‏نمایش پست‌ها با برچسب تبعیض. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تبعیض. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳/۰۶/۰۷

تجمع حامیان محیط‌ زیست برای زاینده‌رود با حمایت دولتی آزاد ولی برای دریاچه اورمیه ممنوع

اومود اورمولو
تبعیض در ایران تنها به مسائلی نظیر حقوق شهروندی، حق آموزش به زبان مادری، حقوق کودک، رسمیت زبانها، حقوق زنان، اقتصاد، ادیان و ... محدود نمی گردد بلکه حتی محیط زیست نیز در ایران قربانی تبعیضات متعددی می‌گردد.
به باور بسیاری از انسانهای جامعه ترک مهمترین علت خشکاندن دریاچه اورمیه تبعیضات آشکار و پنهانی می باشد که بر جامعه و مناطق ملی ترک‌نشین روا داشته شده و می شود که سدسازی بر روی حوضه آبی دریاچه اورمیه که مهمترین فاکتور خشکاندن دریاچه معرفی میگردد تنها یک نمونه از خروارها زیست‌کشی و تخریب ‌محیط‌زیست مناطق ملی ترک‌نشین می باشد.
هنوز مدت زمان احکام تعزیری و تعلیقی بسیاری از فعالین ملی ترک که در اعتراضات مسالمت آمیز و زیست‌محیطی مرتبط با دریاچه اورمیه دستگیر و به زندان محکوم شده‌اند به اتمام نرسیده و یا بسیاری از جوانان ترک تنها به سبب شرکت در اعتراضات مسالمت آمیز و زیست‌محیطی با مشکلات عدیده‌ای اجتماعی و تحصیلی مواجه شده‌اند.
نکته جالب اینجاست که علارغم برخورد امنیتی و خشونت آمیز شدید با حامیان تجمع دریاچه اورمیه بسیاری از فارس‌زبانان اصفهان پنج‌شنبه 6 شهریور در پل تاریخ الله‌وئردی خان اصفهان تجمعی انجام داده‌اند و حتی خبرگزاری دولتی فارس نیز اقدام به نشر تصاویر معترضین به خشک شدن زاینده‌رود نموده است. 
بی‌تردید ذهن هر انسانی ترک و غیرفارسی از علل تبعیض و نوع نگرش دوگانه در مورد دریاچه اورمیه و زاینده‌رود با سوالاتی مواجه می گردد که علت می توان به نمونه‌هائی نظیر:
- علت این تبعیض آشکار برای زاینده‌رود و دریاچه اورمیه چیست؟
- آیا استاندارد دوگانه یاد شده و تبعیض ناشی مسائل ائتنیکی ترک و فارس هست که به محیط‌زیست نیز سرایت نموده و دریاچه اورمیه تنها به جرم قرار گرفتن در مناطق ملی‌ ترک‌نشین محکوم به نابودی می‌باشد؟
- آیا در صورتیکه دریاچه اورمیه در یک منطقه فارس‌نشین می بود دولت ایران نگاه کنونی را به دریاچه اورمیه می داشت؟
- چرا دولت ایران با صرف میلیارد تومان پول ملی از دریای خزر و خلیج عرب برای سمنان و کویر یزد فارس‌نشین آب می‌کشد ولی در کانر اینکه خود مسبب اصلی خشکاندن دریاچه اورمیه هست تنها به نظاره‌گری اکتفا می کند؟
- چرا تجمع برای زاینده‌رود امنیتی نبوده ولی برای دریاچه اورمیه امنیتی می باشد؟
- آیا مسئولین نابخرد ترک موجود در مناطق ملی ترک‌نشین هیچ نقشی به جزء بجای آوردن اوامر مرکز ندارند؟ 
منبع تصاویر: خبرگزاری دولتی فارس نیوز










۱۳۹۳/۰۱/۱۳

تفکری که سبب خشکاندن دریاچه اورمیه گردید...

