‏نمایش پست‌ها با برچسب دریاچه آرال. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دریاچه آرال. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲/۰۶/۲۴

تنها 20% از دریاچه اورمیه باقی مانده است

اورمولو
در حالیکه این روزها پروپاگاندای دولتی در مورد مسائل دریاچه اورمیه بیداد می کند مشاور و کارشناس دفتر تالاب های محیط زیست ایران مهمترین خبر و واقعیت تلخ این روزهای دریاچه اورمیه را منتشر نموده است، بنا به گفته های منصور باقرزاد کریمی 80% حجم آب دریاچه اورمیه خشک گردیده است.
متاسفانه علارغم خشک شدن 80% دریاچه اورمیه تاکنون کوچکترین قدمی در راه احیاء این دریاچه برداشته نشده و از 15 سال پیش که اولین نشانه های آغاز پروسه خشک شدن دریاچه اورمیه هویدا گشت تاکنون در کنار اینکه سیاست های سدسازی دولت ایران در آزربایجان جنوبی را شاهد بودیم حجم آب ورودی به دریاچه نیز با کاهش عمده ای مواجه شد. بنا به نظر بسیاری از کارشناسان بی طرف عاقبت دریاچه اورمیه شباهت های زیاد به دریاچه آرال دارد که به سبب سیاست های غلط دولت شوروی در جهت افزایش تولید و کشت پنبه تمامی آب های ورودی به دریاچه آرال به مزارع پنبه منتقل گشت و سرانجام دریاچه آرال به کویری مبدل شد عینا همین سیاست ها در آزربایجان جنوبی در حال پیگیری می باشد، بسیاری از کارشناسان دولتی حتی کشت سنتی در آزربایجان جنوبی و حتی کشاورزی را با توجه به کم آبی و هزینه محصول مقرون به صرفه نمی دانند. طی 34 سال گذشته سطح زیر کشت در حوزه دریاچه اورمیه به 2 برابر افزایش یافته است.
باقرزاده درعین حال از تغییر اقلیم نیم تا یک درجه سانتی گرادی دمای منطقه دریاچه اورمیه خبر داده است، بنا به گفته های وی کاهش بارش برف و باران در منطقه می باشیم و اقلیم نیز تحت تاثیر این وضعی قرار گرفته، آب ظرفيت گرمايی ويژه‌ای دارد و وقتی خشک می‌شود با تشعشعات نمکی اقليم منطقه سريعتر گرم و سرد میشود و می‌تواند بر افزايش دمای منطقه تأثيرگذار باشد.
آقای باقرزاده نیز از عدم تحقق اعتبارات مرتبط با دریاچه اورمیه سخن گفته است، به نظر وی دریاچه اورمیه اکنون در بدترین وضعیت ممکن خود می باشد. مشاور و کارشناس دفتر تالاب‌های محيط زيست با بيان اينکه توليد محصولاتمان نيز تنها 20 درصد به مردم تعلق دارد، گفت: جالب است سيبی را که به زحمت توليد می‌شود در جاده‌ها می‌بينيم که انباشته شده است و نصيب اکناف و حيوانات مي‌شود و مردم سهم ناچيزی دارند. برای نمونه بايد بگويم که استفاده ما از ذخيره آب نادرست است و به درستی از آب موجود در هيچ عرصه‌ای استفاده نمی‌کنيم چرا غرب از يک مترمکعب سه کيلو محصول برداشت می‌کند اما ما از همين ميزان آب يک چهارم توليد را نداريم.

