاه مجرى كار را به مشاور ديگرى سپرد تا ساخت سد را توجيه و تاييد كند، اگر تحليل درستى هم انجام شود نمى تواند - و هيچ عامل ديگرى هم تاكنون نتوانسته - جلوى اجراى سدى را بگيرد. چون هدف از مطالعات، اجراى سد به هر شيوه است و نه رسيدن به حقيقت و نه بهره رسانى به مردم ... سدسازى همواره هدف بوده است و نه يكى از ابزارهاى رسيدن به هدف.
پرسش هايى كه از 50 سال سدسازىِ همواره بدون راستى آزمايى و بدون ارزيابى تطبيقى رسمى طرح هاى اجراشده، مطرح شده اند از اين قرارند:
1) پيشنهادساخت بيش از 1270 سد در آبخيزهاى كشور بدون راستى آزمايى و ارزيابى تطبيقى، فصل مشتركى با توسعه حقيقى و پايدار دارد؟
2) آيا سدها به زمينهاى كشاورزى افزودند يا از آن كاستند؟
3) آيا سدها سفره هاى پائين دست را نخشكاندند؟
4) آيا سدها قناتها و روشهاى گردآورى باران و ديگر روش هاى بومى تامين پايدار آب را تخريب نكردند؟
5) آيا سدها مصرف آب و برق را تا چندين برابر ضابطه جهانى در كشور افزايش ندادند؟
6) آيا سدها ميلياردها مترمكعب از آب تجديدپذير محدود كشور را در مخزنهايشان تبخير نكردند؟
7) آيا سدها گذشته از اراضى مرغوب، ميليونها هكتار جنگل هيركانى، زاگرسى، حرّا، را نابود نكردند؟
8) آيا سدها ميليونها خانوار در بالادست و در مخزن و يا در پائين دست در حاشيه رود، درياچه، تالاب را با سرنوشتى نگران كننده روبرو نكردند؟
9) آيا سدها غاصب حقابه، زمين و مرتع مولدترين اقشار جامعه يعنى كشاورزان، باغداران، دامداران، عشاير، ماهيگيران، نخلكاران... نبودند؟
دراين مجموعه مقالات تلاش شده است كه به پرسش هاى بالا پاسخ داده شود. و نيز در همين آغاز راهكارهاى بسيار پايدار و تجربه شده در سراسر جهان را نيز ارائه مىكنيم كه ناقد بدون ارائه راهكار نباشيم.
1) تغيير رويكرد سخت افزارى در مديريت آب و هماهنگى مديريت نرم افزارى براى همه منابع طبيعى كشور
2) گزينش رويكرد نرم افزارى براى تشويق به كاهش مصرف آب و نيرو، افزايش كارايىِ كاربرد بويژه در كشاورزى در جايگاه بزرگترين مصرف كننده آب، بازيافت، بازچرخانى، بازكاربرد آب كه در سياست هاى كلى اصلاح الگوى مصرف بدرستى تكليف شده اند(چارچوب 1)
3) متوقف ساختن سدسازى و برنامه ريزى براى برچيدن سدهاى كشور و احياى كامل آبخيزها با رودخانه ها و همه پيكره هاى آبى وابسته به آنها و نيز احياى پوشش جنگلى و گياهى آن ها
4) برداشتن نقش تصميم گيرى توسعه از دستگاه عمومى و سپردن آن به انجمن ها و تشكل هاى جوامع بومى بويژه گروه هاى مولد
5) تغيير در رويكرد شهرسازى معمارى كشور براى احياى آب پاك، هواى پاك، و خاك پاك در آبخيزها و برداشتن فشار از رودخانه ها و احياى آنها با:
- مديريت نامتمركز آب شهرى، با تشويق  ساخت ساختمان هاى با پيش بينى تامين آب نامتمركز با بكارگيرى آب قنات ها يا شيوه هاى گردآورى باران... بازيافت و بازچرخانى و بازكاربرد آب
- مديريت نامتمركز پساب شهرى، با  تشويق ساخت ساختمان هاى با پساب صفر بكمك بازيافت و بازچرخانى و كاربرد پساب در واپسين وهله در فضاى سبز ساختمان
- مديريت نامتمركز برق شهرى، با تشويق ساخت ساختمان هاى با پيش بينى تامين برق نامتمركز با بكارگيرى ياخته هاى خورشيدى، نيروگاه هاى بادى كوچك،....
- مديريت نامتمركز پسماند براى  جلوگيرى از دفن پسماند در آبخيزها با تشويق ساخت سازه هاى با پسماند صفر با پيش بينى جايگاهى براى تبديل زباله تر به كود و بكار گيرى آن در فضاى سبز ساختمان، پيش بينى جايگاهى براى نگهدارى پسماندهاى خشك و جداسازى براى مديريت نامتمركز و فروش آنها به بنگاه هاى بازيافت
- گسترش خط آهن درشبكه هاى شهرى  و ميان شهرى در سراسر كشور براى كاهش آلودگى هواى شهرها و آبخيزها و تشويق مردم به كاربرد وسائل ترابرى عمومى.