اومود اورمولو
تصویر منتشر شده در وبلاگ "اخبار دریاچه اورمیه" جلد کتاب زبان شیرین فارسی مقطع دوم ابتدائی می باشد، همانطور که از تصویر منتشر شده مشاهده می گردد در نقشه ایران روی جلد به قصد مسئولین آموزش و پرورش ایران تصویر دریاچه اورمیه را نگانجانده‌اند.
براستی باید پرسید هدف مسئولین آموزش و پرورش دولت ایران از پاک نمودن دریاچه اورمیه از نقشه ایران آنهم برای کودکان دوم دبستان آماده سازی ذهن این کودکان از همه جا بیخبر از بی مسئولیتی دولت ایران در قبال خشکاندن دریاچه اورمیه نیست؟ آیا واقعا عمدی در کار نبوده، پس چرا تصویر خلیج عربی فراموش نگردیده و دریاچه اورمیه که به گواه سخنان عیسی کلانتری دبیر کارگره به اصطلاح نجات دریاچه اورمیه، دولت ایران مسئول مستقیم خشکاندن بیش از 80% آن می باشد فراموش گردیده است. چرا دولت ایران برای ترویج نام خلیج عربی میلیاردها تومان هزینه ملی صرف کرده وی می کند ولی برای احیاء دریاچه اورمیه و فهماندن موقعیت آن و صدالبته نتایج منفی خشکاندن آن در جامعه هیچ هزینه‌ای نمی پردازد؟ آیا این تبعیض آشکار نیست؟
مسئله تنها پاک نمودن تصویر دریاچه اورمیه از نقشه ایران نیست بلکه تفکر حاکمی می باشد که طی 15 سال گذشته علارغم اخطارهای متعدد سازمانهای محیط زیستی، تصاویر ماهواره‌ای و آمار و ارقام دولتی که همگی ناشی از شروع پروسه خشک شدن دریاچه اورمیه بوده‌اند دولت ایران با سکوت معناداری از کنار بزرگترین فاجعه زیست محیطی قرن گذشته است.
حال سوالی که ذهن هر انسان ترکی را می آزارد این هست که دستهائی به عمد سعی در خشکاندن دریاچه اورمیه به سبب مسائل سیاسی و ائتنیکی را در برداشته است؟ آیا هدف از خشکاندن دریاچه اورمیه برای کویر نمودن بخش وسیعی از آزربایجان جنوبی و کوچ اجباری میلیونها انسان بوده یا تنها ناشی از بی مسئولیتی دولت مردان ایران می باشد. 
یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که دریاچه اورمیه بر اثر سیاست سدسازی دولت ایران بر حوضه آبی دریاچه اورمیه و افزایش سطح زیر کشت به بیش از 2 برابر سبب خشک شدن 85% دریاچه اورمیه گردیده است.

۱۳۹۲/۰۲/۲۶

کرمان، یزد و اورمیه: دو نگاه متفاوت و تبعیض آمیز

بر اساس اخبار سایت دولتی ایسنا امروز پنجشنبه مصادف با 26 اردیبهشت 1392 عملیات اجرائی طرح به اصطلاح ملی شیرین سازی و انتقال آب خلیج عربی که با عنوان طرح ساقی کوثر نام گرفته است با حضور جمعی از مسئولین دولت ایران آغاز شد.
بر اساس منابع خبری منتشر شده هدف از طرح انتقال آب خلیج عرب به کرمان تامین بخشی از آب مورد نیاز برای بخش های صنعت، کشاورزی و شرب کرمان و یزد و ... بیان شده است. طرح فوق در فاز اول روزانه حدود 150 هزار هکتار مترمکعب آب شیرین با استفاده از تکنولوژی اسمز تولید خواهد نمود، طرح فوق به عنوان بزرگترین طرح آب شیرین کن خاورمیانه نام گرفته است. 
متاسفانه از بودجه ملی که صرف این طرح شده کوچکترین خبری در مدیای دولتی منتشر نشده است، ولی بدون تردید برای به یدک کشیدن لقب بزگترین طرح آب شیرین کن خاورمیانه بی شک حجم زیادی از بودجه صرف گردیده است.
حال سوال اینجاست، تفاوت میان اورمیه و یزد - کرمان در چیست؟ چرا دولت ایران دو نوع نگرش متضاد و تبعیض آمیز به این شهرها دارد؟ آیا طرح میلیاردی برای انتقال آب از خلیج عرب به کرمان – یزد ارجحیت دارد یا نجات دریاچه اورمیه که 70% به سبب سدسازی های بی حساب و کتاب خشک شده است؟ آیا این نوع نگاه تبعیض آمیز آشکار تفاوت قائل شدن به شهروندان یک کشور تنها به علت تفاوت زبانی / ائتنیکی گروه مغلوب با گروه سلطه گر غالب نیست؟ آیا جرم دریاچه اورمیه تنها قرار گرفتن در آزربایجان جنوبی و منطقه ای ترک نشین هست که می باید خشک شود، یا اینطور بپرسم که دریاچه اورمیه در کرمان و کویر یزد بود دولت نیز رفتار بی تفاوت کنونی را داشت، دولتی که برای بخش صنعت و کشاورزی کویر یزد و کرمان از خلیج عرب طرح انتقاق آب را با نام و بودجه ملی تحقق می بخشد ولی تاکنون حتی نه تنها در راه احیاء دریاچه اورمیه بلکه در مورد علت خشکانیده شدنش از بعد علمی کوچکترین تحرکی ندارد مگر خواست دعا برای بارش باران. چرا احیاء دریاچه اورمیه جزء تعریف ملی قرار نمی گیرد ولی طرح انتقال آب خلیج عرب به کرمان و یزد جزء قالب ملی بودن می شوند؟ آیا جرم جامعه ترک تنها به سبب به یدک کشیدن اجباری هویت و زبان ترکی می باشد که می باید دریاچه اش جزء محدوده تعریف ملی بودن قرار نگیرد ولی کویرهای کرمان و یزد به سبب قرار گیری در جایگاه ملی بودن آباد شوند.