۱۳۹۱/۰۸/۲۸

طوفان های نمک – خاک مسموم دریاچه آرال و اورمیه

تصویر ماهواره ای فوق در سال 2008 و از طوفانهای نمک – خاک مسموم دریاچه خشک شده آرال تا دریاچه خزر که حدود 700 کیلومتر می باشد را نشان می دهد. 
در یکی از مقالاتی که با نام "خشک شدن دریاچه آرال و نگرشی بر وضعیت دریاچه اورمیه" در وبلاگ Lake Urmia News منتشر شده شباهت های متعدد دریاچه اورمیه و دریاچه آرال را برشمرده بودم که طی چه پروسه ای دریاچه آرال خشکانیده شده و سبب چه بلایای انسانی گشت، به باور راقم این سطور دقیقاً پروسه مشابه نیز برای دریاچه اورمیه این نگین آزربایجان در حال جریان می باشد.
بنا به تازه ترین تصاویر ماهواره ای منتشر شده از وضعیت دریاچه اورمیه دقیقاً به مانند دریاچه آرال از وسط در حال نصف شدن می باشد و به زودی شاهد  نصف شدن دریاچه اورمیه خواهیم بود، پروسه فوق نیز دقیقاً در دریاچه آرال شکل گرفت.
نکته حائز اهمیت در اینجا پیش بینی و وقع طوفان های نمکی – خاکی دریاچه اورمیه می باشد که بدون استثنا به علت وجود املاح نمکی در آب دریاچه اورمیه وضعیت به مراتب بدتر از دریاچه آرال خواهد بود. عناصر موجود در نمک های دریاچه اورمیه در اثر وقوع طوفان های نمکی فاجعه محیط زیستی قرن را رقم خواهند زد و متاسفانه هنوز دولت ایران بدون کوچکترین علمی در راه احیاء دریاچه اورمیه پیگیر سوال معروف پیدا کنید پرتغال فروش را می باش در حالیکه به گفته رئیس سازمان محیز زیست تاکنون 90% اعمال مرتبط با حفظ دریاچه اورمیه صورت نگرفته است و وقوع طوفان های نمکی که چند پیش توسط چندین عکاس مبتدی ترک در اورمیه به ثبت گردیده بود اولین نشانه های طوفان های نمکی را در اذهان عمومی قابل تصور ساختند.