۱۳۹۱/۱۰/۳۰

سدسازی عامل نابودی میراث انسانی – با نگرشی بر موضوع دریاچه اورمیه

اومود اورمولو
دره Omo که در اتیوپی واقع شده و جزء میراث بشری در سازمان جهانی یونسکو به ثبت رسیده محل زندگی بسیاری از قبایل محلی می باشد ولی پس از احداث 3 سد در این محل توسط شرکت های خارجی جزئی از میراث بشری با خطر نابودی مواجه می شود.
یونسکو دره Omo به عنوان زیستگاهی که باید حفاظت شود معرفی کرده است ولی متاسفانه پس از احداث 3 سد حیات این زیستگاه با خطر مواجه شده و در دنیا بسیاری از سازمانهای محیط زیستی و غیردولتی کامپانیاهای متعددی برای جلب نظر دوست داران محیط زیست به این میراث بشری آغاز کرده اند. احداث سدها از سال 2006 در منطقه آغاز گشته است و بر اساس نتایج تحقیقات منتشر شده با بهره برداری از سدهای ساخته شده حدود 200 هزار هکتار زمینهای منطقه به زیر آب خواهند رفت. 
بنا به منابع علمی ایجاد سد در منطقه مذکور سبب ایجاد تغییرات اقلیمی وسیعی در منطقه شده و سبب بروز خشکسالی خواهد گشت این خشکسالی در حالی می باشد که قبایل محلی نیز که از طریق کشاورزی امرار معاش می کنند با به زیر آب رفتن 200 هزار هکتار از زمین هایشان زیر آب با کمبود زمین برای کاشت مواجه شده و ناچار به کوچ اجباری خواهند شد. آب رودخانه Omo که از رود Turkana در کنیا تامین می شود باعث گذران زندگی حدود 300 هزار انسان محلی می گردد. در صورت تداوم ساخت سدها در منطقه بدون تردید قحطی در منطقه به ابعاد بزرگ تحقق خواهد یافت.
طی سالهای گذشته دو سد بر روی رودخانه Omo ایجاد شده که احداث دو سد مذکور نیز سبب ایجاد مشکلات متعددی برای قبایل محلی منطقه گردیده است. برای مثال پس از احداث و بهره برداری 2 سد مذکور قبیله Kwegu که از راه شکار امرار معاش می کردند به علت کاهش جانواران در منطقه مربوطه با کمبود غذا مواجه شده و به بیماری های واگیردار متعددی دچار گشتند که آمارهای قابل دسترسی حاکی از کشته شدن چندین عضو از این قبیله محلی می باشد. سازمانهای غیردولتی که با اعضای قبایل مذکور دیدار و مصاحبه داشته اند اثرات زیان بار سدها را چنین بازگو می کنند:
پس از ایجاد سدهای متعددی خاک قابلیت هایش را از دست داده و گوئی دچار بیماری و ضعف گشته بود. با کاهش آب در منطقه حیوانات نیز ملزم به کوچ اجباری گشته و اعضای قبیله نیز با علت کمبود شکار به بیماریهای متعددی دچار گشتند ...
با ایجاد سدها در منطقه دیگر سیلاب های طبیعی در منطقه جاری نشد ، در حالیکه به صورت طبیعی سیلاب ها برای کشاورزی منطقه بسیار مفید بودند. پس از ایجاد سدها در منطقه بارش باران به شدت کاهش یافت و دیگر سیلاب هائی را مشاهده نکردیم. 
قبایل محلی مذکور در حال جان دادن می باشند و بدون تردید در صورت تداوم سدسازی دیگر صدای پایکوبی و رقص های محلی در دره Omo مشاهده نخواهیم کرد.
در دیگر سو دولت اتیوپی زمینهای اطراف سدها را برای استفاده صنعتی و بعضاً کاشت نیشکر به شرکتهای چندملیتی موجود در منطقه فروخته که زمینهای مذکور از طریق آب پشت سدها آبیاری خواهند گشت. شرکتهای بین المللی از کشورهای ایتالیا، مالزی کره و ... برای سدسازی در این مناطق بسیار فعال اند. ساخت 3 سد جدید با ساپورت مالی منابع چینی و نیروی انسانی شرکتی ایتالیائی احداث خواهد شد. 
ما ملت ترک نیز به عینه مضرات ساخت سدهای بی حساب و کتاب در را در خشک شدن موضوع دریاچه اورمیه مشاهده نموده ایم، دریاچه اورمیه که میزبان نزدیک به 63 سد می باشد در حالیکه شریانهای ورودی به آن تماماً خشک شده اند و دریاچه در حال مرگ می باشد. همانطور که قبایل محلی با ساخت سدها دچار خسارتهای متعددی گشته اند مردم اورمیه، تبریز، اردبیل و به تمام معنا مردم آزربایجان جنوبی ملزم به کوچ اجباری خواهند شد و دیگر وطنی برای ترکان ساکن این جغرافیا وجود خارجی نخواهد داشت. بنا به نظر کارشناسان بی طرف جهانی و منطقه ای دولت ایران با ساخت سدهای متعددی بر روی شریان های آبی وارده بر دریاچه اورمیه مسبب اصلی خشکانیده شدن دریاچه اورمیه می باشد.