۱۳۹۰/۰۸/۱۸

دریاچه اورمیه و زایندرود دو روی یک سکه

10 سالی می باشد که کارشناسان محیط زیست از خشکی و تبدیل شدن دریاچه اورمیه این نگین آزربایجان به کویر نمک خبر می دهند، اخباری که در طی مدت زمان گشایش همین وبلاگ اخبار دریاچه اورمیه نیز منتشر شده است به خوبی نشانگر عمق فاجعه خشکانیدن دریاچه اورمیه می باشد. در حالی که این متن را می نویسم بیش از 60% دریاچه اورمیه خشکیده است، ولی هنوز از سوی مسئولین دولتی و ملی قدم کوچکی در راه احیا و یا جلوگیری از مرگ دریاچه اورمیه برداشته نشده است گوئی دریاچه اورمیه به عمد خشکانیده می شود. خبرها حاکی از بارش باران در چند هفته اخیر می باشد ولی با توجه به مقالات علمی که در ماههای پیش در وبلاگ اخبار اورمیه منتشر کرده ام در آنجا به این مسئله پرداخته ام که در طی 2 سال اخیر حوضه دریاچه اورمیه سال ترسالی را پشت سر گذشاه است و متوسط مقدار بارندگی خوب بوده است ولی آمارها و تصاویر ماهواره ای حاکی از تسریع روند خشک شدن دریاچه اورمیه می باشد. باید متوجه این موضوع باشیم که بارش باران یکی از عوامل جلوگیری از خشکانیدن دریاچه اورمیه می باشد، در جائی که بیش از 35 سد ساخته شده است و 1 قطره آب نیز به داخل دریاچه اورمیه سرازیر نمی شود بارش روزانه چند صد میلیمتر باران شاید بتواند سالیانه 1 میلیارد مترمکعب کمبود آب دریاچه اورمیه را تعمین کند، دریاچه اورمیه 20 میلیارد مترمکعب از آب خود را از دست داده است. 
چند ماه پیش که در شهرهای ترک نشین اورمیه، تبریز و دیگر شهرها اعتراضی به وضعیت وخیم و خشکانیدن دریاچه اورمیه توسط مردم ترک شکل گرفت دولت ایران خبر از بودجه 900 میلیونی برای نجات دریاچه اورمیه خبر داد که در آن زمان این خبر را تنها ابزار تبلیغاتی معرفی کرده بودم، هنوز 1 ریال این پول هم تصویب و عملی نشده است و مطمئناً هیچ وقت به دریاچه اورمیه نخواهد رسید.
در دیگر سو مسئله زاینده رود اصفهان می باشد، که پس از اوضاع نابسمان محیط زیستی که داشته است در اولین فرصت دولت تصمیم به بازکردن یکی از سدها گرفت و به قول خبرگزاریهای دولتی زاینده رود زنده شد.
بله زاینده رود زنده شد ولی چرا دریاچه اورمیه را نمی خواهیم زنده کنیم؟ چه فرقی مابین زاینده رود و دریاچه اورمیه آزربایجان وجود دارد؟ آیا این نوع برخورد دوگانه حتی در مورد مسائل زیست محیطی نیز حاکی از نگاه تبعیض آمیز به مناطق ملی ترک و فارس و دیگر مناطق غیر فارس نشین  نیست؟ 
هنوز هم اشخاصی که تنها صدای مرگ دریاچه اورمیه بودند تنها به خاطر اعتراض به مسائل زیست محیطی در داخل زندانند، اکثر این اشخاص روزنامه نگاران، دانشجویان و قشر تحصیل کرده ترک می باشد. 
این تنها موردی از موارد هزاران تبعیض در زمینه های مختلف می باشد از نام خلیج عربی گرفته تا دریاچه اورمیه و .... همگی آیئنه تلخ تبعیض های موجود در ایران  می باشد.