۱۳۹۱/۰۵/۳۱

خشک شدن دریاچه آرال و نگرشی بر وضعیت دریاچه اورمیه

اومود اورمولو
دریاچه آرال روزگاری 4 مین دریاچه بزرگ جهان بود، دریاچه آرال مابین مرزهای ازبکستان و قزاقستان قرار گرفته است که توسط سیاست های اتحاد جماهیر شوری محکوم به خشکیده شدن گشت. دریاچه اورمیه نیز دومین دریاچه آب شور جهان می باشد که طی سالهای گذشته با روند صعودی خشک شدن مواجه شده به طوریکه اکنون بیش از 65% دریاچه اورمیه تماماً خشک شده است. خشک شدن دریاچه های آرال و اورمیه دارای شباهت هائی میباشد که در این نوشته به آن شباهت ها خواهیم پرداخت.  
دریاچه آرال برای ادامه حیات خود به آب های آمو دریا (جیهان) و سردریا (سیهان) وابسته بود، چون به علت قرارگیری دریاچه آرال در جغرافیائی خاص مقدار بخار آب در هنگام فصول گرم سال بیشتر از مقدار بارش باران، آب های زیرزمینی و ... در همان فصول سال بود. با کاهش آب رودهای مذکور سرنوشت دریاچه آرال نیز دچار تغییر شگرفی شد به طوریکه در سال 1990 دریاچه آرال به دو قسمت آرال شمالی و آرال جنوبی تقسیم گشت. قسمت جنوبی آرال که بزرگتر از قسمت شمالی بود در سال 2007 از حجم 708 به 75 km3 مبدل شده و خود این قسمت نیز به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم گشت. حجم نمک آب در هر لیتر نیز به 100 گرم رسید، به طور معمول متوسط نمک آب های اقیانوس 35 گرم در لیتر می باشد که خود به خوبی حاکی از وضیعت وخیم دریاچه آرال بود.
در سال های مابین 1960 تا 2000 آب رودهائی که به دریاچه آرال سرازیر می شد صرف کشت زمینهای پنبه شد به طوریکه در این سالها مقدار محصول پنبه بدست آمده دوبرابر شده بود. سردمداران آن روز اتحاد جماهیر شوروی از محصول پنبه به عنوان "طلای سفید" یاد کرده و هزاران پروژه برای افزایش محصول پنبه را به اجرا گذاشتند که برای آبیاری این مزارع پهناور پنبه نیاز به آب های فراوانی بود که این آبها نیز از رودخانه هائی که به دریاچه آرال سرازیر می شدند تامین می شد.
خشک شدن و تکه تکه شدن دریاچه آرال به همراه خود نتایجی را نیز به بار آورد.
بستر دریاچه آرال به ابعاد 54.000 کیلومتر مربع تبدیل به صحرای شن شد.
بسیاری از شهرها و روستاهائی که در کنار سواحل دریاچه آرال قرار داشتند با خشک شدن دریاچه آرال هزاران کیلومتر فاصله گرفتند. بسیاری از بندرها و راه های ارتباطی بندرها تماماً محو شدند. گشودن راه از بنادر به دریاچه نیز تنها با هزینه های نجومی قابل تحقق بود.
بسیاری از بنادر که روزگاری میزبان هزاران کشتی و قایق بزرگ و کوچک بودند به قبرستان قایق ها مبدل شدند. دقیقاً دریاچه آرال گورستان قایق های ماهیگیری شد.
روزگاری در دریاچه آرال هزاران خانواده از شغل ماهیگیری کسب درامد می کردند و امورات خود را می گذارندند ولی امروزه در یاس و ناامیدی مطلق اند. بسیاری از این انسانها پس از شغل ماهیگیری درآمد و شغل دیگری نداشته و امروزه برای ادامه حیات خود در مجادله اند. 
روزگای اراضی دریاچه آرال که مملو از آب و سرسبزی بود امروزه به محل رقص طوفانهای شن و نمک مبدل گشته اند. بسیاری از مواد شیمیائی که در زمینهای کشاورزی حوضه دریاچه آرال بودند با درهم آمیختگی بادها نمکی و شنی سبب آلودگی بیش از حد منطقه گشته اند.
حوزه دریاچه آرال در سال 1960 دارای 300 گونه گیاهی، 35 گونه پرنده و 23 گونه دیگر بود، بسیاری از گونه های حیوانی موجود در منطقه به کلی از بین رفت به طوریکه بر اساس آمار نصف حیات وحش موجود در حوزه آبی دریاچه آرال پس از خشک شدن دریاچه نابود شدند. اکوسیستم به طور جدی دچار تغییر شگرفی شد، در این حجم از مقدار کم آبی، شن و نمک تنها چند گونه انگشت شمار قادر به ادامه حیات خود شدند. در سال 1960 بیش از 34 گونه ماهی در دریاچه آرال ثبت شده بود، هر ساله حدود 60 تن ماهی از دریاچه آرال سید می شد.   
دریاچه آرال قبل از خشک شدن سبب حفط تعادل دما در منطقه می گشت که پس از خشک شدن دریاچه این تعادل به کلی به هم خورد به طوریکه تابستانها بسیار گرم، زمستانها بسیار سرد و مقدار باران نیز به شدت افت کرد. از نتایج این تغییر تعادل فصول می توان به هم خورد شکفتن دانه ها اشاره کرد.
بسیاری از اراضی دریاچه آرال که روزگاری محل کاشت محصولات مختلف بود امروزه به علت وجود بادهای شنی و نمکی قادر به هیچ کاربردی نمی باشند. بادهائی که از شمال می وزند تا مصافت های 500 کیلومتری را در هم می نوردند، حتی تاثیرات این بادها در ژاپن و اسکاندیناوی نیز حس می گردد. آمو دلتا که در جنوب دریاچه آرال واقع شده و یکی از حاصلخیزترین مناطق منطقه می باشد به علت وجود این بادها و تاثیرات آنها دچار مشکلات متعددی در شکفته شدن و .. گشته است. 
بسیاری از انسانها تندرست منطقه که سالها در کنار دریاچه آرال زیسته اند امروزه به علت وزش بادهای سمی دچار انواع بیماری های تنفسی، گوارشی و سرطانی گشته اند.  
پس از خشک شدن دریاچه آرال بسیاری از زنان منطقه به علت عدم تغذیه درست از مواد غذائی دریائی دچار سقط جنین های متعدی شده اند.
کارخانه ها و شرکتهای متعدد کنسرو سازی و تولید محصولات آبزی موجود در منطقه امروزه به مکان زندگی حشرات تبدیل شده است. 
مردم منطقه برای استفاده از آب شیرین دچار زحمت های فراوانی گشته اند.
در اوایل سالهای 1954 تا 1990 نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در جزیره ای به نام Vozrojdenie یا "مقاومت" بیش از 40 نوع سلاح بیلوژیک را آزمایش کرده اند، تاثیرات این سلاح های بیولوژیک به صورت سرایت انواع بیماریهای ناشناخته امروزه گریبانگیر مردم منطقه شده است. 
و اکنون دریاچه اورمیه ...
حجم آب موجود در دریاچه اورمیه نیز از سال 74 تا 85 از 42 میلیارد مترمکعب به کمتر از 22 میلیارد مترمکعب تقلیل یافته و از همان سالها روند کاهش سطح آب دریاچه اورمیه به شدت افزایش یافته به طوریکه در سال 89 افت تراز آبی دریاچه اورمیه 6.5 متر رسیده است که در طول حیات دریاچه بی سابقه می باشد.
بنا به آمار دولتی موجود بر روی حوزه آبریز دریاچه اورمیه 40 سد موجود، 12 سد در دست ساخت و 40 سد در دست برنامه ریزی می باشد. 
در دیگر سو سطح زمین کشت های آبی در حوزه آبریز دریاچه اورمیه از 150 هزار هکتار در سال 58 به 415 هزار هکتار در سال 85 افزایش یافته، آخرین رقم دولتی ارائه شده برابر با 680 هزار هکتار می باشد که نیاز آبی حدود 8/6 میلیارد مترمکعب آب احتیاج دارد. 
در کنار موارد بالا در حوزه آبی دریاچه اورمیه نزدیک به 30 تا 40 هزار چاه غیرمجاز نیز وجود دارد، به ارقام فوق باید افزایش 2 برابری جمعیت این منطقه را افزود.
به نظر دولت ایران همان سیاست اتحاد جماهیر شوروی را برای حوزه آبریز دریاچه اورمیه در نظر گرفته و در حال پیشبرد می باشد، چون طی ده های گذشته هیچ صنایع مادری به منطقه آورده نشده و بیشتر هدف دول ایران منطقه را تبدیل کردن به قطب کشاورزی بوده است، دو برابر شدن سطح زیرکشت نیز طی این سالها مطمئناً بدین سبب صورت گرفته است. مسئولین دولت ایران خشک شدن دریاچه اورمیه را ناشی از خشک سالی، تغییر اقلیم و تنها 5% سد سازی معرفی می کنند این در حالی می باشد که بنا به آمارهائی که از سوی ارگانهای ذیربط منتشر گردیده است حوزه آبی دریاچه اورمیه طی چند سال گذشته ترسالی را پشت سر گذاشته و به نوعی میزان بارش باران نیز بیشتر از حد متوسط بوده است، حال باید پرسید پس چرا دریاچه اورمیه هر روز کوچکتر شده و خشک می گردد؟ به نظر بسیاری از کارشناسان محیط زیست تعدد سدهائی که برروی شریانهای آبی دریاچه اورمیه ساخته شده، بدون در نظر گرفتن حق آبه دریاچه اورمیه جزء مهمترین دلایل خشک شدن دریاچه اورمیه میباشد، در کناراین دلیلی اصلی دو برابر شدن سطح زیرکشت، سیستم قدیمی آبیاری، مدیریت ناصحیح منابع آبی و ... جزء مهمترین دلایل خشک شدن دریاچه اورمیه می باشد.   
اگر دریاچه اورمیه خشک شود ...
مطمئناً تفاوت بزرگ دریاچه اورمیه با دریاچه آرال وجود نمک و املاح معدنی متعدد در دریاچه اورمیه می باشد که خطرات پس از خشک شدن آن را چندین بابر خشک شدن دریاچه آرال می کند. شروع طوفانهای نمکی، افزایش دمای منطقه، افزایش بیماری های تنفسی، افزایش بیماری های پوستی، افزایش بیماریهای ریوی، شیوع انواع سرطانها، کاهش باران، مهاجرت اجباری از منطقه، ضربه بر اقتصاد منطقه (عدم برداشت آرتمیا اورمیانا)، محو شدن محیط زیست منطقه، و .... را در پی خواهد داشت. 

۱۳۸۹/۱۲/۲۸

پارک ملی دریاچه ی اورمیه و امنیت ملی - تجربه ی آرال

تردیدی نیست که هر پدیده ی اکولوژیک دارای ویژگی های خاص خود است و از همین رو مقایسه ی دو پدیده ی اکولوژیک متفاوت، حتی در صورت داشتن وجوه مشترک متعدد  بایستی بسیار با دقت به انجام برسد و حتی به نظرم از تا حد امکان از تعمیم ها و تشبیه های غیرضروری صرفنظر گردد.
مقاله ای هست نوشته ی اوا رکل (Eva Rakel) که در کتابی با عنوان "مواجهه با تغییرات جهانی محیط زیست" منتشر شده است. اولین توصیه ام به دوستان علاقمند به مطالعه پیرامون مباحث جهانی محیط زیست این است که سعی کنند حتما نگاهی به این کتاب بیندازند. اوا در این فصل از کتاب به بررسی امنیت محیط زیستی در آسیای میانه پرداخته است و به طور عمده پیرامون دریای خزر و دریاچه ی آرال سخن گفته است.
ر این مقاله که جزییاتش در ذیل آمده است بخش کوتاهی هست پیرامون پیامدهای اکولوژیک خشک شدن دریاچه ی آرال شامل:
1- کاهش ارتفاع و حجم آب،
2- برهم خوردن تعادل اقلیمی منطقه از نظر دمایی و افزایش فرکانس فصول گرم و خشک و کاهش فصل مناسب برای رویش گیاهان،
3- افزایش گرد و غبار و در پی آن افزایش میزان غبار نشسته بر روی یخچال ها که منجر به افزایش سرعت آب شدن آن ها می شود،
4- تهدید تنوع زیستی منطقه و از بین رفتن گونه های زیستی،
5- انتشار بقایای خطرناک نمکی و گرد و خاک که می تواند منجر به افزایش مرگ و میر کودکان، بیماری های تنفسی، سرطان ریه و هپاتیت گردد،
6- افزایش غلظت نمک در خاک که می تواند موجب کاهش بازده کاشت محصولات کشاورزی شود،
7- و در نهایت از بین رفتن منابع شیلات،
 مشخصات مقاله ی اوا رکل به صورت زیر است:
Rakel, E. (2009). Environmental Security in Central Asia and the Caspian Region: Aral and Caspian Seas. Facing Global Environmental Change. H. G. Brauch, Ú. O. Spring, J. Grinet al, Springer Berlin Heidelberg. 4: 725-738.
تصویر زیر روند خشک شدن و کاهش آب دریاچه ی آرال را نشان می دهد
منبع: http://tinyurl.com/6kjqr82

۱۳۸۹/۱۰/۰۴

فکری برایش بکنیم! عروس آزربایجان (دریاچه اورمیه) در حال احتضار است.

یاشار اؤلمز 
دریاچه اورمیه دیگر آن دریاچه سرحال و پرآب قدیمی نیست که با دیدن گردشگران موج می زد، عروس آزربایجان به یک شوره زار و نمک زار تبدیل شده و گردشگران نه برای گردش بلکه برای عیادت و دیدن نابودی او سرازیر آذربایجان می شوند. وقتی به دیدنش می آیید برایش یک بطری آب بیاورید چراکه پزشکان علاج او را، مانند هر انسان و موجود تشنه ای در آب می بینند، این تنها خواسته آزربایجان است از شما، برای حفظ پاره تنش.
اما مساله این است که غصه خوردن مردم و مسؤلان چاره کار نیست و دریاچه اورمیه را از مرگ حتمی نجات نمی دهد. این یک واقعیت است که دریاچه اورمیه، اگر فکری برایش نشود به یک شوره زار نمک تبدیل می شود و با مرگ دریاچه اورمیه باید شاهد مرگ فلامینگوهای مهاجری هم باشیم که از این دریاچه زیبا بعنوان زیستگاهی برای خود استفاده می کنند که البته باید بگوییم که استفاده می کرده اند چرا که با مشکلاتی که برای این دریاچه بوجود آمده دیگر پرنده مهاجری برای این دریاچه باقی نمانده است.
در ماههای ميانی سال 1358 مدير کل وقت راههای آزربايجان تصميم مي گيرد که راه ميان گذری در درياچه اورمیه به منظور سهولت ارتباط بين اورمیه و تبريز احداث شود. با سرعتی باور نکردنی عمليات اجرايی از ساحل غربی آغاز می شود.  همچنان که سنگريزی از ساحل غربی ادامه می يابد، از ساحل شرقی نيز عمليات اجرايی با تغييری در طرح اوليه پی گيری می شود. جاده اوليه به بزرگراهی با چهار باند و به عرض 25 مترتبديل و در زمان کوتاهی قسمت های اوليه آن اجرا می شود. با نزديک شدن به قسمت های ميانی درياچه، سرعت عمليات به نحو چشمگيری کاهش می يابد. علاوه بر افزايش عمق درياچه، طرح با مشکل ديگری نيز مواجه می شود، عمق بستر لجنی به شدت افزايش يافته و به 200 متر می رسد و حتی در قسمتی حدود 1000 متر تخمين زده می شود. 14 کيلومتر ساخته شده و امکان احداث يک و نيم کيلومتر باقيمانده ميسر نيست. پس از سال ها در سال 1368 پل شناوری مشابه پل های شناور جزيره مجنون که در زمان جنگ استفاده می شد، بين دو قسمت نصب شد. در همان سال بدليل خوردگی شديد و شدت جريان آب بين دو قسمت شمالی و جنوبی درياچه، پل دچار آسيب هايی شد و در نهايت بر اثر وقوع يک طوفان تخريب گرديد. از آن تاريخ به بعد در شرايط جوی مساعد، شناوری جهت انتقال خودروها که اکثرا بدلايل تفريحی از اين محور عبور می کنند در درياچه مستقر شد. و امروز بعد از 30 سال این میانگذر افتتاح گردید اما نیمه تمام!!! خوب شد که افتتاح گردید، چون با افتتاح آن مسؤلان از بیماری دریاچه، که در مرحله حاد بود و نمی دانستند و یا اینکه می دانستند و به روی خودشان نمی آوردند.- چرا که خوب می دانستند که ثوابشان کباب از آب درآمده است- با خبر شدند.
درياچه اورمیه بعنوان بزرگترين پهنه آبی داخلی ايران و بيستمين درياچه آبی جهان با وسعتی در حدود 51786 کيلومتر مربع از حدود 20 رودخانه دايمی و فصلی و چندين مسيل طبيعی تغذيه می شود. از عمده ترين اين رودخانه ها می توان از جیغاتی،تاتائو، آجی چای،  نازلی چای، زولا و شهر چای نام برد. حدود ۴۰ سال پیش منطقه حفاظت‌شده اعلا‌م گردیده و از سال ۱۳۵۴ نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین تالا‌ب‌های بین‌المللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده است. این دریاچه همچنین یکی از 9 ذخیره‌گاه بیوسفری ایران است که در یونسکو ثبت گردیده است.
زمانی که هنوز هیچ سدی روی این دریاچه ساخته نشده بود، 5/5 میلیارد متر مکعب آب به درون این دریاچه وارد می‌شد. اما اکنون این رقم به کمتر از 1 میلیارد متر مکعب رسیده و این به معنی وقوع یک فاجعه زیست‌محیطی است. اگر 30 درصد از آب هر سدی که روی دریاچه اورمیه زده‌اند را به داخل این دریاچه بریزند، شاید بتوان از نابودی کامل آن جلوگیری کرد
تقریباً تمامی کارشناسان محیط زیست بر این باورند که اگر اقدامی سریع و جدی انجام نگیرد، دریاچه اورمیه به زودی خشک شده و سرنوشتی مانند دریاچه آرال پیدا خواهد کرد.
دریاچه آرال نیز که یکی از دریاچه‌های مهم جهان به شمار می‌رفت، علیرغم هشدار کارشناسان، در نتیجه طرح‌ها و پروژه‌های نه چندان صحیح مسئولین وقت شوروی، پس از شصت سال برای همیشه نابود شد و یک فاجعه بزرگ انسانی و زیست‌محیطی در حاشیه دریاچه آرال به وقوع پیوست. در سال 1950 خروشچف دبیرکل حزب کمونیست و رهبر وقت شوروی دستور داد مسیر آب رودخانه‌های "آمودریا" و "سیردریا" که همواره به دریاچه آرال می‌ریخت، تغییر داده شود. علت چنین تصمیمی این بود که خروشچف قصد داشت اراضی زیر کشت پنبه را از ۵/۳ میلیون به ۵/۷ میلیون هکتار افزایش دهد. چرا که به نظر او، پنبه یک کالای مهم استراتژیک برای شوروی محسوب می‌شد و در واقع طلای سفید بود.  سر انجام با خشک شدن این دریاچه صنعت شیلا‌ت در منطقه به همراه ۶۰ هزار شغل از بین رفت و همه آرزوهای دولتمردان سابق شوروی با نابودی مزارع پنبه همانجا دفن شد.
با خشک شدن دریاچه آرال بستری از نمک به وسعت ۳۶ هزار کیلومتر مربع بر جای ماند. توفان‌های شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفت‌کش‌ها و سموم کشاورزی بودند، انواع بیماری‌های تنفسی و سرطان‌های پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد. بر اساس گزارش یونسکو در این منطقه، سلا‌مت زنان باردار به علت کیفیت بد آب آشامیدنی همچنان رو به وخامت است و نوزادان مرده و ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آیند. به طوری که این منطقه هم‌اکنون یکی از بالا‌ترین میزان مرگ و میرهای نوزادان در جهان را داراست.
سرنوشت تلخ دریاچه آرال و نتایج حاصل از آن به خوبی نشان می‌دهد که خشک شدن دریاچه اورمیه می‌تواند فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر و تلخ‌تر به بار آورد. چرا که دریاچه اورمیه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که دریاچه آرال علیرغم اهمیت‌ فوق العاده‌اش فاقد آن بود
منبع
http://tinyurl.com/277nkk8

۱۳۸۹/۱۰/۰۱

آیا سرنوشت دریاچه آرال در انتظار دریاچه اورمیه می باشد؟ همراه با عکس های دریاچه آرال

دریاچه آرال، که پیش از این در کتاب های جغرافیای ما، به عنوان دریاجه ای در شمال دریای خزر از آن یاد می شد، امروز به بیابان خشک و بی آب و علف تبدیل شده است. 
برخی معتقدند، سیاست های دولت شوروی سابق در بهره برداری بی رویه از آب دریاچه، باعث خشکی تدریجی آن گردید. 
حال سوال اینجاست که با وضعیت دیروز و امروز دریاچه اورمیه شاهد تکرار همین داستان در دریاچه اورمیه نیستیم؟
آیا سرنوشتی که بر سر دریاچه آرال آمد در انتظار دریاچه اورمیه نیست؟
آیا ....